تأليف: سلمي دملوجي/ رضا مروارديد
كوشش در مسجدسازي به شماري از متون ديني، از جمله بخشي از
آيات قرآني و احاديث نبوي برمي گردد. فضيلت مسجد در حديث شريف
پيامبر چنين آمده است: «هركس براي رضاي خداوند مسجدي برپا
سازد، خداوند برايش خانه اي در بهشت، به همان سان خواهد ساخت.»
و فرموده است: «روزي كه جز سايه سار الهي سايه اي نباشد،
خداوند هفت تن را در زير سايه خود گرد آورَد... و مردي كه دلش
آويخته مسجد باشد».
پس از گسترش دولت اسلامي و فراخ شدن قلمرو جهان اسلام،
مسلمانان در هرجا كه شهري برپا مي كردند، نخست در ساختن مساجد
و پرستشگاه هاي خود سخت مي كوشيدند و بدين سان معماري مسجد،
چونان ميراثي گرانبار، همپاي رشد فزاينده و نفوذ گسترده تمدّن
اسلامي، پاي گرفت و نهادينه شد. برخي از نخستين نشانه هاي آن
هنوز هم برپاست; جامع اموي در دمشق، جامع قرطبه در اسپانيا و
قبّة الصخره در قدس از اين شمار است.
مسجد، كانون توسعه مدني
شكل گيري انديشه توسعه حرم نبوي، هماهنگ با محيط شهري
پيرامون آن، نشاني است از جايگاه قلبوار مسجد و اهمّيت طبيعي و
تاريخي آن; امري كه مسجد را مركزيّتي ويژه بخشيده و آن را با
بافت مدني شهر همساز كرده است. تأسيسات عمومي و تجاري شهر،
نخست بر اساس اهمّيت آنها و پيوندشان با مسجد و سپس بر پايه
مناسبات ميان خود، در پيرامون مسجد گسترده اند. روان بودن حركت
دوسويه ميان مسجد و خيابان هاي اطراف، ضرورتي است كه برپايه
حفظ آسايش و آرامش مردم و توجّه به آثار اين آمد و شد بر محيط
پيرامون، شكل گرفته است.
در اين طرح، فضاي گسترده اطراف، كه به سان كمربندي
گرداگرد مسجد پيچيده است، كاربرد فضاي ميانجي را دارد و در
هنگام ازدحام جمعيّت از آن براي برپايي نماز هم بهره گيري
مي شود. استفاده بهينه از فضاها و خيابان هاي اطراف ساختمان
حرم مطهر، يكي از اهداف بنيادين توسعه است كه مسجد را كانون
توسعه مدني و محور طبيعي و معنوي آن مي سازد.
طرح معماري و عناصر اصلي توسعه جديد
توسعه جديد كه ساختمان مسجد قديم را از سه سمت: شمال، شرق
و غرب در برگرفته و با فضاهاي پيرامون خود در راستاي چندين
خيابان گسترده است، اينك مركز اصلي شهر به شمار مي رود. محور
اصلي ساختمان، ورودي اصلي مسجد، يعني باب ملك فهد بن عبدالعزيز
است. اين در به خيابان ملك فهد گشوده مي شود. درهاي ديگر در
خيابان هاي ابوذر، سلام و عمر بن خطّاب است كه به گونه اي
مستقيم ميان بناي مسجد و خيابان هاي اطراف را پيوند مي دهد.
به منظور پرهيز از آميزش فضاي روحاني مسجد با سر و صداي
برخاسته از تأسيسات رفاهي از يك سو و جلوه دادن فرّ و شكوه
مسجد در ميان بافت مدني شهر و آسيب نديدن نماي آن از درآميختن
با ساختمان هاي گوناگون اطراف، از سوي ديگر، همه تأسيسات
خدماتي و رفاهي در ساختماني به فاصله هفت كيلومتر از مسجد گرد
آمده و با يك زيرگذر كه براي آسايش رهگذران در مسيرهاي مسجد و
روان بودن آمد و شد نمازگزاران فراهم آمده، به حرم ارتباط
يافته است.
طبقه همكف
طبقه همكف مسجد، كه شامل مسجد قديم و گستره توسعه جديد
است، مهم ترين بخش از مسجد نبوي را شكل مي دهد.
فضاي اصلي
توسعه جديد كه همه جاي آن براي نماز است، در طبقه همكف
قرار دارد و بخش هاي شرقي و غربي آن همانند است. بخش مياني كه
دو بخش جانبي را به هم پيوند مي دهد، در راستاي ساختمان قديم
شكل گرفته است. فضاي نماز در همه جا، بجز صحن هاي روبازي كه
سقف متحرّك دارند، پوشيده است.
در همه سقف هاي مسجد، ابعاد 6×6 يا 18×18 متر رعايت شده
است. ستون هايي كه بار سقف بر آنهاست، هريك دوازده متر بلندي
دارد. طبقه همكف و فضاي اصلي، همه جا داراي 14 متر ارتفاع است
كه خط افق ساختمان مسجد را ترسيم مي كند.
ضرورت پيوند يكنواخت ميان ساختمان قديم و جديد موجب شد كه
نوسازي هايي در مسجد قديم صورت گيرد; از جمله مي توان به
پوشاندن صحن روباز ميان دو ساختمان با دوازده سايه بان برقي به
شكل گنبدهاي قديم اشاره كرد. همين طرح 18×18 متري در دو فضاي
روباز با ابعاد 32×64 متر نيز اجرا شده است.
فضاهاي داخلي
طبقه همكف 27 فضاي روباز با 27 گنبد متحرّك كشويي دارد.
ابعاد هريك از اين فضاها 18×18 متر است و به گونه اي مناسب در
اطراف طرح گسترده است.
اين فضاها هوا و نور طبيعي را به بخش هاي مختلف مسجد
مي رسانند و حسّ پيوند با آسمان را در نمازگزاران زنده مي كنند
و اين فرصت را براي آنان فراهم مي سازند كه با چشماني گشوده به
آسمان، خداي خود را بخوانند.
مناره ها
افزون بر چهار مناره اصلي، اينك شش مناره در مسجد فراز
آمده است. گلدسته هاي جديد هريك 104 متر ارتفاع دارند و بر
فراز هريك هلالي مي درخشد.
چهار مناره از مناره هاي جديد، چهارگوشه توسعه جديد را
نشان مي دهند و دو مناره ديگر، بر محور اصلي نماي شمالي و در
دو سوي بزرگترين ورودي، يعني باب ملك فهد بنا شده اند.
طبقه زيرين
در اين طبقه كه برابر مساحت طبقه همكف است، شماري از
تأسيسات قرار دارد. ارتفاع اين طبقه چهار متر است و پايه هاي
اصلي بنا كه در ژرفاي بيست متري كف زمين واقع است، از ميان آن
مي گذرد. گذرگاهي كه از زير خيابان ها عبور مي كند و سرانجام
به ساختمان مخصوص خدمات كه تأسيسات برق و تهويه و تأمين آب سرد
در آن است، مي رسد، با همين طبقه ارتباط دارد. دو گذرگاه
شيب دار، راه ورود به زيرزمين است. به علاوه، شش پلكان از
بيرون مسجد و يك پلكان از داخل به طبقه زيرزمين راه مي برد.
بام مسجد
سراسر فضاي بام مسجد را براي نماز درنظر گرفته اند، به
گونه اي كه گنجايش نودهزار نمازگزاررادارد.
راه هاي ارتباطي نمازگزاران بامسجدمتعدّداست، امّابراي پيشگيري
از رودررويي باكساني كه از درهاي اصلي خارج مي شوند يا آنان كه
به طبقه زيرين مي روند، چند درِ خروجي در كنار ورودي هاي
هفت گانه اصلي درنظر گرفته شده كه مخصوص نمازگزاران طبقه
بالاست.
پلكان ثابت و برقي كه جمعاً به سي چشمه مي رسد، مسير رفت
و برگشت نمازگزاران بين سطح و زيرزمين است. پشت بام را ايواني
مسقّف به عرض شش متر در برگرفته است. عدد شش، در همه جاي
ساختمان مسجد كاربرد بسيار دارد.
شكل طرّاحي و عناصر آن
برنامه جديدطرّاحي توسعه حرم شريف نبوي، برپايه الهام از
سنّت هاي پايدار معماري اسلامي شكل گرفته و بر آن است تا از
يك سو نيازهاي بازسازي را برآورده سازد، و از سوي ديگر،
فنّ آوري نوين را براي اجراي بهترين نقشه هاي مورد نظر به كار
گيرد; به عنوان مثال، طرّاحي چادرهاي صحن مسجد با همين نگرش
انجام گرفته، به گونه اي كه توانسته است ميان انديشه سنّتيِ
استفاده از پارچه هاي نازك براي پوشش سقف و حفظ روشنايي مسجد
حتّي در صورت باز بودن چادرها، ايجاد ارتباط كند. دو صحن
روبازي كه در توسعه اول سعودي به مسجد افزوده شد، نياز به
اجراي برنامه اي داشت كه هم به جريان هوا آسيبي وارد نسازد و
هم با شبستان هاي پيرامون صحن كه بخشي از آن، ساختمان قديم
مسجد است، همساز باشد; از اين رو، بحث به كارگيري چادرهاي تاشو
به ميان آمد، كه اينك در جهان بي همتاست.
ويژگي چادرها
دوازده دستگاه از چادرهاي يادشده در دو صحن مسجد برپا شده
است; در هر صحن شش چادر. چادرها در حالت گشوده چهارده متر
ارتفاع دارند كه با بلنداي ديوار مسجد برابر است و با ابعاد
صحن هاي مسجد كاملا هماهنگ. در لابلاي هر چادر، رشته سيم هايي
فلزّي و انعطاف پذير تعبيه شده است. پايه هر چادر ستوني است
پوشيده از مرمر سفيد، با سيستمي خودكار كه چادرها را باز و
بسته مي كند. هر چادر مساحتي به اندازه 17×18 متر را
مي پوشاند، ميان چادرها حدود 24 سانتيمتر فاصله است و هريك ده
تن وزن دارد.
چادرها در شرايط جوّي گوناگون باز و بسته مي شوند و بستن و
گشودن آنها كمتر از نود ثانيه زمان مي خواهد. استفاده از اين
نوع پوشش به شكلي كاملا محسوس بر هواي داخلي مسجد و ميزان
انرژي مصرفي تأثير مي گذارد.
در فصل تابستان، به هنگام روز، پوشش سفيدرنگ اين چادرها
گشوده مي شود تا تمام صحن مسجد را زير سايه خود گيرد. اين پوشش
شب ها جمع مي شود و هواي مطبوع شامگاهيجريان مي يابد. در فصل
زمستان، روزهنگام چادرها بسته است تا خورشيد بر صحن بتابد و
فضاي آن را گرما بخشد و شامگاهان باز مي شود كه سرماي شديد به
درون مسجد راه نيابد. باز و بسته بودن چادرها با موقعيت آفتاب،
گرماي هوا، سرعت باد و موقعيت ابرها ارتباط تنگاتنگ دارد و اين
امر با دستگاه هاي پيشرفته كنترل مي شود. هنگامي كه گرماي هوا
به 45 درجه سانتيگراد مي رسد، براي مطبوع نگه داشتن هواي داخلي
مسجد، چادرها همواره باز مي ماند. دريچه هاي تهويه درست بالاي
ستون چادرها قرار گرفته تا تمام فضاي مسجد به گونه اي يكنواخت
خنك شود. هنگام ريزش باران كه چادرها گشوده است، آب از روي
چادرها به داخل پايه هر چادر مي ريزد و از آنجا به شبكه پساب
زيرزميني مسجد راه مي يابد.
نماي يكي از صحن هاي روباز داخلي با چادري كه بر فراز آن گشوده
شده است.
در بالاي ستونِ هر يك از چادرها، از چهار طرف نورافكن هايي
يكسان با ديگر ستون هاي مسجد نصب شده است، تا در شب روشنايي
مسجد را فراهم سازد. نماي پايه چادرها در هنگام بسته بودن،
بازتابي از شكل گلدسته هاي مسجد است.
اين چادرهاي تاشو،افزون برهمه اين دقّت و هدفمندي، از
سادگي و زيبايي خاصّي برخوردارند.
گنبدهاي متحرّك
اين گنبدها كاملا هماهنگ با نقشه 27 صحن توسعه جديد طرّاحي
شده است و كاربرد آن، پوشش دادن به صحن ها در حالات مختلف جوّي
و تنظيم هواي داخل مسجد است. در تابستان، با تابش نخستين پرتو
خورشيد، گنبدها به آرامي حركت مي كنند و صحن مسجد را كاملا
مي پوشانند و سايه اي دلنشين فراهم مي سازند و دستگاه هاي
تهويه را در اجراي وظيفه خود ياري مي دهند و با فرا رسيدن شب،
گنبدها به جاي خود برمي گردند و سقف را براي خارج شدن فضاي گرم
داخل به سوي آسمان سرد شب مي گشايند. اين بستن و گشودن در
زمستان، برعكس انجام مي شود; يعني به هنگام روز براي گرماي
مسجد از خورشيد بهره مي گيرند و شامگاهان با پوشاندن سقف ها از
نفوذ سرما جلوگيري مي كنند.
طرّاحي اين گنبدها به گونه اي انجام گرفته است كه با
طرّاحي ديگر بخش هاي توسعه جديد و ساختمان قديم همنواخت باشد;
از اين رو، گنبدهايي هماهنگ با گنبد سبز مسجد و البته كوتاهتر
از آن، طرّاحي شده است. قطر انحناي هـر گنـبـد 02/8 متر است و
در طرّاحي آن از نرم افزار كامپيوتري سه بعدي آوتوكد (AutoCAD)
كه با معادلات پيچيده رياضي، عناصر و ابعاد داخلي و خارجي بنا
را تعيين مي كند، بهره گيري شده است. استفاده از اين برنامه،
در اجرا، موجب پديد آمدن سازه هايي كاملا سنجيده شده است.
هر گنبد از داخل و خارج پوششي آراسته دارد و در عين
استحكام از وزني اندك برخوردار است. پوشش دروني گنبد چوب
آميخته به نوعي چسب است و نماي بيرون آن از چوب خالص. بر فراز
هر گنبد، هلالي برنزي مي درخشد كه با طلاي 23 قيراط روكش شده
است. ريل هايي كه گنبدها به صورت كشويي روي آنها حركت مي كنند،
لبه هايي از سنگ مصنوعي محلّي دارد تا با نماي ايوان هاي
پيرامون مسجد هماهنگ باشد.
پوشش مناره ها
مناره از آغاز يكي از نشانه هاي اصلي هر مسجد بوده، وبه
سان عنصري بنيادين در مسجدسازي به شمار مي رفته است. در توسعه
جديد مسجد نبوي نيز، با بهره گيري از اين عنصر، شش مناره جديد
به بلنداي 104 متر برپا شده و چونان نمادي زيبا براي مسجد
درآمده است.
بخش هاي پاييني هر مناره، تا ارتفاع سه متر، با قطعاتي از
گرانيت محلّي معروف به رزيزه پوشيده شده و بالاتر از آن قطعات
گرانيت محلّي با نام بكري است كه رنگي سوخته دارد. بخش هاي
بالايي آن از گرانيت صنعتي است و بالاي هر مناره، هلالي از جنس
مس و آراسته به آب طلا، با پنج متر ارتفاع جلوه مي كند.
نماي يكي از صحن هاي 27گانه داخلي كه با گنبدهاي متحرّك پوشيده
شده است.
ستون ها، رواق ها، طاق ها
در بخش توسعه يافته مسجد، 2104 ستون برپاست. برفراز
ستون ها، طاق هايي قرار دارد كه فضاي نماز را مي پوشاند. همه
ستون ها باسنگ مرمر ايتاليايي سفيد نماسازي شده است. سر
ستون ها از مس صيقل يافته اعلاست كه با يك هشت ضلعي به ستون
ارتباط مي يابد. سر ستون ها از چهار طرف با نگاره هايي از گل و
بوته آرايش يافته و بلندگوها به گونه اي ناديدني در ميان آن
نصب شده است. بالاتر از آن مستطيلي سنگي است كه در هر طرف آن
سه ستاره ديده مي شود.
يكي از شبستان هاي جانبي كه پوشش مرمرين ديوارها و نقشه هاي
ساده ستاره هشت پر در پايه هاي ديوار را نشان مي دهد. ديوار،
نقش و نگارها، طاق ها و سقف ها در عكس ديد مي شود.
در اين نقطه كه دقيقاً پايه طاق هاست نورافكن هايي با قاب
مسي نصب شده و گرداگرد آن آيه شريفه { اللهُ نُورُ السَّمواتِ
وَالأرْضِ} نقش بسته است.
هر ستون، پايه چهار طاق است كه رواق ها و سقف ها را شكل
مي بخشد. طاق ها با قطعاتي از سنگ گرانيت صنعتي پوشيده شده و
پيرامون آن به رنگ هاي آبي، خاكستري و سفيد است.
در نقطه پيوند ميان طاق و سقف، تصاويري از گل و بوته
نمايان مي باشد. قطر هر ستون در طبقه همكف 64 سانتيمتر است و
ارتفاع آن 13 متر است.
گستردگي توسعه جديد موجب شده كه در اين بخش، ستون ها با
فاصله هجده متر از يكديگر نصب شود، در حالي كه اين فاصله در
بخش هاي قديمي مسجد شش متر است.
سقف شبستان ها كه طاق ها را به هم پيوند مي دهد، به نه
مربّع تقسيم شده كه با پوششي از سنگ صنعتي و با استفاده از
تصوير ستاره هشت پر به صورتي يكنواخت آرايش يافته است. افزون
بر ستون هاي داخل مسجد، ايوان مسقّفِ چهار سوي بام مسجد نيز،
ستون هايي استوانه اي شكل دارد.
پنجره ها و سَردرها
بناي جديد در نماي بيروني خود، تعدادي پنجره با ابعاد
9/1×2/4 متر دارد. بيشتر اين پنجره ها از دو لنگه نورگير تشكيل
شده و از بيرون حفاظ مسي مشبّكي بانقش و نگار هندسي آن را
پوشانده است. هر پنجره يك توري ثابت دارد. شماري از پنجره ها
سه لنگه است و تنها لنگه مياني كه به شكل ستاره هشت پراست،
بازوبسته مي شود. پنجره ها همه از چوب ساج است.
در قسمت بالاي نماي خارجي پنجره هاي دو لنگه، سنگ هايي
سه گوشه به رنگ آبي مزيّن به نقوش گل و بوته و مثلث هايي سفيد
و خاكستري نصب شده است.
در بالاي پنجره ها سردرهاي سنگي نگاريني قرار دارد كه در
لابه لاي آن روزنه هايي باشيشه هاي رنگي گشوده شده است. بين
پنجره و سردر، كتيبه اي است كه بر آن جمله هاي «لا اله الاّ
الله» و «محمّد رسول الله» هويداست.
ورودي ها و درها
در پيرامون مسجد هفت ورودي بزرگ وجود دارد كه هريك را
ستون ها و سردرهايي است. اين درها در سمت شمال، شرق و غرب
تعبيه شده و هريك ورودي و خروجي جداگانه اي دارد. طول و عرض
درها 3×6 متر است. باب ملك فهد مهم ترين ورودي و مدخل رسمي و
اصلي مسجد است كه دو مناره در دو طرف آن قرار دارد. همه درها
از جنس چوب ساج، با قطر پانزده سانتيمتر است و از بيرون روكشي
از مس دارد. در وسط هر در، دايره بزرگي است كه نام محمّد(صلي
الله عليه وآله) بر آن نقش بسته و در دايره كوچكتري كه درون آن
است، رسول الله نوشته شده است.
در يكي از ورودي هاي اصلي و ستون هاي دوقلو كه سردر و سقف بر
آنها تكيه دارد. آرايش ميان درها با جمله «محمّد رسول الله» و
كتبيه زيرطاق نما با آيه «ادخلوها بسلام آمنين» نمايان است.
از آنجا كه هر لنگه ازدرهاي مسجد، 5/1 تن وزن دارد، زير
هريك از درها چرخ هايي نصب شده تا باز و بسته كردن درها با
سهولت بيشتري انجام گيرد. درهايي ديگر به همين شكل در شرق و
غرب و قبله مسجد ساخته شده است. در جهت شمالي و در طرفين باب
ملك فهد دو درِ ديگر با همان ابعاد وجود دارد.
سردراصلي، لوحي ازسنگ صنعتي است. زير آن نورگيري مشبّك و
پايين تر از آن كتيبه اي با اين آيه است:
{اُدخُلُوها بِسَلام آمِنينَ}.
سرسراي ورودي با مرمرهايي چيده شده به شكل هاي اسلامي و از
جمله ستاره هشت پر، سنگ فرش شده است. بخش مياني اين سنگ فرش
رنگ و شكلي برجسته دارد.
افزون بر درهاي ياد شده و بجز درهاي قسمت زيرزمين، دوازده
ورودي با درهاي چوبي در بخش پلكان برقي تعبيه شده است كه
ابعادي كوچكتر، يعني دقيقاً 9/1×2/2 متر دارند; بنابراين،
مجموع درهاي طبقه همكف به ترتيب زير است:
هفت ورودي بزرگ، هر كدام با پنج در به ابعاد 6×3 متر.
چهارده در جانبي با همان اندازه.
دو ورودي از پشت ساختمان، هركدام با سه در، با همان ابعاد.
دو در ورودي و خروجي.
دو در ورودي، ورودي بـاب الرحمـه (با دو در)، ورودي باب
النساء (با دو در).
ودوازده در دولنگه كوچك كه به شش پلّه برقي و پلكان سنگيِ
درهاي چهارده گانه يادشده منتهي مي شود.
در طبقه زيرزمين دو ورودي شيبدار خارجي و شش پلكان به خارج
و يك پلكان به داخل مسجد وجود دارد.
ديوارها، سقف ها، سنگفرش ها
همه سقف ها از گرانيت صنعتي است. شكل غالب در همه سقف ها
مربّع است; كوچك و بزرگ، ضلع مربّع هاي بزرگ، هجده متر و ضلع
مربّع هاي كوچك شش متر است.
سنگ هاي به كار رفته در سقف با لوح هاي چوبي به شكل بوته
گياهان و اشكال هندسي آميخته شده است. تصاوير گل و بوته اطراف
سقف ها تا طاق نماهـا نيز ادامه يافته و تركيبـي هماهنـگ را به
وجود آورده اسـت. اين شكل ها روي هم رفته، ستاره هايي
هشـت گوشه را بر فراز رواق هـا مي نماياند.
ديوارهاي بيروني، به طور كلّي با گرانيت طبيعي پوشيده شده
و اندكي گرانيت صنعتي در نماسـازي آن به كار رفته اسـت.
ديوارهـا ازاره اي مرمري دارد.
براي زيباسازي نماي ساختمان از آجر سبزرنگ (آجر مغربي و
عربي) با روكش طلا در بالاي ورودي ها استفاده شده است. در
چارچوب ها نيز كاشي هاي طلاكاري شده به چشم مي خورد. ديوارها،
تا ارتفاع سه متر پوششي از گرانيت محلّي (رزيزه) دارند و نماي
قسمت هاي بالاتر، سنگ گرانيت بكريِ سوخته است.
بالاي ازاره مرمري، قرنيزي قرار دارد كه با خط ثلث آياتي
از قرآن كريم را در طول 5/1 كيلومتر از ديوارهاي داخلي حرم
نوشته است. اين قرنيز در ميان كمربندي مرمري است و بالاتر از
آن نمايي است با سنگ صنعتي به شكل هاي مختلف.
نظر به اهميّت ورودي هاي هفت گانه و ضرورت نمايان بودن آن،
كف سرسراهاي ورودي به گونه اي ويژه با سنگ مرمر سفيد و
ستاره اي هشت پر در ميان، پوشيده شده است. به كارگيري سنگ مرمر
(كراره) در مسجد به اندازه اي گسترده شده كه ديوارهاي پلكان را
هم فرا گرفته تا با گستره كف مسجد هماهنگ باشد. استفاده از
مرمرسفيد براي احساس سرما و گرماي بيشتر، در فصول مختلف، و
ايجاد محيطي شاد و آسوده در فضاي مسجد صورت گرفته است، امّا در
زيرزمين براي هماهنگي بيشتر از پوشش سراميك بهره گيري شده است.
بخش هاي خارجي مسجد، همگي سنگ فرشي از گرانيت دارد.
نماي داخلي يكي از سرسراهاي ورودي و درهاي جانبي با سنگفرش هاي
ويژه كه به شكل ستاره هشت پر و رنگ نمايان آرايش شده است.
تأليف: سيد جعفر بن السيد اسماعيل المدني البرزنج ي/ جواد
محدّثي
توضيح:
از نكات دوست داشتني براي علاقه مندان به مباحث حرمين
شريفين، آشنايي با پيشينه مسجدالنبي و مسجدالحرام و حدّ و حدود
آنها و تاريخچه بنا و تعميرات و تحوّلات آنهاست.
كتاب «نزهة الناظرين» نگارش سيد جعفربن سيد اسماعيل
المدني البرزنجي (1250 - 1317 هـ . ق.) يكي از اينگونه كتاب
هاست كه به تاريخچه حرم مطهّر نبوي و مسجد پيامبر و بنا و
توسعه آن و كيفيت قبر و ضريح آن حضرت و مسائل جنبي آن پرداخته
است. مؤلف از قضات مدينه منوّره و از محقّقان تاريخ و ادبيات
بوده كه در مدينه به مقام افتاء طبق مذهب شافعي نيز دست يافته
بود.
وقتي سلطان عبدالمجيد مسجدالنبي را تعمير و بازسازي كرد،
از مؤلف خواست تا تاريخي سودمند، جامع و متقن كه مشتمل بر بناي
مسجد و تعيين حدود آن و مشخّصات منبر و محراب ها و توسعه ها و
اضافات بعدي و فضايل مدينه و زيارت قبر رسول خدا و... باشد،
بنگارد.
وي نيز در امتثال خواسته سلطان، دست به تحقيق و نگارش زد
و اين كتاب را در يك مقدّمه، پنج فصل و يك خاتمه نگاشت. كتاب،
مطالب خواندني دارد كه در اين مقاله نمونه هايي از نكات دلنشين
و مباحثي كه كمتر مطرح شده است، از آن كتاب ترجمه شده است.
اميد آنكه براي شما نيز سودمند و جالب باشد.
محراب تهجّد1
يكي از محراب هاي حرم مطهّر «محراب تهجّد» است كه پشت
حجره فاطمه(عليها السلام) و بيرون از مقصوره اي قرار دارد كه
حجره را دربرگرفته است و در قسمت شمالي حجره و خانه فاطمه قرار
دارد. نقل شده كه آنجا محلّ نماز شب پيامبر خدا(صلي الله عليه
وآله)بوده است. گرچه آنچه معروف است، آن است كه در غير ماه
رمضان، آن حضرت تهجّد و شب زنده داري را در خانه خويش انجام
مي داد. از احاديث ماه رمضان نيز چنين برمي آيد. ولي طبق نقل
سمهودي در «وفاء الوفا» چنين بوده و آن جايگاه ياد شده، بيرون
از مسجد و روبه روي باب جبرئيل بوده است، البته پيش از آن كه
به صورت فعلي درآيد و اين با آنچه مورّخاني مانند مطري و ابن
نجّار در جايگاه ستون تهجّد نقل كرده اند، موافقتر است. آنان
گفته اند كه ستون تهجّد پشت خانه فاطمه(عليها السلام)در سمت
شمال آن بوده است. در آنجا محرابي است كه هر كس روبه روي آن
بايستد، باب جبرئيل در سمت چپ او قرار مي گيرد.
گفتني است كه در تعميرات جديد زمان ما، اين محراب بازسازي
و تجديد بنا شد و آيه تهجّد2 را بر آن نوشتند.
محراب فاطمه زهرا(عليها السلام)3
از محراب هاي ديگر حرم شريف، محراب فاطمه زهرا(عليها
السلام) است كه جلوي محراب تهجّد و داخل مقصوره و ضريح است و
روي ستوني ساخته شده كه به صندوقي كه روي قبر حضرت فاطمه(عليها
السلام)قرار داده شده، چسبيده است (بنابر قولي كه حضرت فاطمه
در آنجا مدفون باشد). بنابراين، آن محراب ميان اين ستون و ستون
تهجّد قرار دارد. محلّ عروسي حضرت علي و فاطمه(عليهما السلام)
نزد همين ستون بوده است كه محراب ياد شده نزديك آن است، و آن
بنايي توخالي و از رخام است، شبيه محراب پيامبر(صلي الله عليه
وآله)، كه امروز روي آن پوششي قرار دارد كه آن محراب ديده
نمي شود، مگر آنكه آن پوشش را كنار بزنند تا محراب آشكار شود.
زمين آن محراب، امروز گودالي شبيه حوض است و پايين تر از
كف زمين حجره شريف پيامبر قرار دارد و با سنگ رخام سياه ساخته
شده و مانند محراب مي ماند كه مثلّثي شكل است و اطراف آن بر
روي زمين، سنگ رخام سفيد است.
ضريح ياد شده، الآن مانع از آن است كه مردم در آنجا نماز
بخوانند و به آن محراب تبرّك جويند. اين ضريح، بخشي از مسجد
پيامبر و روضه منوّر را نيز قطع كرده است و بخشي از بقعه حضرت،
كه داخل مقصوره و ضريح قرار دارد، بي شك جزو مسجد است.
داخل حجره شريف4
حجره شريفي كه قبور را دربرگرفته و روي آن حجره، پوشش
مقدّس قرار دارد، در اصل، اتاق عايشه همسر پيامبر بوده كه از
شاخ و برگ خرما ساخته شده بود و با پشم آن را پوشانده بودند.
ساختمان آن اتاق، همانند خود مسجد از خشت بود و شاخه هاي نخل.
چون رسول خدا(صلي الله عليه وآله) از دنيا رفت، بدن او در همان
حجره به خاك سپرده شد. سپس عمر، آن ديواره چوبي را به ديوار
اساسي تبديل كرد. آن زمان ارتفاع سقف اتاق به حدّي بود كه دست
به آن مي رسيد. هر يك از اتاق هاي خانه آن حضرت، از شاخ و برگي
بود كه آن را با پشم پوشانده بودند و اين پرده و پوشش را با
شاخه هاي درخت عرعر بسته بودند. برخي از اتاق ها هم از خشت
بود. خانه او در سمت غرب يا شمال قرار داشت و گفته اند كه دو
در داشت، يكي در سمت غرب، يكي در شمال به طرف شام و از شاخه
عرعر يا ساج بود. آن در شمالي تا وقتي كه عايشه زنده بود، باز
بود و نمي بستند. پس از وفات رسول خدا(صلي الله عليه وآله) از
يك در وارد مي شدند و بر پيكر مطهّر او نماز مي خواندند و از
در ديگر بيرون مي رفتند. نمازشان هم بر آن حضرت به صورت فُرادي
بود... بين اتاق عايشه و اتاق حفصه، راه باريكي بود و به خاطر
نزديكي اين دو اتاق به يكديگر، آن دو از داخل اتاقشان با هم
صحبت مي كردند يا همديگر را صدا مي زدند. خانه حفصه در سمت
قبله بود، همانجا كه امروز زائران رو به قبر شريف مي ايستند و
زيارت مي كنند.
سپس عايشه اتاق خود را به دو بخش كرد. در يك بخش، قبر
شريف قرار داشت، و در بخش ديگر خودش بود و ميان اين دو بخش
ديواره اي قرار داده شد. گاهي عايشه با همان لباس هاي داخل
خانه، وارد آن قسمت مي شد. امّا از وقتي كه عمر در آن اتاق دفن
شد، جز با پوشش و حجاب كامل وارد آن قسمت نمي گشت. اين وضعيّت
به همين شكل بود و حجره مطهّر ديده مي شد، تا آنكه در زمان عمر
بن عبدالعزيز، وقتي مسجد را باز سازي مي كردند، ديواري مقابل
آن ساختند كه روبه روي زائران قرار دارد.
داخل مرقد مطهّر5
در شعبان 1296 هـ .ق. در پي تندبادي شديد، يكي از
پنجره هاي بزرگ گنبد مطهّر در سمت مشرق به داخل حجره شريف سقوط
كرد و قطعه اي از يك پنجره ديگر به داخل مقصوره و ضريح افتاد.
خبر آن از طريق شيخ حرم، «خيرالله افندي» به مردم رسيد و
ولوله اي در ميان آنان پديد آمد. شيخ حرم اقدام به كشف و
پي جويي حادثه كرد. گروهي از علما را كه از جمله من و مفتي
حنفيان هم از آنان بوديم گرد آورد.
طبق معمول براي رفتن به پشت بام مسجد شريف، از راه مناره
شكيلي به بالاي بام رفتيم و با نهايت ادب و خشوع به سمت گنبد
حركت كرديم تا آنكه به ديواره گنبد نزديك شديم تا ببينيم
دقيقاً پنچره ياد شده كجا افتاده است.
فرصت را غنيمت شمردم تا با نگاه دقيق و دقّت نظر به
موقعيّت داخل حجره شريف، ترسيم روشني از آن براي اين نوشته خود
داشته باشم; زيرا نگاشتن و تبيين اين نقشه براي آنان كه نسبت
به آشنايي با آثار حجره علاقه مندند و اهميّت مي دهند، از
مهمترين چيزهاست، چون ديواره اي كه حجره شريف را دربرگرفته،
مانع از آن است كه انسان داخل آن را ببيند، چه داخل ضريح باشد،
چه بيرون آن. از بام مسجدالنبي نيز از خلال پنجره هاي گنبد
مطهّر كه از گچ و شيشه ساخته شده قابل ديدن نيست، حتّي اگر
پنجره اي هم نباشد، به خاطر عرض ديواره گنبد بزرگ، داخل حجره
را نمي توان ديد، مگر آنكه كسي بيش از حدّ گردن بكشد:
من به خاطر شدّت علاقه اي كه به آگاهي از وضعيّت آن آثار
و نشانه هاي داخل حجره و روشن ساختن ديدگانم از فروغ آنها
داشتم، با نهايت ادب و خشوع، در حالي كه آياتي از قرآن
مي خواندم و بر پيامبر خدا صلوات مي فرستادم، گردن كشيدم تا
همچون عاشقي شيفته به آن بنگرم. ديدم حجره شريف چهار گوش است و
روي آن پوششي قرار دارد كه مانع ديدنِ داخل حجره و گنبد كوچك
است ـ آن گونه كه «سمهودي» ترسيم كرده است ـ ولي آنچه ديدم،
وسط فضا حالتي برآمده، مانند خيمه داشت. گويا اين برآمدگي پوشش
به خاطر همان گنبد كوچكي بود كه در زير آن قرار داشت.
در اطراف ديوار حجره، سايه بان مانندي ديدم از چوب هاي
رنگ آميزي شده كه پرده هاي حجره شريف را بر آنها آويخته اند.
تنها از سمتِ شمال آن، پرده را روي دو چوبي آويخته بودند كه از
سمت شرق و غرب آمده و سر آن دو چوب روي ستوني پشت حجره به هم
رسيده بود.
سر ستون هاي چهارگانه را ديدم كه بالاي هر ستون، سنگي
مربّع بود. شايد سقف حجره بر اين چهار ستون بوده، پيش از آنكه
قبّه شريف را بسازند. وقتي مي خواستند گنبد را بسازند، آن ستون
ها را همان طور باقي گذاشتند و محاذي آنها ديواره هايي
برافراشتند كه گنبد مطهّر روي آنها قرار دارد... سپس نگاهم را
به داخل قبّه بزرگ افكندم، بسيار زيبا و بلند بود، آراسته با
نقش هاي ظريف و خطوطي روشن كه جز آنچه را از سمت غربي روبروي
من بود نتوانستم بخوانم كه نوشته بود: «اين گنبد شريف و عالي
را، معترف به كوتاهي و اميدوار به عفو الهي، قدير قايتباي پديد
آورد.»
ضريح حرم پيامبر(صلي الله عليه وآله)6
ضريحي كه در حدّ فاصل ستون ها و پايه هاي گنبد مطهر كشيده
شده و حجره پيامبر و خانه فاطمه(عليها السلام) را در بر گرفته
است، در سال 668 هـ .ق. به دست «ملك ظاهر ركن الدين» احداث شده
است. آن وقت از چوب بود و سه در داشت; دري كه به طرف قبله بود،
«باب توبه» نام داشت، درِ شرقي به «باب فاطمه» نامبردار بود و
به درِ غربي، كه ميان دو ستونِ پشت ستونِ سرير قرار داشت، «باب
الوفود» گفته مي شد. درِ چهارمي از سمت شمال بر آن اضافه شد به
نام «باب تهجّد» يا «باب شاهي» كه تاريخ آن به 729 هـ .ق.
هنگام افزودن دو رواق برمي گردد. آنچه را كه ركن الدين ساخت،
ارتفاعش به دو برابر قامت انسان مي رسيد. در سال 694 هـ .ق.
«ملك زين الدين» از اطراف، پنجره ها و شبكه هايي بر آن افزود و
ارتفاعش را تا سقف مسجد بالا برد.
رنگ سبز «قبّة الخضراء»7
در سال 892 هـ .ق. تعميراتي در گنبد بزرگ حرم نبوي انجام
گرفته بود ولي دوباره در دوره ملك محمود خان تجديد بنا شد.
شكاف هايي در قسمت بالايي آن پيدا شده بود كه قسمت هاي بالا را
خراب كرده و دوباره ساختند، در نهايت استحكام و در نهايت ادب و
احترام، بي آنكه ضربه شديد و لرزش ايجاد كنند. اين تعميرات با
نصب تخته هايي در حدّ فاصل دو گنبد زيري و بالايي، براي
جلوگيري از ريزش ها بر حجره و حرم پايان يافت. در اين تجديد
بنا بيشتر مردم مدينه و فرزندانشان به عنوان تبرّك شركت جستند.
پس از پايان بنا، هدايايي كه از سوي پادشاه براي اهل مدينه
فرستاده شد، بطور يكسان ميان همه تقسيم گرديد. اين واقعه در
سال 1233 هـ .ق. واقع شد. سپس در سال 1253 هـ .ق. به دستور
پادشاه، گنبد مطّهر را به رنگ سبز، رنگ آميزي كردند و جاهايي
از مسجد را نيز مرمّت نمودند.
پيشتر رنگ قبّه شريف كبود بود; به رنگ لوح هاي مسي كه بر
آن بود. پيوسته و همه ساله آن رنگ تا زمان ما (1289 ق.) تجديد
مي كنند. پيش از اين، آن را گنبد سفيد، سپس گنبد كبود يا گنبد
بزرگ مي ناميدند و اكنون به گنبد سبز «قبّة الخضراء» معروف
است.
گشايش زبان با كليد ضريح8
در حاشيه فتاواي برخي از اهل مدينه ديدم كه به خط بعضي از
علما كه چنين نگاشته بود:
«از سنن و آداب اهل مدينه اين است كه هر گاه كودك آنان
زبان نگشايد يا دير به سخن گفتن آيد، او را كنار حجره شريف
پيامبر(صلي الله عليه وآله) مي آوردند و كليد مرقد را
مي گرفتند و چندين بار به آن زبان مي زدند و مي ليسيدند، او به
اذن خداي متعالي زبان باز مي كرد». از بزرگان مدينه چنين
دريافت كرده ايم.
فاكهي نيز از سنن و عادات اهل مكّه نظير اين را نقل كرده
و گويد: آنان همين سنت و برنامه را تا امروز هم دارند. هرگاه
زبان كودكشان سنگين مي شد و ديرتر از موقع معمول، به سخن
مي آمد، كودك را نزد نگهبانان كعبه مي آوردند و از آنان
مي خواستند كه كليد درب كعبه را داخل دهان كودك كنند. مراقبان
كعبه نيز چنان مي كردند; بدين صورت كه چيزي بر صورت كودك
مي انداختند و آن را مي پوشاندند، سپس كليد كعبه را در دهانش
وارد مي كردند و او به سرعت زبان مي گشود و به اذنِ خداي متعال
به سخن مي آمد. اين مسأله در مكّه تجربه شده وتا زمان ماادامه
دارد.
ديگري افزوده است: اين كار را تنها درباره كودكاني كه دير
زبان باز مي كنند، انجام نمي دهند، بلكه كودكان را به نحو عموم
چنين مي كنند، تا متبرّك شوند و اميدوارند تا خداوند منّت نهد
و كودكانشان را حفظ و فهم بيفزايد. سپس افزوده است: پدران ما
با ما چنين مي كردند. ما هم نسبت به فرزندان خود (در باره
تبرّك با كليد در مرقد نبوي) چنين مي كرديم و خدا را بر اين
نعمت و سنّت، سپاس!».
آنچه را خود ما از عادت مردم مدينه ديديم، يكي هم اين است
كه مادران نوزادان خود را، پس از نماز مـغــرب در شـب هاي جمعه
يا شب هاي دوشنبه، آنهم اغلب پس از آنكه چهل روز از تولّدشان
گذشته باشد، به حرم پيامبر مي آورند و كنار در خانه فاطمه زهرا
قرار مي دهند. خادمان حرم، كودكان را گرفته و به طرفِ پيش روي
قبر مطهر رسول الله مي برند و آنها را آنجا نگه مي دارند و
برايشان دعا مي كنند و به قصد تبرّك و اميد به آنكه خداوند
عنايت كند و منّت نهد و براي حفظ و سلامتي نوزادان از بيماري
ها و مرض ها و براي طول عمر و... يك لحظه كوتاه، كودك را زير
پوشش قبر مطهّر پيامبر داخل مي كنند.
آنچه به نقل از برخي علما درباره سيره مردم مدينه گذشت،
كه كودكانشان اگر دير زبان باز مي كرد، كليد درِ مرقد پيامبر
را به دهان كودكان مي گذاشتند تا حرف بزنند، اگر چه ما در زمان
خود مشاهده نكرديم، ولي به هر حال كار شايسته اي است و لازم
است كه به آن توجّه و اعتنا شود، به خاطر همان تبرّك و فال نيك
زدن و خجستگي و به اميد آنكه خداوند آنها را نگاه دارد، فهم
و حفظشان را بيفزايد و زبانشان باز و گويا گردد و اين تنها
مخصوص آنان كه زبانشان سنگين است نباشد، بلكه شايسته تر است تا
چنين كار را با همه فرزندانشان انجام دهند، آنگونه كه اهل مكّه
نسبت به كليد در كعبه چنان مي كردند.
شايد مستند و مبناي كار اهل مكّه در اين زمينه، عمل
عبدالمطلّب باشد كه او در روزي كه حضرت رسول(صلي الله عليه
وآله) به دنيا آمد، بعنوان شكرانه الهي وي را وارد كعبه مقدس
كرد. اهل مدينه نيز در اينكه فرزندانشان را وارد حجره و ضريح
پيامبر مي كنند و كليد در حرم را مي ليسند، به مردم مكّه تأسّي
مي كنند و همچون آنان عمل مي نمايند.
پي نوشت ها:
1- صفحه 148 كتاب.
2- آيه 17 سوره اسراء: { وَ مِنَ الليل فتهجّد به نافلةً لك
عسي أن يَبْعَثَك رَبّكَ مقاماً محموداً}.
3- صفحه 149 كتاب.
4- صفحه 181 كتاب.
5- صفحه 193 كتاب.
6- صفحه 208 كتاب.
7- صفحه 215 كتاب.
8- صفحه 308 كتاب.