پيشگفتار
هاله تقدّسى كه نام مدينه منوره
را فرا گرفته است، از مسجد پيامبر اكرمصلى
الله عليه
وآله
سرچشمه مى گيرد؛ مسجدى كه با فراز آمدن نداى دل انگيز
اسلام و دميدن سپيده آن در جزيرةالعرب شكل گرفت و در گذر زمان،
بنياد و نماد و
نشانه آشكار دين اسلام و معمارى اسلامى شد. براستى هر رخداد
تاريخى كه به برپا شدن
مسجدى انجاميده است، نشانى از اهميت نمايان مسجدالنبىصلى
الله عليه وآله
و جايگاه بلند آن دارد. پيوند بنيادين
پيامبر اسلام و مدينه منوّره، آن شهر را نزد هر مسلمانى تقدّس
بخشيده و از صدر
اسلام بدين سو، اهتمام همگان را برانگيخته است. اين كتاب،
عمليّات گسترده نوسازى
حرم شريف نبوى و طرح بزرگ و پيشرفته توسعه اين مسجد باشكوه و
بافت شهرى پيرامون آن
را بازمى تاباند. عمليات توسعه حرم، تنها ساختن تأسيساتى جديد
در كنار مسجد قديمى
نيست، بلكه نوسازى فراگير مسجد قديم نيز در چارچوب طرح و
برنامه آن قرار مى گيرد و
بدين ترتيب، مسجد نبوى به بزرگترين
مسجد جهان بدل مى شود. براى آشنايى با اين طرح
معمارى، در آغاز بايد به ساختمان اصلى مسجد، كه به سان قلب طرح
توسعه است، نظر
افكند؛ بنابراين، بيان فشرده اى از تحوّلات تاريخى مسجد نبوى و
شهر مدينه، از پگاه
هجرت پيامبرصلى
الله عليه وآله
تاكنون، بايسته است و از جمله به تغيير سمت قبله از قدس به
مكّه مكرّمه،
معرّفى عناصر نوين معمارى افزوده به مسجد، مدّت زمان ساخت و
توسعه مسجد در زمان
پيامبرصلى
الله عليه وآله
و...
اشاره مى شود. پرداختن به اين گونه مسائل، از آن رو است كه
تحليل كارهاى امروز و
فردا و شناخت ويژگى هاى آن، بر بنياد همين امور برپاست، و
اندكى گسترش در بحث، موجب
شده است كه همه دگرگونيهاى ساختمانى و مجموعه بناى مسجد نيز
مورد بررسى قرار گيرد.
ناگزيريم فروتنانه يادآور شويم كه براى سامان دادن به اين
پژوهش، بايد در تاريخ
معمارى جزيرةالعرب و دگرگونى هاى آن در گذر روزگار تا پيشرفت
هاى گسترده اخير تلاش
و كوششى فراوان به عمل آيد، امّا اين كتاب، كه در تهيّه آن
تنها از اسناد و مدارك
معمارى بهره گيرى شده است، به اين دليل فراهم آمده كه افزون بر
سپاسگزارى از دست
اندركاران اين توسعه، زمينه ساز جستارهاى گسترده تر پيرامون
عمليات جديد نوسازى حرم
شريف نبوى باشد.
تصوير ص 10 (نيمه اوّل تصوير
مسجد)
نماى داخلى مسجد النبى در دو صفحه روبروى هم
نمايى عمومى از محلّ برگزارى نماز كه ستونهاى
مرمرى، سرستونهاى آراسته به مس نگارين، طاقها و سقفهاى ساخته
شده از سنگ صنعتى در
آن ديده مى شود.
تصوير
ص 11 (نيمه دوّم تصوير مسجد)
تصوير ص 12
نماى داخلى ميان مسجد قديم و توسعه جديد. سقفهاى
نورگير كه به تازگى طرّاحى شده است و فضاى روباز بالاى وروديها
در عكس نمايان است.
صلاةٌ في مَسجِدي هَذَا خَيرٌ
مِن اَلْف صلاة فيما سِوَاهُ مِن المَسَاجِدِ، الّا المَسجِد
الحَرام».
پيامبر گرامى اسلامصلى
الله عليه
وآله
فرمود: «برپاداشتن يك نماز در اين مسجد من، بر هزار
نماز در ديگر مساجد برترى دارد، جز در مسجدالحرام.»
هجرت
از مكّه به مدينه
در پرتو الطاف و عنايات خداوندى،
پيامبرصلى
الله عليه وآله
مأمور
شد كه از مكّه به مدينه هجرت كند، پس روى به مدينه آورد و چندى
بعد، ديگر ياران
يكايك روانه شدند. با استقرار پيامبر در مدينه، مسجد و خانه
حضرت در جايى كه خداوند
پيشاپيش مقرّر فرموده بود، برپا شد. پيامبرصلى
الله عليه
وآله
در 27 صفر سال اوّل هجرى (10 سپتامبر سال 622 م) از
مكّه بيرون آمد و ده روز بعد به
قُبا
رسيد. چهار روز در آنجا ماند و در 12 ربيع الاوّل (24 سپتامبر)
رهسپار
مدينه شد. پيامبر اعلام كرد: جايى را براى ساختمان مسجد و منزل
خود برمى گزيند كه
شترش بر زمين نشيند. گاهِ رسيدن حضرت، ياران مدنى گرد او را
فرا گرفتند و هر يك،
اميدوارانه مهار شتر را در دست داشتند تا شايد شتر در سراى
آنان زانو زند، امّا
پيامبرصلى
الله عليه وآله
فرمود:
رهايش كنيد كه او مأمور است.
مدينه پس از اسلام
هجرت پيامبر، مهم ترين انگيزه تاريخى در شكل گيرى و
تحوّلات شهرى مدينه است و چنان كه مى دانيم، شهر مدينه با هجرت
پديد آمد. در آغاز،
همه مسؤوليت هاى دينى، و پس از چندى، همه امور دينى و حكومتى
در مسجد شريف مدينه
جريان داشت. خلفا نيز مدينه را پايگاه دولت خود قرار دادند.
هجرت مسلمانان موجب شد
كه دگرگونى هاى چشم گيرى در بافت شهر پديد آيد كه مهم ترين
آنها چنين است: * برپايى
مسجد شريف نبوى در شهر كانونى آفريد كه تا امروز، همه گرايشهاى
توسعه شهرى را جهت
مى دهد و هيچ جايى نيست كه در جذّابيت و گيرايى با آن هماوردى
كند. خيابانها، محلّه
هاى مسكونى، مناطق عمومى و خصوصى، همه و همه گرداگرد مسجد نبوى
شكل مى گيرد.
*
جاهايى در مدينه ساخته شد كه پيش از آن، نشانى از آبادانى
نداشت. مهاجران مكّه در
مناطق
قُبا،
العيون
و ديگر زمين هاى باير، سكنى گزيدند و
منزلگاه ايشان در طول و عرض اين مناطق گسترده شد. * مهاجران در
فضاى مستطيل شكل
گسترده در غرب مدينه، بازارى برپا كردند كه اينك به «مناخه»
معروف است. * در سمت
جنوب شرقى مسجد، گورستانى به نام
بقيع الغرقد
شكل گرفت.
مسجد نبوى
شتر پيامبر بر زمينى زانو زد كه محلّ كنونى مسجد نبوى است.
پيامبر
نمايى از بام مسجد با سه گنبد متحرّك و بخشى از حرم قديم
با پس زمينه شهر مدينه.
تصوير
ص 15
فرمود: منزل نيز همين جاست، ان شاءاللَّه.
محلّ يادشده، زمينى از آنِ دو كودكِ يتيم نافع بن عمر نجار بود
كه براى خشك كردن
خرما به كار مى رفت. پيامبرصلى الله عليه وآله
كودكان را فرا خواند و از آنان خواست كه آنجا را براى ساختن
مسجد به وى
بفروشند. آنان گفتند: يا رسول اللَّه! ما آن را به تو مى
بخشيم. حضرت نپذيرفت و
سرانجام با پرداخت ده دينار، آن زمين را خريد. آن محلّ در آغاز
خرابه اى بود كه
چندين اصله درخت خرما و شمارى گور در آن قرار داشت، پيامبر
فرمان داد با قطع درختان
آن را هموار كنند و از تنه و شاخه درختان در ساختمان مسجد بهره
گيرند. پيامبر نقشه
مسجد را چنين ترسيم كرد كه قبله آن رو به بيت المقدّس باشد؛ از
اين رو، نخل ها را
به سوى قبله رديف كردند و براى بالا بردن پايه هاى مسجد، زمين
را حدود سه ذراع
كندند. حضرت همچنين براى مسجد، سه در قرار داد:
درِ
جنوبى
در انتهاى مسجد،
باب
الرحمه
در غرب و
باب
جبرئيل
در شرق، كه خود از همين در وارد مى شد. ارتفاع مسجد
به اندازه بلنداى يك مرد بود و مساحت آن 1050 مترمربّع؛ يعنى
راستاى شمالى - جنوبىِ
آن هفتاد ذراع (35 متر) و راستاى شرقى - غربىِ آن شصت ذراع (30
متر). مسجد با چوب
درخت خرما و خشت فراز آمد و سقف آن با شاخه هاى نخل پوشيده شد.
پيامبرصلى
الله عليه وآله
در انتهاى مسجد سايه بانى
نهاد كه آن را «صُفّه» خواندند و غريبان و بينوايان كه به اهل
صُفّه شهرت يافتند،
در آنجا منزل گزيدند.
قبله
مسلمانان در مسجد نبوى، شانزده ماه نماز را به سوى بيت المقدس
خواندند، تا اين كه آيه 144 سوره بقره نازل شد و بر
پايه آن، قبله مسجد كه رو به شمال داشت، به سمت جنوب برگشت.
{قَد
نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ في السَّمَاءِ
فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبلَةً تَرضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ
الْمَسْجِدِ
الحَرام}
؛
«ما
گردانيدن رويت در آسمان را نيك مى بينيم. پس تو را به قبله اى
كه
بدان خوشنود شوى، بگردانيم؛ پس روى خود را به سوى مسجدالحرام
كن.»
منبر
نخستين منبرى كه در مسجد براى پيامبر
ساخته شد، سكّويى گلين و بى پلّه بود كه تازه واردان حضرتش را
بشناسند. وى در نماز
جمعه و ديگر مناسبت ها بر فراز آن خطبه مى خواند. به سال هفتم
هجرى (628 م) با
استفاده از چوب درختان گزِ باغهاى مدينه، منبرى جديد ساخته شد.
روضه شريفه
پيامبر اكرمصلى
الله عليه وآله
در حديثى، حدود روضه شريفه
را مشخص فرموده است، آنجا كه مى گويد:
«مَا
بينَ بَيتى و
مِنبرى رَوضةٌ مِن رِياضِ الجنّة»؛
«ميان
خانه و منبر من باغى از بوستانهاى بهشت است.»
روضه شريفه 22 متر طول و 15 متر عرض دارد. در زمانهاى بعد، بخش
نه
چندان اندكى از روضه را به بناى پيرامون خانه حضرت (ضريح
كنونى) افزوده اند.
ستون ها
ستون هاى مسجد، همه از
تنه هاى نخل بوده و در عمليّات توسعه مسجد در زمان هاى
گوناگون، محلّ آنها تغييرى
نكرده است. از ميان اين
ستون ها، هشت ستون، هريك به دليل يك ويژگى، شهرت
يافته اند: 1 - ستون مخلّقه. 2 - ستون قرعه (عايشه يا
مهاجران)، محلّى براى نشست
مهاجران از مكّه. 3 - ستون توبه (ابولُبابه)، جايى كه
ابولبابه، براى توبه، خود را
بدان بست. 4 - ستون محرس (علىعليه
السلام)،
محلّ نماز حضرت علىعليه
السلام.
5 -
ستون وفود، محلّى كه پيامبرصلى
الله عليه
وآله،
هيأتهاى نمايندگى را به حضور مى پذيرفت. 6 - ستون
سرير، مكان اعتكاف پيامبرصلى
الله عليه وآله.
7 -
ستون مربعةالقبر. 8 - ستون تهجّد، محلّ نماز شب و مناجات
پيامبرصلى
الله عليه وآله،
كه
اينك در جاى آن محرابى ساخته اند.
توسعه مسجد در عصر
پيامبرصلى
الله عليه وآله
با همه
اختلاف رواياتى كه در تعيين مدّت زمان بناى مسجد وجود دارد،
درست تر آن است كه گفته
شود احداث مسجد هفت ماه به درازا كشيده است. پس از بازگشت
پيامبر اكرم از غزوه خيبر
و با توجّه به افزايش جمعيت مسلمانان، حضرت مسجد را نيازمند
توسعه يافت؛ از اين رو،
با افزودن زمين مجاور، مساحت مسجد به دو برابر اندازه آغازين
رسيد و گستره خانه هاى
پيامبرصلى
الله عليه وآله
در شمال
و جنوب و شرق مسجد نيز دو برابر شد؛ بدين ترتيب، مسجد در
مستطيلى به طول 136 ذراع
(68
متر) از جنوب به شمال و عرض 114 ذراع (57 متر) از شرق تا غرب
واقع بود. مسجد در
زمان حيات پيامبر گرامى اسلام، در نهايت، 3876 متر
مساحت داشت.
حجره پيامبرصلى
الله
عليه وآله
حجره يا خانه حضرت، كه اينك مرقد مطهرش در آن
واقع است، از شرق به غرب، در سمت جنوب (قبله)، ده ذراع و دو
سوم ذراع، و در جهت
شمال (شام) ده ذراع و ربع ذراع و يك ششم ذراع طول داشت و عرض
شرقى - غربى از دو
طرف، هفت و نيم ذراع و يك هشتم ذراع بود.
تصوير ص 19 (7 * 10)
تصويرى قديمى از مدينه منوّره كه باروى كهن شهر و
مسجد بازسازى شده در عصر عثمانى را نشان مى دهد.
مسجد در
عصر عمر بن خطّاب
در سال هفدهم هجرى، جمعيت مسلمانان چندان
رو به فزونى نهاد كه فضاى مسجد گنجايش همه آنها را نداشت و
توسعه آن لازم و
بايسته مى نمود. عمر شكل مسجد را دگرگون نكرد، بلكه
تنها به مساحت آن افزود و ساختمان جديد را، همچون عصر نبوى، با
خشت و تنه و شاخه
نخل فراز آورد. با اين توسعه، طول مسجد از سمت قبله به شام (در
جهت شمالى) 140 ذراع
و عرض آن 120 ذراع شد. بلندى سقف نيز به 11 ذراع، يعنى حدود
5/5 متر افزايش يافت؛
بدين ترتيب، 1100 متر مربع بر مساحت مسجد افزوده گشت و مسجد در
سه جهت جنوبى و
شمالى و غربى گسترش يافت. سه درِ جديد براى مسجد فراهم آمد و
درهاى مسجد به شش باب
رسيد و كف مسجد با حصير پوشانده شد. عمر همچنين در نورپردازى
مسجد كوشيد و مبلغى در
خور براى خوشبو كردن آن در روزهاى جمعه و ماه مبارك رمضان
تعيين كرد.
مسجد در عصر عثمان بن عفّان
درست تر آن است كه
گفته شود: توسعه عصر عثمان، بين سالهاى 29 و 30 هجرى انجام
گرفته و مجموعاً ده ماه
به درازا كشيده است. عثمان در شكل نخستين مسجد دگرگونى هايى به
عمل آورد؛ خشت هاى
مسجد را با گچ و سنگ هاى نگارين عوض كرد و ستون هاى سنگى پر
نقش و نگارِ آميخته به
آهن و سرب را جايگزين تنه هاى نخل ساخت. سقف مسجد را هم كه پيش
از آن، از به هم
بافتن شاخه هاى نخل و ريسمان درست شده بود، با چوب ساج بنا
كرد. چند طاق در سمت
شرقى و غربى مسجد فراهم آورد و بر شمار ستون هاى مسجد افزود.
گستره توسعه عثمان در
جنوب، شمال و غرب مسجد، حدود 496 متر مربّع ارزيابى شده است.
مقصوره
(اتاقك)،
يكى از نشانه هاى معمارى در
اين توسعه است و به محرابى مى ماند كه امام در آن
مى ايستد و نماز مى خواند. در اين عمليّات، درى با نام
باب
النّبى
نيز در مقابل مرقد منوّر حضرت رسول
اكرمصلى
الله عليه وآله
گشوده شد.
مسجد در عصر وليد بن عبدالملك اموى
توسعه مسجد در عصر وليد از سال 88 ه . (706 م) آغاز شد و تا
سال 91 ه
. (709م)
ادامه يافت. در اين عمليات، نخست مسجد كاملاً ويران گرديد، سپس
بازسازى آن
آغاز شد؛ ديوارها، همانند بازسازى عصر عثمان، با سنگهاى نگارين
و گچبرى بالا رفت،
ستون ها نيز با سنگ هايى آميخته به آهن و سرب برپا شد، سقف را
هم با چوب ساج
پوشاندند. براى نخستين بار، بخشهايى از مسجد با آب طلا و كاشى
و سنگ مرمر زيباسازى
شد. به جاى ديوار قبله، ديوارى ديگر فراز آمد و در همان جا
اتاقكى با چوب ساج و
سقفى آراسته ساخته شد. نيز براى پيشگيرى از آسيب هاى ناشى از
بارش فراوان باران،
مسجد را با دو سقف پوشاندند. ديوار حجره مطهر هم با استفاده از
نوعى سنگ چخماق
سياهِ تراشيده بازسازى شد و گرداگرد آن حصارى پنج پهلو با
اضلاع نابرابر قرار گرفت.
در چهار گوشه مسجد، چهار مناره برپا شد كه يكى از آنها در عصر
سليمان ابن عبدالملك
ويران گرديد. از افزوده هاى اين دوره، محرابى بود كه در
پيشاپيش مسجد قرار داشت. در
پايان، عرض مسجد به 84 متر و طول آن به 100 متر رسيد و بدين
سان، 2768 متر به مساحت
مسجد افزوده شد.
تصوير ص 22، (نيمه اوّل تصوير
توسعه جديد)
عكس هوايى بخشى از مساحت توسعه جديد با
گنبدهاى متحرّك. چادرهاى تاشوى صحنهاى داخلى در انتهاى تصوير
هويداست.
تصوير
ص 23، (نيمه دوّم تصوير توسعه جديد)
مسجد در عصر مَهدى
عباسى
نوسازى مسجد در عصر مهدى عبّاسى، به سال 161 ه
. (777
م) آغاز شد و در سال 165 ه . (781 م)
پايان گرفت. در اين عمليات، بخشى كه وليد
در سمت شمالى مسجد توسعه داده بود، ويران شد و با حدود پنجاه و
پنج ذراع افزايش،
بازسازى گرديد و طىّ آن، دگرگونى هايى در نماى مسجد پديد آمد
كه از جمله كاشيكارى
آن بود. تاريخ نگاران مى گويند كه مهدى از سمت قبله (جنوب) و
شرق و غرب مسجد چيزى
بدان نيفزود و تنها صد ذراع از سمت شام (شمال) اضافه كرد. اين
افزوده، شامل ده ستون
در فضاى مسجد تا قسمت سرپوشيده زنانه و پنج ستون در قسمت زنانه
بود. مهدى 24 در به
مسجد گشود؛ براى هريك از ديوارهاى غربى و شرقى 8 در، و براى
ديوار شمالى و ديوار
قبله، هريك 4 در. شايد گوياترين متن پيرامون توسعه مسجد در آن
عصر، سخن جهانگرد
مغربى، ابن جبير باشد كه به سال 580 ه . (1183 م) ساختمان را
ديده و يافته هاى خود
را چنين نگاشته است: «مسجد مبارك نبوى مستطيل است و در چهارسوى
آن قطعه زمينهايى
هموار قرار دارد. در ميان آن صحنى است مفروش به شن و سنگ ريزه.
در سمت قبله، پنج
قطعه سنگ فرش مستطيل از غرب به شرق گسترده است. در جهت مقابل
آن نيز همچنين. اما
سمت شرقى را سه سنگ فرش و سمت غربى را چهارتاست. روضه مقدّس به
سمت قبله و در
راستاى شرق قرار دارد. روضه از هر طرف 172 وجب است و ازاره
ديوار آن را با مرمرى
خوش تراش و با شكوه پوشانده اند. در سمت راست روضه، منبر كه
مرمر يك پارچه است، در
گودالى به ژرفاى 5/1 وجب قرار دارد. ارتفاع
منبر به بلنداى آدمى يا اندكى فزون تر است و پنج
وجب وسعت دارد. طول آن پنج گام و پلّه هايش هشت تاست. درازاى
مسجد 196 و پهناى آن
126
قدم است، 290 ستون تراشيده از سنگ دارد كه بدون طاق، به سقف
مسجد پيوسته است.
در پى آتش سوزى گسترده اى كه رمضان سال 654 ه . (1256 م) مسجد
را در كام كشيد و همه
چيز را سوزاند، مستعصم، خليفه عبّاسى، به سال 655 ه . (1257 م)
به بازسازى آن
پرداخت، امّا به دليل يورش تاتاران و چيرگى ايشان بر بغداد،
توفيق به پايان رساندن
آن را نيافت.»
مسجد در عصر مملوكيان
شاهان مملوكى مصر نيز، چندى به نوسازى و ترميم مسجد نبوى همّت
گماردند و
از جمله، سقف مسجد و منبر را بازسازى كردند. اتاقكى كه در
گرداگرد حجره مطهر
پيامبرصلى
الله عليه وآله
و خانه
حضرت فاطمهعليها
السلام
بنا شد،
از مهم ترين اقداماتى بود كه در سال 668 ه . (1269 م) به دست
ظاهر بيبرس به انجام
رسيد. به سال 678 ه . (1279 م) و در عصر ناصرالدين محمد بن
قلاوون، براى نخستين بار
بر بارگاه شريف نبوى، گنبدى بنا شد كه سمهودى آن را چنين توصيف
مى كند: «پايه آن
چهارگوش است و بالاى آن شش گوشى چوبى. گنبد بر فراز چند ستون
برپاست و در آن ورقهاى
سرب به كار رفته است. پنجره اى در آن فراهم آمده كه به سقف
زيرين مسجد اشراف دارد.»
در اين سال همچنين، در خارج از فضاى مسجد و در كنار باب
السلام، وضوخانه اى ساخته
شد. از نوسازيهاى اين دوران، بازسازى چهارمين مناره اى است كه
در زمان
تصوير ص 26، (نيمه اوّل تصوير
وروديهاى جانبى)
پنج ورودى جانبى، كه نام
پيامبرصلى الله عليه وآله
داخل
دايره اى در ميان هر يك نقش بسته است.
تصوير
ص 27، (نيمه دوم تصوير وروديهاى جانبى)
سليمان بن عبدالملك ويران شده بود. در رمضان
سال 886 ه . (1481 م) صاعقه اى رخ داد، آتش سوزى گسترده اى
پديد آمد و مناره جنوب
شرقى مسجد فرو ريخت و همه فضاى مسجد و هرچه در آن بود سوخت؛ در
نتيجه، سلطان
قايتباى فرمان بازسازى كامل مسجد را صادر كرد و طى آن، دو گنبد
به مسجد افزوده شد؛
يكى بر فراز محراب عثمانى و ديگرى بالاى حجره مطهّر پيامبرصلى
الله عليه وآله
كه هر دو بر ستون هايى تا
كف مسجد استوار بودند و طاقهايى آجرى داشتند. محراب عثمانى به
بهترين شكل زيباسازى
گرديد، حجره مطهّر و اطراف آن، نيز نماى ديوار قبله، بار ديگر
با سنگ مرمر آراسته
شد و سرانجام در رمضان سال 888 ه . (1483 م) عمليات ساختمانى
به پايان رسيد. براى
بازسازى مسجد ومدرسه وديگر متعلّقات آن، در اين مرحله، بيش از
يكصدوبيست هزاردينار
هزينه شد. افزوده هاى سلطان قايتباى به فضاى مسجد را حدود يكصد
و بيست مترمربّع
شمرده اند. از نشانه هاى نمايان اين بازسازى، برپا ساختن 305
ستون بود كه در مسجد
به چشم مى آمد.
مسجد در عصر عثمانى
كارهاى ساختمانى شاه سليمان قانونى در مسجد نبوى، مهم ترين
عمليات توسعه
در سرآغاز عصر عثمانى است. در اين طرح، براى تقويت پايه ها، دو
ستون در دو سوى باب
الرحمه و باب النساء برپا شد، پس از ويران كردن مناره سنجارى
در شمال شرقى مسجد،
مناره سليمانى جايگزين آن گرديد، نماى ديوارها و ستون ها
سفيدكارى، و نام شاه
سليمان بر سقف كنار ديوار غربى و باب الرحمه و باب النساء نقش
بست، مرمر روضه
منوّره و نماى ازاره ديوار حجره شريفه پيامبرصلى
الله عليه
وآله
بازسازى
شد. همه اين كارها در سال 947 ه . (1540 م) سامان
گرفت. در عصر سلطان عبدالحميد عثمانى، كاربرد سنگ مرمر در مسجد
فزونى يافت و از
جمله، همه سطح مسجد با مرمر سنگ فرش شد. در عصر سلطان محمود
ثانى، به سال 1228 ه
. (1813
م) گنبدى كه در زمان قايتباى بنا شده بود، به دليل بروز شكاف
در بنياد آن،
برچيده شد و به جاى آن گنبدى جديد با پايه هايى از آجربزرگ
فرازآمد، اين گنبد پوششى
از جنس سرب داشت و با رنگ سبز آراسته شده بود، بالاى آن نيز
نشانى از زرين مى
درخشيد. گنبد سلطان محمود ثانى همچنان پابرجاست. در همان سال،
كف سمت شمال مسجد را
با مرمر پوشاندند و پورسلين (چينى) ديوار قبر مطهّر را بازسازى
كردند و اطلس زربفت
سبزرنگى را كه با خطّى دلكش و زيبا آراسته بود، بر مضجع منوّر
انداختند. اقدامات
عبدالمجيد (1255 ه ./1839 م - 1277 ه ./1861 م) گسترده ترين
عمليّات توسعه مسجد
نبوى در عصر عثمانى است، كه جز حجره شريف پيامبرصلى
الله
عليه وآله،
محراب هاى سه گانه و منبر و مناره اصلىِ كنار
گنبد، همه زواياى مسجد را فرا گرفت و دوازده سال به درازا
كشيد. در اين عمليّات، كف
مسجد با سنگ سياهى كه از
حرّه
آورده بودند، پوشيده شد و استفاده از آن به ديگر بخش هاى مسجد
هم سرايت
كرد. ستون ها و طاق ها با سنگ قرمز زينت يافت، ستون ها همچنين
با مرمر نگارين و
آراسته به آب طلا زيباسازى شد. پايه هاى يكپارچه جديدى هم كه
طاقى در بالا و گنبدى
بر فراز طاق داشت، برپا گرديد. براى تقويت تكيه گاه طاقها،
ديوارهاى مسجد نيز
استحكام بيشترى يافت و كف بخش انتهايى مسجد، با مرمر سنگ فرش
شد. سراسر بام مسجد را
گنبدهاى كوچكى از جنس سرب پوشاند. بلنداى سقف مسجد از داخل
يكسان بود، امّا از خارج، ارتفاع گنبدها تفاوت داشت و گنبد بالاى قبر
مطهّر، بلندترين
آنها به شمار مى رفت. اين گنبدها با خشت
هاى چهارگوش بزرگ و گِل ناب ساخته شده بود
و از داخل نگاره هايى
زيبا داشت؛ با آيه هايى از قرآن و بريده هايى از چكامه بلند
بُرده
در وصف پيامبر
گرامىصلى
الله عليه وآله.
مسجد سه
محراب داشت: محراب نبوى كه محلّ برپايى نماز حضرت با يارانش
بود و اينك در روضه
شريفه واقع است، محراب دوم در راستاى محراب نخست در جهت قبله و
محراب سوم بيرون از
روضه شريفه. سلطان عبدالمجيد، بجز ورودى هاى چهارگانه باب
السلام، باب الرحمه، باب
النساء و باب جبرئيل، ورودىِ پنجمى هم در شمال مسجد گشود. وى
مناره هاى مسجد را نيز
به پنج مناره افزايش داد: مناره اصلى، مناره سليمانى، مناره
مجيدى، مناره باب
الرحمه و مناره باب السلام. از افزوده هاى وى تأسيس وضوخانه اى
در بيرون مسجد، ميان
باب النساء و باب جبرئيل بود. او منبر و سه محراب را طلاكارى
كرد و سراسر مسجد را
با مرمر پوشاند. در شمار هداياى وى به مسجد دو شمعدان طلاى
الماس نشان است كه
بالاسر مبارك نهاده اند. در عصر عبدالمجيد، نماى حجره مطهّر كه
زائران در برابر آن
مى ايستند، با پنجره اى مشبّك از مس زرد پوشانده شد كه بر روى
آن نوشته شده است:
«لا
اله الّا اللَّه الملك الحقّ المبين، سيّدنا محمّد
رسول اللَّه الصادق الوعد الأمين».
چلچراغ هايى بلورين
درهمه سقف هاى حرم آويزان است وازورودى باب السلام تاحجره
شريفه، زير هر گنبد جارى
بلورى مى درخشد. در صحن حرم باغچه اى كوچك قرار دارد كه در آن
نخل و سدر و تمر هندى
كاشته بودند. گستره مسجد پس از عمليّات توسعه سلطان عبدالمجيد
ثانى، به 10342
مترمربّع رسيد.
يكى از وروديهاى مسجد قديم پس از نوسازى
عصر عثمانى و يكى از چلچراغها.
اين صفحه سى و سه است
تصويرص 31
مسجد در عصر سعودى
به سال 1370 ه . (1951 م) و با دستور ملك عبدالعزيز،
عمليات توسعه جديد مسجد آغاز شد. ويژگى اين توسعه، به كارگيرى
بتون مسلّح در سقف
ها، ستون ها و طاق ها بود. سقف، همانند بناهاى چوبى، به مربّع
هايى چند تقسيم شد و
به شكل هاى گوناگون زيباسازى گرديد. بالاى ستون ها، تاجى از مس
زرد و مفرغ نگارين
قرار داشت و پوشش پايه هاى هر ستون از مرمر سفيد با رگه هايى
از رنگ خاكسترى بود.
مى توان گفت كه در توسعه سعودى، به كارگيرى رنگ سفيد آميخته به
سياه يا قرمز، بر
ديگر رنگ ها غلبه داشت. در اين مرحله، مناره هاى سليمانى و
مجيدى تخريب شد و به جاى
آنها دو مناره جديد همساز با پيكره ساختمان نوبنياد برپا
گرديد. در نماسازى اين دو
مناره، از نقشه مناره مملوكى مصرى الهام گرفته شد. محلّ اين دو
مناره، كه هريك
هفتاد متر بلندى داشت، در زواياى شمال شرقى و شمال غربى مسجد
بود. مساحت افزوده به
مسجد در اين دوره، 6024 مترمربّع بود و بدين سان، گستره كلّ
مسجد به 16327 مترمربّع
رسيد. گو اين كه آن بخش از مسجد كه در عصر سلطان عبدالمجيد
عثمانى ساخته شده بود به
شكل خود باقى ماند، امّا معمارى جديد، نماى مسجد را بكلّى
دگرگون كرد. به ساختمان
عصر عثمانى، بنايى مستطيل شكل با درازاى 128 متر و پهناى 91
متر افزوده شد كه در آن
صحنى است پوشيده از سنگ مرمر سرد و ديوار اطراف آن، هماهنگ با
بناى قديم، 14 متر
ارتفاع دارد. عناصرى كه در توسعه سعودى به مسجد افزوده شد، از
اين قرار است: 232
ستون استوانه اى و 474 ستون چهارگوش در فضايى محصور به
ديوارهايى كه از طرف شرق و غرب 128 متر و از طرف
شمال 91 متر طول دارد. ژرفاى زيرسازى ديوارها و ستون ها پنج
متر و عمق پايه مناره
ها هفده متر است. در انتهاى بخش شمالى مسجد، پنج شبستان، در
ميان دو صحن، سه رواق و
در هريك از جهت هاى شرقى و غربى، سه رواق ساخته شد. نُه در
جديد و از جمله دو ورودى
جانبى احداث گرديد كه باب السعودى، باب المجيدى، باب العزيزى،
باب الضيافة و باب
خالد بن الوليد از آن شمار است. چنان كه گفتيم، دو صحن و دو
مناره به مسجد اضافه شد
و مسجد نبوى در اين مرحله، 689 ستون و 44 پنجره داشت. امّا بخش
هاى قديم حرم، كه
يادگار عصر سلطان عبدالمجيد عثمانى بود، از
نماى مسجد قديم
پس از توسعه اوّل سعودى. باب السلام و ساختمان مخصوص خبازه ها
درعكس ديده مى شود.
تصويرص
34،
(نيمه
اوّل تصوير هوايى مسجد النبى)
عكس هوايى
از مسجد نبوى در سال 1412ه /1992م، پيش از اجراى توسعه. مسجد
قديم در عكس ديده مى
شود، در حالى كه عمليات ساختمانى توسعه جديد در پيرامون آن
جريان دارد. خيابان
كمربندى ميان بافت شهرى و زمين هايى كه براى اجراى نقشه مسجد
در نظر گرفته شده،
پيوند داده است.
تصويرص
35،
(نيمه
دوّم تصوير هوايى مسجد النبى)
اين عناصر بهره مى برد: 173 ستون استوانه
اى، از جمله 31 ستون مرمرى، 15 ستون داخل روضه منوّره، دو ستون
در ديوار جنوبى حجره
شريفه، دو ستون در ديوار شرقى آن، يك ستون در ديوار غربى خارج
از روضه و 11 ستون در
رواق قبله، پيش روى روضه شريفه. در توسعه سعودى مُصحف خانه اى
گشايش يافت كه مجموعه
اى كم نظير شامل 1774 نسخه از قرآن هاى خطّى با شيوه هاى
خوشنويسى گوناگون را
دربرداشت. 12000 كتاب چاپى، 600نسخه خطّى وشمارى از نسخه هاى
عكسى و نشريات ادوارى
نيز در اين كتابخانه نگهدارى مى شد. توسعه دوم سعودى كه در عصر
ملك فيصل صورت گرفت،
سمت غربى حرم مطهّر و پيرامون آن را دربر داشت و مساحت آن
94000 مترمربّع، يعنى شش
برابر گستره حرم در آن روز بود.
منابع
-
عمارة الحرم النبوى الشريف فى المدينة المنوره، 1994، هزار
للنشر.
-
رسائل فى تاريخ المدينه، حمدالجاسر. - رحلة ابن جبير. -
المقدّمه، ابن خلدون، ج 1
-
مرآةالحرمين، ابراهيم رفعت، ج 1 - وفاءالوفا بأخبار
دارالمصطفى، ابوالحسن عبداللَّه
السمهودى، ج 1 - الروض الأنف، ابوالقاسم سهيلى، ج 4 - صحيح
مسلم، ج 9
-
موسوعةالمدينةالتاريخيه، محمد السيد الوكيل، ج 1 (يثرب قبل
الاسلام).
-
معجم البلدان، ياقوت الحموى، ج 5