|
منحصر كردن اسلام به ماديت يا معنويت
اسلام شناسان ما هم
يك ورقى از اسلام را اطلاع دارند، اسلام به آنطورى
كه هست نگذاشتند تا حالا ظهور پيدا بكند كوششهاى
دائم خلفاى بنى اميه ، خلفاى بنى عباس ، بعد هم
خلفاى ديگر و سلاطين و سلاطين ايران بالخصوص و بعد
هم در عصرهاى ما كه مطلع هستيد اين دودمان فاسد،
اين پدر و پسر فاسد كوشش كردند به اينكه اسلام
را نگذارند اصلا ظهور پيدا بكند و اين عمده
تبليغات خارجى بوده است .
دستهاى خارجى كه با مطالعات فهميده بودند كه اگر
اسلام تحقق پيدا بكند دست آنها كوتاه مى شود،
نگذاشتند كه اسلام به آنطورى كه هست تحقق پيدا
بكند، اسلام را محصورش كردند در مدرسه ها و در
مساجد؛ آن هم ، همان جهات عباديش كه اگر فرض كنيد
از يك ملايى هم پرسيده مى شد، همان جهات عبادى را
توجه به آن داشت آن جهات ديگر توجه به آن نشده
بود، در كتابها هست اما در كتابها مدفون شده بود
اسلام ، كتابهاى علمى ما همه ابواب اسلام در آن
هست ، همانطورى كه ابواب عبادات و وظايف عبادى هست
ابواب حكومت و وظايف حكومت و جزائيات و قضا و همه
اينها، چيزهايى كه مربوط به حكومت است در كتابهاى
ما هست ، لكن همانجا مدفون شده است ، فقط توى كتاب
است .
اسلامى كه آمده است براى اينكه در خارج يك وجود
عينى پيدا بكند و مردم را در خارج تربيت بكند،
تربيت همه جانبه در قطبهاى مختلف در بعدهاى مختلف
يعنى آنطورى كه انسان هست انسان اين هيكل موجود،
اين جثه موجود و اين حواس موجودى كه ما احساسش مى
كنيم ، اين انسان نيست ، به اين معنا حيوانات و
انسان مثل هم هستند، همه مادى هستند، همه اين نحوه
ادراكات (را دارند) منتها يك قدرى كم و زياد، يك
بعد انسان عبارت (است ) از اين موجود فعلى كه
داراى اين حواس و داراى خواص هست ، بعدهاى ديگرش
اصلا به آن توجه نشده است و يا كم توجه شده است .
مع الاسف ما در دو زمان مبتلاى به دو طايفه بوديم
، در يك زمان ما مبتلا بوديم به يك جمعيتى كه قرآن
را وقتى كه نگاه مى كردند و تفسير مى كردند، تاويل
مى كردند، اصلا راجع به آن جهت بعد مادى اش ، بعد
دنيايى اش توجه نداشتند، تمام را بر مى گرداندند
به يك معنوياتى حتى قتال وقتى كه در قرآن واقع شده
بود - قتال با مشركين - اينها قتال با را تاويل به
قتال با نفس مى كردند، چيزهايى كه مربوط به زندگى
دنيايى بود تاويل مى كردند به معنويات .
اينها يك بعد از قرآن را ادراك كرده بودند و آن
بعد معنوى اش (بود) البته به طريق ناقص ، آن بعد
معنويش بود و همه جهات را به همين بعد بر مى
گرداندند و ما بعدها مبتلا شديم يك عكس العملى در
مقابل او كه فعلا الان هست و از مدتى پيش اين معنا
تحقق پيدا كرده كه در مقابل آن طايفه اى كه قرآن
را و احاديث را تاويل مى كردند به ماوراى طبيعت و
به اين زندگى دنيا اصلا توجه نداشتند، به حكومت
اسلامى توجه نداشتند و به جهاتى كه مربوط به زندگى
است توجه نداشتند، اين طايفه دوم عكس كردند،
معنويات را فداى ماديات كردند آنها ماديات را فداى
معنويات كرده بودند و اينها معنويات را فداى
ماديات كردند، هر آيه اى كه دستشان مى رسد و
بتوانند، تعبير مى كنند به يك امر دنيايى ، كانه
ماوراى دنيا چيزى نيست آنها كانه در نظرشان ماوراى
عالم غيب چيزى نبود آنها در يك حدودى كه خودشان
داشتند درست بود حرفشان ، اينها اعتقادشان اين است
يا مسائلى كه طرح مى كنند اين است كه ماوراى اين
عالم خبرى نيست همه اين مسائل را فداى همين عالم
مى كنند.
بيانات امام در جمع مردم
بابلسر - صحيفه نور جلد:10 - صفحه : 272-273 -
تاريخ سخنرانى :21/9/59.
منحصر كردن اسلام به ماديت يا معنويت
بسيارى از زمانها بر ما گذشت كه يك طايفه
اى فيلسوف و - عرض مى كنم - كه عارف و متكلم و
امثال ذلك كه دنبال همان جهات معنوى بودند، اينها
گرفتند معنويات را هر كسى به اندازه ادراك خودش و
تخطئه كردند قشريون تمام ماعداى خودشان را قشرى
حساب كردند و تخطئه كردند، بلكه وقتى دنبال تفسير
قرآن رفتند ملاحظه مى كنيد كه تمام آيات را نباشد
اكثر آيات را برگرداندند به آن جهات عرفانى و
فلسفى و جهات معنوى و به كلى غفلت كردند از حيات
دنيايى و جهاتى كه در اين جا به آن احتياج هست و
تربيت هايى كه در اين جا بايد بشود، از اين غفلت
كردند به حسب اختلاف مسلكشان رفتند دنبال همان
معانى بالاتر از ادراك مثلا عامه مردم و علاوه بر
آن ما عداى خودشان را تخطئه كردند و در همين اوان
و همين عصر، يك دسته ديگرى كه اشتغال داشتند به
امور فقهى و به امور تعبدى ، اينها هم تخطئه كردند
آنها را، يا حكم الحاد كردند يا حكم تكفير كردند
يا هر چه كردند، آنها را تخطئه كردند و اين هر دو
روش خلاف واقع بوده است اينها محصور كردند اسلام
را به احكام فرعيه و آنها محصور كرده بودند اسلام
را به احكام معنويه ، به امور معنويه و به مافوق
الطبيعه آنها به خيال خودشان مافوق الطبيعه همه
جهات است و اينها هم به خيال خودشان احكام طبيعت و
فقه اسلامى و اينهاست و ديگران همه اش بى جهت است
و اخيرا باز يك وضع ديگرى پيدا شده است و آن اين
كه اشخاصى پيدا شده اند، نويسنده هايى پيدا شده
اند كه ... آيات قرآن را عكس آن چيزى كه فلاسفه و
عرفاى آن وقت - چيز- (تفسير) كرده بودند و همه
ماديات را برمى گرداندند به معنويات اينها تمام
معنويات را به ماديات برمى گردانند، عكس آنها.
حالا كه جنبه ماديت در دنيا غلبه پيدا كرده است به
اين سختى و دنيا بازرق وبرق زياد شده است و - عرض
مى كنم كه - اصحاب دنيا خيلى زياد شده اند، حالا
هم يك دسته پيدا شده اند كه اصل تمام احكام اسلام
را مى گويند براى اين است كه يك عدالت اجتماعى
پيدا بشود، طبقات از بين برود و اصلا اسلام ديگر
چيزى ندارد، توحيدش هم عبارت است از توحيد در نسل
ملتها در زندگى توحيد داشته باشند، واحد باشند،
عدالتش هم عبارت از اين است كه ملت ها همه به طور
عدالت و به طور تساوى با هم زندگى كنند يعنى زندگى
حيوانى على السواء، با هم زندگى بكنند و عرض مى
كنم با هم كار نداشته باشند اين همه آياتى كه وارد
شده است راجع به معاد و راجع به - عرض مى كنم - كه
توحيد و آن همه براهينى كه وارد شده است راجع به
اثبات يك نشآت ديگرى ، اينها، آنى كه متدين است
غمض عين مى كند، چشم هايش را از اين آيات مى پوشد
و مى رود سراغ آيات ديگر، آنكه خيلى تدينش قوى
نيست تاويل مى كند.(231)
بيانات امام در مورد نقش
احكام سياسى - عبادى قرآن - صحيفه نور جلد:1 -
صفحه : 236-235 - تاريخ سخنرانى :6/8/56.
شناخت ناقص اسلام
اين دو طايفه كه يك طايفه طرف معنويت را
گرفته اند و طرف اجتماع را رها كردند و اين طايفه
طرف اجتماع و علم اجتماع و علم سياست و علم نمى
دانم اين معانى را دارند و آن طرف را رها كردند و
اين دو نه اين اسلام شناس است ، نه آن اسلام شناس
است .
بيانات امام در ميان جمعى
از ايرانيان - صحيفه نور جلد:- 2 صفحه :229 -
تاريخ سخنرانى :6/8/57.
شناخت ناقص اسلام
آنها دعوت به باطن مى كردند و از ظاهر و از
طبيعت غافل بودند، اينها دعوت به ماديت مى كنند و
از معنويت غافلند و اين هر دو اشتباه است . اسلام
نه محصور در آن معنوياتى است كه آنها مى گويند (
دارد معنويات اما محصور نيست ) و نه در محصور اين
مادياتى است كه اينها مى گويند؛ يعنى ماديات را
دارد لكن محصور به آن نيست .
بيانات امام در مورد نقش
انسان ساز مكتب اسلام - صحيفه نور جلد:2 - صفحه
:154 - تاريخ سخنرانى :22/7/57.
تربيت انسان به تمام ابعاد
اين دو طايفه اسلام را به تمام معنا
نشناختند كه اسلام چيست . اسلام نه دعوتش به
خصوص معنويات است و نه دعوتش به خصوص ماديات است ،
هر دو را دارد، يعنى اسلام و قرآن كريم آمده اند
كه انسان را به همه ابعادى كه انسان دارد بسازند
او را، تربيت كنند او را.
بيانات امام در ميان جمعى
از ايرانيان - صحيفه نور جلد:2 - صفحه :225 -
تاريخ سخنرانى :6/8/57.
اديان ، مربى تمام ابعاد انسانى
خداوند تمام ابعاد انسان را آفريده است و
توجه به آن دارد، انسان را با همه ابعادش مى خواهد
تربيت بكند، اين ديگر در اين جهت ما بين اديان
فرقى نيست كه همه اديان آمده اند براى تربيت بشر،
در اسلام همين معنا كه گفته شد، در احكامش ، در
قرآن و در حديث ، همه اين مسائل كه من تذكر بعضيش
را دادم مطرح است .
بيانات امام در جمع كليميان
- صحيفه نور جلد:6 - صفحه :164 - تاريخ سخنرانى
:24/2/58.
قرآن
مربى همه ابعاد انسان
اسلام همه اين معانى را دارد و جامع تمام
جهات مادى و معنوى و غيبى و ظاهرى هست براى اين كه
انسان داراى همه مراتب است و قرآن كتاب انسان سازى
است انسان چون بالقوه همه مراتب را دارد، كتاب خدا
آمده است كه انسان را انسان كند و همان طورى كه
جامعه اش را اصلاح بكند خودش هم كامل كند تا برسد
به مرتبه عالى .
بيانات امام در مورد نقش
احكام سياسى - عبادى قرآن - صحيفه نور جلد:3 -
صفحه :121 - تاريخ سخنرانى :6/7/56.
قرآن
، پاسخ دهنده به همه احتياجها
مذهب اسلام كه سندش قرآن است و محفوظ است ،
حتى يك كلمه تغيير نكرده است . اينطور است كه قرآن
مشتمل بر همه چيز است ؛ يعنى يك كتاب آدم سازى است
، همين طور كه آدم همه چيز است ، معنويت دارد،
ماديت دارد، ظاهر دارد، باطن دارد. قرآن كريم هم
كه آمده است اين انسان را بسازد، همه ابعاد انسان
را مى سازد؛ يعنى كليه احتياجاتى كه انسان دارد،
چه احتياجاتى كه شخص دارد و چيزهايى كه مربوط به
شخص است ، روابط بين شخص و خالق تبارك و تعالى و
مسائل توحيد، مسائل صفات حق تعالى ، مسائل قيامت ،
اينها هست ، مسائل سياسى و اجتماعى و قضيه جنگ با
كفار و اينها. قرآن پر است از اين آياتى كه اين
آيات مردم را وادار كرده است و پيغمبر را مامور
كرده است كه جنگ كنند. با كسانى كه متعدى هستند،
با ظالمها جنگ بكنند.
بيانات امام مورد توبه
فريبكارانه شاه - صحيفه نور جلد:3 - صفحه :21 -
تاريخ سخنرانى :21/8/57.
تطابق با ابعاد برنامه اسلام با ابعاد وجود انسان
شما وقتى اسلام را ملاحظه مى كنيد به حسب
ابعاد انسانيت او، طرح دارد، قانون دارد...هيچ يك
از قوانين بشر تكفل اين امر را ندارد، اين امر
مختص به قوانين انبياست . ابعاد ديگرى كه بشر دارد
و اصلا قواعد ديگر دنبالش نبوده است ، آن قواعدى
است كه براى تهذيب نفس است ، براى اينكه انسان يك
موجود انسانى الهى بشود قرآن كتاب انسان سازى است
، مكتب اسلام ، مكتب انسان سازى است ، انسان به
همه ابعاد، نه فقط يك انسان مادى مى خواهد درست
بكند يك انسان الهى مى خواهد درست بكند، همه ابعاد
انسان مورد نظرش هست . در اين امور اصلا ساير
قواعد وقوانين كه در دنياى ما هست آنطور مسائل طرح
نيست ...
فرق مابين اسلام و آن چيزهاى كه از جانب خدا براى
تربيت بشر آمده است با آن چيزهايى كه به دست بشر
درست شده است ، يك فرق اساسى اين است كه آنچه بشر
درست كرده است يك جنبه ضعيف را ملاحظه كرده است .
مثلا قوانينى وضع كرده اند از براى اينكه حفظ نظم
بكنند، حفظ انتظامات بكنند، قوانينى وضع كرده اند
كه مال همين معاشرت دنياست و كيفيت سياست دنيوى
ابعاد ديگرى كه بشر دارد هيچ مورد توجه قواعدى كه
يا قوانينى كه بشر درست كرده است هيچ متوجه او
نيست .
يكى از ابعاد انسان ، بعدى است كه در اين دنياى
مادى مى خواهد معاشرت بكند، در اين دنياى مادى مى
خواهد تاسيس دولت بكند، در اين دنياى مادى مى
خواهد تاسيس مثلا ساير چيزهايى كه مربوط به ماديتش
هست بكند. اسلام اين را هم دارد. آنقدر آيه و
روايت كه در سياست وارد شده است ، در عبادت وارد
نشده است . شما از پنجاه و چند كتاب فقه را ملاحظه
مى كنيد، هفت ، هشت تايش كتابى است كه مربوط به
عبادات است ، باقيش مربوط به سياسات و اجتماعيات و
معاشرات و اينطور چيزهاست . ما همه آنها را
گذاشتيم كنار و يك بعد را، بعد ضعيفش را گرفتيم .
اسلام را همچو بد معرفى كرده اند به ما كه ما هم
باورمان آمده است كه اسلام به سياست چه . سياست
مال قيصر و محراب مال آخوند!! محراب هم نمى گذارند
براى ما باشد. اسلام دين سياست است ، حكومت دارد.
شما بخشنامه حضرت امير - كتاب حضرت امير - به مالك
اشتر را بخوانيد ببينيد چيست . دستورات پيغمبر
ودستورهاى امام (ع ) در جنگها و در سياسات ببينيد
چى دارد...
بيانات امام در جمع عده اى
از روحانيون - صحيفه نور جلد:5 - صفحه :22 - 21 -
تاريخ سخنرانى :14/11/57.
تطابق ابعاد برنامه اسلام با ابعاد وجود انسان
اسلام تمام جهاتى كه انسان به آن احتياج
دارد، برايش احكام دارد. احكامى كه در اسلام آمده
است ، چه احكام سياسى ، چه احكامى كه مربوط به
حكومت است ، چه احكامى كه مربوط به اجتماع است ،
چه احكامى كه مربوط به افراد است ، احكامى كه
مربوط به فرهنگ اسلامى است ، تمام اينها موافق با
احتياجات انسان هست يعنى هر مقدارى كه انسان
احتياج دارد، احتياج به طبيعت دارد احكام طبيعى
هست . اين احتياجات به ماوراى طبيعت كه من و شما
الان از آن غافل هستيم انسان دارد، آنهم احكام
دارد اسلام براى اينكه اين احتياجات را رفع بكند و
به عبارت ديگر براى اينكه تربيت كند ما را و ما را
سعادتمند كند.
بيانات در مورد ابعاد سياسى
- عبادى احكام اسلام - صحيفه نور جلد:2 - صفحه
:232 - تاريخ سخنرانى :6/8/57.
برنامه اسلام مطابق ابعاد وجود انسان
اسلام براى اين انسانى كه همه چيز است ؛
يعنى از طبيعت تا ماوراى طبيعت تا عالم الوهيت
مراتب دارد، اسلام تز دارد، برنامه دارد اسلام ،
اسلام مى خواهد انسان را يك انسانى بسازد جامع
يعنى رشد به آنطور كه هست بدهد، از حظ طبيعت دارد،
رشد طبيعى به او بدهد، حظ برزخيت دارد، رشد برزخيت
به او بدهد، حظ روحانيت دارد، رشد روحانيت به او
بدهد، حظ عقلانيت دارد، رشد عقلانيت به او بدهد...
شما خيال نكنيد كه اسلام آمده حيوان تربيت كند،
آمده است كه آب و خوراك براى حيوان درست كند، اين
يكى اش است ، اين را هم درست مى كند لكن اين يك
بعد است آن هم بعد آخرش هست ، بعدهاى ديگرى دارد
كه آنها هم همه اش از اسلام است و براى تربيت
انسان است و انسان را مى خواهد يك موجود رشيدى كه
همه اين ابعاد را داشته باشد تربيت كند و براى همه
اينها هم دستور دارد اسلام ، نسبت به يك جهت و جهت
ديگرى نيست ، براى حكومت اسلامى دستور داده براى
تشكيلاتش دستور دارد، براى مقابله با دشمنان دستور
دارد، براى تحرك جامعه دستور دارد، براى رسيدن به
ماوراء الطبيعة دستور دارد، همه اينها را دارد، يك
بعدى نيست .
بيانات امام در مورد نقش
انسان ساز مكتب اسلام - صحيفه نور جلد:2 - صفحه
:155-156 - تاريخ سخنرانى :22/7/57.
برنامه فراگير براى حيات فردى - اجتماعى - سياسى -
معنوى
اسلام از قبل تولد انسان شالوده حيات فردى
را ريخته است تا آنوقت كه در عائله زندگى مى كند
شالوده اجتماع عائله اى را ريخته است و تكليف معين
فرموده است ، تا آن وقت كه در تعليم وارد مى شود،
تا آن وقت كه در اجتماع وارد مى شود، تاآن وقت كه
روابطش با ساير ممالك و ساير دول و ساير ملل هست ،
تمام اينها برنامه دارد، تمام اينها تكليف دارد در
شرع مطهر اين طور نيست كه فقط دعا و زيارت است فقط
نماز و دعا و زيارت ، احكام اسلام نيست ، يك باب
از احكام اسلام است دعا و زيارت يك باب از ابواب
اسلام است لكن سياست دارد اسلام ، اداره مملكتى
دارد اسلام ، ممالك بزرگ را اداره مى كند اسلام .
بيانات امام در مورد وظايف
و مسئوليتهاى رؤ سا - صحيفه نور جلد:1 - صفحه :119
- تاريخ سخنرانى :23/8/44.
برنامه فراگير براى حيات انسان
اسلام همان طورى كه فقط احكام ظاهرى راجع
به افراد باشد نيست ، همين طور همه اسلام عبارت از
قيام و نهضت و اينها هم نيست اسلام اينجور جهات
دارد و كسى كه بخواهد اسلام را بشناسد، همه جهات
در اسلام هست يعنى آن چيزى كه مربوط به رشد فرد
است ، آنكه مربوط به رشد جامعه است ، آن كه مربوط
به سياستى است كه بين آن و ساير ملل هست ، آنكه
مربوط به اقتصاد است ، آن كه مربوط به فرهنگ است ،
تمام اينها در اسلام هست مع الاسف بعضى از اشخاص
را گفته مى شود (همين جوانهايى كه در اروپا هستند
و زندگى مى كنند يا در آمريكا و اينها) همان يك
جهت را در نظر مى گيرند و آن جهت مبارزه - عرض مى
كنم كه تظاهرات و امثال ذلك . البته مبارزه با
دشمن ، مبارزه با فساد، مبارزه با اين حكومتهاى
فاسد جزء برنامه هاى دولت اسلامى است و جزء احكام
است ؛ لكن انحصار به اين ندارد.
بيانات امام در مورد ابعاد
گسترده مكتب اسلام - صحيفه نور جلد:4 - صفحه :53 -
تاريخ سخنرانى :20/9/57.
برنامه همه جانبه اسلام
اسلام ... مكتبى است كه بر خلاف مكتبهاى
غيرتوحيدى در تمام شئون فردى و اجتماعى و مادى و
معنوى و فرهنگى و سياسى و نظامى و اقتصادى دخالت و
نظارت دارد و از هيچ نكته و لو بسيار ناچيز كه در
تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادى و معنوى نقش
دارد فروگذار ننموده است و موانع و مشكلات سر راه
تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع
آنها كوشيده است .
وصيتنامه سياسى - الهى حضرت
امام (ره ) - صحيفه نور جلد: 21 - صفحه : 176 -
تاريخ سخنرانى :15/3/68.
برنامه فراگير براى فرد و جامعه
هيچ حركتى و عملى از فرد و يا جامعه نيست
مگر اينكه مذهب اسلام براى آن حكمى مقرر داشته است
بنابراين طبيعى است كه مفهوم رهبر دينى و مذهبى
بودن ، رهبرى علماى مذهبى است در همه شئون جامعه ،
چون اسلام هدايت جامعه را در همه شئون و ابعاد آن
به عهده گرفته است .
مصاحبه با خبرنگار تايمز -
صحيفه نور جلد:4 - صفحه :167- 168 - تاريخ سخنرانى
:18/10/57.
برنامه فراگير براى دنيا و آخرت
اسلام يك چيزى نيست كه براى يك طرف قضيه
فكر كرده باشد، اسلام همه اطراف قضايا را در آن
حكم دارد، تمام قضاياى مربوط به دنيا، مربوط به
سياست ، مربوط به اجتماع ، مربوط به اقتصاد، تمام
قضاياى مربوط به آن طرف قضيه كه اهل دنيا از آن بى
اطلاعند. اديان توحيدى آمده اند براى اينكه هر دو
طرف قضيه را نگاه بكنند و طرح بدهند، نسبت به هر
دو طرف قضيه آنها حكم دارند، طرح دارند، اينطور
نيست كه يا اين طرف را و از آن طرف غافل باشند، يا
آن طرف را و از اين طرف غافل باشند، نه ، آن طرف
هم نظر دارند، اين طرف هم نظر دارند و خصوصا اسلام
كه از همه اديان بيشتر در اين معنا پافشارى دارد،
كه همه احكامش يك احكام مخلوط به سياست است ، دست
به گردن از احكام سياست نمازش مخلوط به سياست است
، حجش مخلوط به سياست است ، زكاتش سياست است ،
اداره مملكت است ، خمسش براى اداره مملكت است .
بيانات امام در جمع گروهى
از لنگرود - صحيفه نور جلد:9 - صفحه :137-138 -
تاريخ سخنرانى :25/6/58.
برنامه حكومت سياسى و حكومت معنوى
اسلام يك حكومتى است كه يك جنبه اش حكومت
سياسى است و يك جنبه اش حكومت معنوى ؛ يعنى دو
طرف دارد انسان ، دو وضع دارد انسان ، دو رو دارد
انسان ، يك روى مادى ، اسلام در اين روى مادى در
همه جهاتش احكام دارد، يك روى معنوى كه اصلا مطرح
نيست در رژيم ها كه انسان را تربيت هاى معنوى و
تهذيبى بكند تا برسد به مرتبه اى كه ديگر هيچ كس
نمى داند الاالله . تا آن جا اسلام همين طور كشيده
دست مردم را گرفته و برده است تا برساند به ملكوت
اعلى ساير رژيم ها اينطور نيستند.
بيانات امام در جمع
فرهنگيان - صحيفه نور جلد:5 - صفحه :108 -تاريخ
سخنرانى :30/11/57.
ضامن
سعادت دو عالم
اسلام همه چيز دارد، اسلام هم دنيا دارد،
هم آخرت دارد، اسلام همه بعدها را نظر به آن دارد.
حكومت اسلامى مثل حكومت هاى ديگر نيست كه فقط به
يك بعد نظر داشته باشند، حكومت اسلامى حكومتى است
كه همه اگر انشاء الله پياده بشود... سعادت دنيا و
آخرت ملت ها را ضمانت كرده است و مى كند.
بيانات امام در جمع اقشار
مردم - صحيفه نور جلد:13 - صفحه :180 - تاريخ
سخنرانى :27/8/59.
ضامن
سعادت دو عالم
در راس برنامه هاى اسلامى هدايت است كه شما
را هدايت كند به راهى كه هم دنياى شما تعمير بشود
و معمور باشد و هم آخرت شما.
بيانات امام در جمع گروهى
از نيروهاى هوايى - صحيفه نور جلد:14- صفحه :53 -
تاريخ سخنرانى :19/11/59.
جامع
معنويت و حكومت الهيت و ماديت
اسلام همانطورى كه به معنويات نظر دارد و
همانطورى كه به روحيات نظر دارد و تربيت دينى مى
كند و تربيت نفسانى مى كند و تهذيب نفس مى كند،
همانطور به ماديات نظر دارد و مردم را تربيت مى
كند در عالم كه چطور از ماديات استفاده كنند و چه
نظر داشته باشند در ماديات . اسلام ماديات را همچو
تعديل مى كند كه به الهيات منجر مى شود. اسلام در
ماديات به نظر الهيات نظر مى كند و در الهيات به
نظر ماديات نظر مى كند. اسلام جامع مابين همه جهات
است و شما در روزى وارد شديد كه ما به حكومت
خودمان رسيديم و همان طورى كه اسلام معنويات را
داشت و در صدر اسلام حكومت را هم داشت .
بيانات امام در جمع گروه
فلسطينى - صحيفه نور جلد:5 - صفحه :241 - تاريخ
سخنرانى :13/1/58.
بعثت
جامع معنويت و حكومت
بركات بعثت آن مقدارى كه در معنويات هست
آنقدر در ماديات ظاهر نشده است ، لكن آن مقدارى هم
كه در ماديات ظاهر شده است باز قبل از اسلام نبوده
است اتصال - معنا به - معنويت به ماديات و انعكاس
معنويت در همه جهات ماديات از خصوصيات قرآن است كه
افاضه فرموده است - قرآن در عين حالى كه يك كتاب
معنوى ، عرفانى و آنطورى است كه به دست ماها، به
خيال ماها، به خيال جبرئيل امين هم نمى رسد، در
عين حال يك كتابى است كه تهذيب اخلاق را مى كند،
استدلال هم مى كند، حكومت هم مى كند و وحدت را هم
سفارش مى كند و قتال را هم سفارش مى كند و اين از
خصوصيات كتاب آسمانى ماست كه هم باب معرفت را باز
كرده است تا حدودى كه در حد انسان است و هم باب
ماديات را و اتصال ماديات به معنويات را و هم باب
حكومت را و هم باب خلافت را.
بيانات امام در جمع مسئولان
لشكرى و كشورى - صحيفه نور جلد:17 - صفحه :252 -
تاريخ سخنرانى :21/2/62.
قرآن
جامع معنويت و حكومت
قرآن ... كتابى است كه آدمى كه بايد از
اينجا تا آخر دنيا و تا آخر مراتب حركت بكند، يك
همچو كتابى است كه هم معنويات انسان را درست مى
كند و هم حكومت را درست مى كند، همه چيز تو قرآن
هست .
بيانات امام در مناسبت چهلم
شهداى قم - صحيفه نور جلد:2 - صفحه :34 - تاريخ
سخنرانى :19/11/56.
برنامه حكومتى - سياسى همراه برنامه معنوى - عبادى
گمان نشود اسلام مثل مسيحيت هست ، فقط يك
رابطه معنوى مابين افراد و خداى تبارك و تعالى است
و بس . اسلام برنامه زندگى دارد اسلام برنامه
حكومت دارد اسلام قريب پانصد سال تقريبا يا بيشتر
حكومت كرده است ، سلطنت كرده است با اينكه احكام
اسلام در آن وقت باز آن طور اجرا نشده است كه بايد
اجرا بشود لكن همان مقدار اجرا شده اش ممالك بزرگى
را، وسيع را اداره كرده است با عزت و شوكت از همه
جهات ، از همه كيفيات اسلام مثل ساير اديانى كه
حالا در دست هست (شايد آنها هم در وقت خودش اين
طور بوده اند لكن ساير اديانى كه حالا در دست هست
) خصوصا مسيحيت كه هيچ ندارد جز چند كلمه اخلاقى و
راجع به تدبير نظام و راجع به سياست مدرن و راجع
به كشورها و راجع به اداره كشورها برنامه ندارد،
گمان نشود كه اسلام هم مثل آنها برنامه ندارد.
بيانات امام در مورد وظايف
علماى اسلام - صحيفه نور جلد:1 - صفحه :119 -
تاريخ سخنرانى :23/8/44.
سياست همراه معنويت
خيال نكنيد كه اسلام فقط اين تكه است ؛
نماز و روزه است فقط، نيست اينطور! اگر اينطور بود
پيغمبر هم مى نشست توى مسجدش و نماز مى خواند. چرا
از اول عمرش تا آخر زحمت كشيد، جنگ كرد، زد و خورد
كرد، شكست خورد، شكست داد تا مسائل را آنقدرى كه
مى توانست عمل كرد. اميرالمومنين هم همين طور،
ديگران هم همين طور، صلحا هم همين طورند، اشخاص
بيدار اين طورند. اين طور نيست كه بنشينند توى
مسجد و كار به اين كارها نداشته باشند. بنشينند
توى خانه هايشان و كار به كسى نداشته باشند. بى
طرف باشند. كارى ما به اين كارها نداريم !.
بيانات امام در ديدار با
اعضاى مجلس خبرگان - صحيفه نور جلد:19 - صفحه :96-
تاريخ سخنرانى :14/11/63.
نسبت
اجتماعيات اسلام به عبادات آن
براى اينكه كمى معلوم شود فرق ميان اسلام و
آنچه به عنوان اسلام معرفى مى شود تا چه حد است ،
شما را توجه مى دهم به تفاوتى كه ميان
((قرآن
)) و كتب حديث ، با
رساله هاى عمليه هست : قرآن و كتابهاى حديث كه
منابع احكام و دستورات اسلام است ، با رساله هاى
عمليه كه توسط مجتهدين عصر و مراجع نوشته مى شود،
از لحاظ جامعيت و اثرى كه در زندگى اجتماعى مى
تواند داشته باشد بكلى تفاوت دارد. نسبت اجتماعيات
قرآن با آيات عبادى آن ، از نسبت صد به يك هم
بيشتر است ! از يك دوره كتاب حديث كه حدود پنجاه
كتاب
(232) است و همه احكام اسلام را در
بردارد، سه - چهار كتاب مربوط به عبادات و وظايف
انسان نسبت به پروردگار است ؛ مقدارى از احكام هم
مربوط به اخلاقيات است ؛ بقيه همه مربوط به
اجتماعيات ، اقتصاديات ، حقوق ، و سياست و تدبير
جامعه است ...
نگذاريد حقيقت وماهيت اسلام مخفى بماند، و تصور
شود كه اسلام مانند مسيحيت اسمى - و نه حقيقى -
چند دستور درباره رابطه بين حق و خلق است ، و
((مسجد))
فرقى با ((كليسا))
ندارد.
ولايت فقيه - صفحه : 5.
تجلى
اصلاح اجتماعى و حاكميت اسلامى در ادعيه و اذكار
پيغمبر اكرم در عين حالى كه وظايف شخصى
خودش را بجا مى آورد و خلوت ها با خداى تبارك و
تعالى داشت ، تشكيل حكومت داد و به انحاى عالم
براى دعوت آدم فرستاد و مردم را دعوت كرد به ديانت
و دعوت كردند بعد به اجتماع اينطور نبود كه بناى
او اين باشد كه بنشيند توى خانه و ذكر بگويد. ذكر
مى گفت ؛ لكن همان ذكر هم خودسازى بود. دعا مى
كرد، ولى همان دعا هم ، هم خودسازى و هم مردم سازى
بود و مردم را تجهيز مى كرد براى مقاومت . تمام
ادعيه اى كه در لسان او و ائمه مسلمين واقع شده
است ، تمام اين ادعيه در عين حالى كه دعوت به
معنويات است ، از راه دعوت معنويات تمام مسائل
مسلمين اصلاح مى شود.
بيانات امام در جمع
ميهمانان دومين كنگره جهانى ائمه جمعه - صحيفه نور
جلد:18 - صفحه : 275 - تاريخ سخنرانى :23/2/63.
مبارزه در هر شرايط
بايد متشبث به آن سيره اى بشويد كه پيغمبر
اكرم و ائمه اسلام بين ما گذاشته است كه حتى آن
روزى كه دست هايشان بسته بود و نمى توانستند يك
كلمه برخلاف سياست دولت وقت بگويند، با ادعيه شان
مردم را دعوت مى كردند، دعا مى كردند، با دعا مردم
را دعوت مى كردند و هر روزى كه فرصت مى كردند، در
هر فرصتى دعوت را تصريحا مى كردند.
بيانات امام در جمع
ميهمانان دومين كنگره جهانى ائمه جمعه - صحيفه نور
جلد:18 - صفحه :276 - تاريخ سخنرانى :23/2/63.
پيوند سياست و ديانت
پيوند قيام به قسط يا دخالت
در سياست
امروز همه فهميدند اين را... كه اين مساله
دخالت در امور سياسى از بالاترين مسائلى است كه
انبيا براى او آمده بودند. قيام بالقسط و مردم را
به قسط وارد كردن مگر مى شود بدون دخالت در امور
سياسى ؟ مگر امكان دارد بدون دخالت در سياست و
دخالت در امور اجتماعى و در احتياجات ملت ها كسى
بدون اينكه دخالت كند، قيام بالقسط باشد؟((يقوم
الناس بالقسط))
باشد؟
اين اشكال اولش به نبى اكرم وارد است ، اگر ايشان
هم به سرمايه دارهاى مكه و حجاز كارى نداشت و توى
مسجد مى نشست و مساله مى گفت ، جنگ پيش نمى آمد،
كشتار نمى شد، عموى معظمش كشته نمى شد. و به
سيدالشهداء وارد است ، اگر سيدالشهداء مى رفت پيش
يزيد و بيعت مى كرد و مساله گو، مساله مى گفت ، با
او مى ساخت و مساله مى گفت ، يزيد خيلى هم احترام
مى كرد و دستش هم مى بوسيد؛ ولى تكليف اين بود؟
ما وحشت داريم از اينكه چند هزار آدم از ما كشته
شده است ؟ اگر ما وحشت داريم بايد ما اصلا طريقه
انبيا را كنار بگذاريم ، بايد آن چيزى كه انبيا
آوردند، آن چيزى را كه خدا امر كرده به آنها كه
برويد اين سردمدارها را دعوت كنيد، دعوت همين نبود
كه بروند بگويند آقا مسلمان شو، اگر چنانچه نشد
ديگر بروند سراغ كارشان . نخير، دعوت مى كردند با
شمشير توى سرشان مى زدند تا آدم بشوند، كشته مى
دادند و مى كشتند... كدام روز پيغمبر خالى از اين
مسائل سياسى و اجتماعى بود، از جنگ بود. پيغمبر
نمى دانست اگر در احد اينقدر كشته مى شد و در فلان
، اينهمه عزيزان از بين مى روند؟ لكن تكليف بود،
خدا گفته بود اين را، پيغمبر هم نمى توانست تخلف
كند، امر خدا بود خدا بينات فرستاده و ميزان
فرستاده و حديد فرستاد ((ليقوم
الناس بالقسط)) اگر
شد با بينات ، با ميزان ، موازين هر چه هست ، اگر
نشد حديد است ، تو سر مردم با حديد زد تا اينكه
اينها را آدم كرد، تا جامعه را جامعه صحيح كرد.
پيام امام به مناسبت سومين
سالروز 17 شهريور - صحيفه نور جلد:15 - صفحه
:147-148 - تاريخ سخنرانى :17/6/60.
منحصر كردن اسلام به امور عبادى
دستهاى ناپاك و عقلهاى ضعيف موجب اين شد كه
بعد از رسول الله و صدر اسلام كم كم مردم را از آن
مسائل اصلى كه در نظر اسلام بوده است ، منحرف كنند
و مردم را متوجه به فقط يك مسائل جزيى بكنند و در
مسائل عمومى كلى كه كشورهاى اسلامى به آن احتياج
دارند، بيطرف باشند و احيانا هم مخالف باشند اين
يك نقشه شيطانى بوده است كه از زمان بنى اميه و
بنى عباس طرح ريزى شده است و بعد از آن هم هر
حكومتى كه آمده است تاييد اين امر را كرده است و
اخيرا هم كه راه شرق و غرب به دولت هاى اسلامى باز
شد، اين امر در اوج خودش قرار گرفت كه اسلام ،
يك مسائل شخصى بين بنده و خداست و سياست از اسلام
جداست و نبايد مسلمانان در سياست دخالت كنند و
نبايد روحانيون وارد سياست بشوند، آنها همان در
مسجدها محبوس باشند و همه كارشان اين باشد كه
بروند نماز بخوانند و چند كلمه هم دعا كنند و
برگردند منزل اين يك نقشه اى بوده است كه از صدر
اسلام ريشه دارد و امروز كه دولت هاى شرق و غرب ،
قدرت هاى بزرگ شرق و غرب در مقابل اسلام ايستاده
اند، به اوج خود رسيده .
بيانات امام در جمعى از
گروهى از استان خراسان - صحيفه نور جلد:16- صفحه
:232 - تاريخ سخنرانى :3/5/61.
مسخ
مفاهيم مربوط به ظلم ستيزى اديان
يكى از بدترين چيزى كه اجانب در بين مردم و
در بين خود ما القا كردند اين است كه اسلام براى
اين است كه ما همان عبادت بكنيم ، چنان كه مذهب
مسيح را هم مسخ كردند، مذهب مسيح مسخ شد. مسيح
هرگز نمى شود كه دعوتش اين باشد كه فقط عبادت
بكنيد، ظلمه را بگذاريد به كار خودشان ، اين نمى
شود، نبى نمى تواند اينطور باشد، مسخ شده است
اينها. اينها اسلام را در نظر ما، در نظر جاهلين
مسخ كردند. اسلام را بصورت ديگر نشان دادند و اين
از كيدهايى بود كه با نقشه هاى پياده شده است .
صحيفه نور جلد:14 - صفحه
:119 - تاريخ سخنرانى : 16/12/59.
ترويج گوشه نشينى و عزلت گزينى
دستهاى مرموز جهانخواران به وسيله اشخاص و
گروه هايى كه در قشرهاى ملتهاى اسلامى نفوذ كرده
اند، در طول ساليان دراز يك برنامه اى را انجام
دادند و مع الاسف انجام گرفت و ثمرات خبيث خودش را
هم تحويل ملتها داد و آن اين معنا كه روحانيون
بايد در مساجد و در حجره ها و در زاويه ها منزوى
باشند... اين امر را از اروپا گرفته بودند كه آنها
هم روحانيت خودشان را منزوى كرده بودند تا هر كارى
كه مى خواهند به سر ملت ها بياورند و كسى نباشد
((چرا))
بگويد.
بيانات امام در جمع مسئولان
تبليغات قم و مشهد - صحيفه نور جلد:14 - صفحه :119
- تاريخ سخنرانى :14/12/59.
شيوه
استعمار نو در استضعاف و استثمار ملتها
همه مى دانيم و بايد بدانيم كه آنچه از قرن
ها پيش تاكنون بر سر مسلمين آمده خصوصا در يكى دو
قرن اخير كه دست دولت هاى اجنبى به كشورهاى اسلامى
باز شده و سايه شوم آنان بلاد مسلمين را به تاريكى
و ظلمات كشانده است و ذخاير خداداد آنان را به باد
فنا داده و به طور مداوم مى دهد، غفلت مسلمانان از
مسائل سياسى و اجتماعى اسلام است كه به دست
استعمارگران و استثمارچيان و عمال غربزده و شرقزده
آنان به توده هاى مسلمانان محروم تحميل شده است كه
حتى غالب علماى اسلام گمان مى كردند و مى كنند كه
اسلام از سياست منزه است و يك شخص مسلمان نبايد در
سياست دخالت كند. چپاولگران حيله گر كوشش كردند
به دست عمال به اصطلاح روشنفكر خود اسلام را همچون
مسيحيت منحرف به انزوا كشانند و علما را در
چهارچوب مسائل عبادى محبوس كنند و ائمه جماعات را
در مساجد و محافل عقد و ازدواج منزوى و مقدسين از
توده را سرگرم ذكر و دعا و جوانان عزيز را سرگرم
عيش و نوش ، از صحنه امور سياسى و اجتماعى و
اهتمام به امور مسلمين و گرفتارى بلاد اسلامى خارج
نمايند و در اين امر توفيق بسزايى پيدا كردند و از
اين جهالت و غفت ما سوء استفاده نمودند و بلاد
مسلمين را يا مستعمره خويش نمودند و يا به استثمار
كشيدند و بسيارى از سلاطين و حكام مسلمين را
استخدام نموده و با دست آنان ملت ها را به استضعاف
و استثمار كشاندند و وابستگى و فقر و فاقه و
پيامدهاى آنها گريبانگير توده هاى دربند گرديد.
پيام امام به زائرين بيت
الله الحرام - صحيفه نور جلد:1 - صفحه :152 -
تاريخ سخنرانى :12/6/62.
نهادن كردن چهره تشكيلاتى حكومتى اسلام
كارشناسان استعمار با كمال تزوير و حيله ،
با اسم اسلام دوستى و شرق شناسى پرده هاى ضخيمى بر
چهره نورانى اسلام كشيده و اسلام را با معمارى ها
و نقاشى ها، ابنيه عاليه و هنرهاى زيبا معرفى
نموده و حكومت هاى جائرانه ضد اسلام اموى و عباسى
و عثمانى را به اسم خلافت اسلامى به جامعه ها
تحويل داده اند و چهره واقعى اسلام را در پشت اين
پرده ها پنهان نگاه داشته ، به طورى كه امروز مشكل
است ما بتوانيم حكومت اسلام و تشكيلات اساسى و
سياسى و اقتصادى و اجتماعى آن را بر جوامع بشرى
حتى مسلمين بفهمانيم .
پاسخ امام به نامه اتحاديه
انجمنهاى اسلامى - صحيفه نور جلد:1 - صفحه :152 -
تاريخ سخنرانى :10/3/49.
گرفتن خاصيت احياگرى و برانگيزانندگى از اسلام
نهضت اسلام در آغاز گرفتار يهود شد و
تبليغات ضد اسلامى و دسايس فكرى را نخست آنها شروع
كردند و به طورى كه ملاحظه مى كنيد دامنه آن تا به
حال كشيده شده است . بعد از آنها نوبت به طوايفى
رسيد كه به يك معنى شيطانتر از يهودند. اينها به
صورت استعمارگر از سيصدسال پيش يا بيشتر به
كشورهاى اسلامى راه پيدا كردند(233)
و براى رسيدن به مطامع استعمارى خود لازم ديدند كه
زمينه هاى فراهم سازند تا اسلام را نابود كنند.
قصدشان اين نبود كه مردم را از اسلام دور سازند تا
نصرانيت نضجى بگيرد. قصدشان اين نبود كه مردم را
از اسلام دور كنند تا نصرانيت نضجى بگيرد. چون
اينها نه به نصرانيت اعتقاد داشتند و نه به اسلام
؛ لكن در طول اين مدت و در اثناى جنگهاى صليبى
(234) احساس كردند آنچه سدى در
مقابل منافع مادى آنهاست و منافع مادى و قدرت
سياسى آنها را به خطر مى اندازد، اسلام و احكام
اسلام است و ايمانى كه مردم به آن دارند. پس ، به
وسايل مختلف بر ضد اسلام تبليغ و دسيسه كردند.
مبلغينى كه در حوزه هاى روحانيت درست كردند و
عمالى كه در دانشگاهها و مؤ سسات تبليغاتى دولتى
يا بنگاههاى انتشاراتى داشتند و متشرقينى كه در
خدمت دولتهاى استعمارگر هستند، همه دست به دست هم
داده در تحريف حقايق اسلام كار كردند، به طورى كه
بسيارى از مردم و افراد تحصيلكرده نسبت به اسلام
گمراه و دچار اشتباه شده اند.
اسلام دين افراد مجاهدى است كه به دنبال حق و
عدالتند، دين كسانى است كه آزادى و استقلال مى
خواهند، مكتب مبارزان و مردم ضد استعمار است ؛ اما
اينها اسلام را طور ديگرى معرفى كرده اند و مى
كنند. تصور نادرستى كه از اسلام در اذهان عامه به
وجود آورده ، و شكل ناقصى كه در حوزه هاى علميه
عرضه مى شود براى اين منظور است كه خاصيت انقلابى
و حياتى اسلام را از آن بگيرند و نگذارند مسلمانان
در كوشش و جنبش و نهضت باشند، آزاديخواه باشند.
دنبال اجراى احكام اسلام باشند، حكومتى به وجود
بياورند كه سعادتشان را تاءمين كند چنان زندگى
داشته باشند كه در شاءن زندگى انسان است .
مثلا تبليغ كردند كه : ((اسلام
دين جامعى نيست ، دين زندگى نيست ، براى جامعه
نظامات و قوانين ندارد. طرز حكومت و قوانين حكومتى
نياورده است . اسلام فقط احكام حيض و نفاس است ،
اخلاقياتى هم دارد ؛ اما راجع به زندگى و اداره
جامعه چيزى ندارد!)).
ولايت فقيه - صفحه : 3 - 5
اسلام منزوى
مع الاسف به قدرى تبليغات دامنه دار دشمنان
اسلام در همه مسائل اسلامى زياد و دامنه دار بوده
است كه به خود مسلمين هم باورانده اند كه نبايد
دخالت در سياست بكنند، به خود روحانيون هم بسيارى
از روحانيون هم باورشان آمده است كه روحانى نبايد
دخالت در سياست بكند. روحانى بايد مساءله بگويد،
آن هم مسائل غيرسياسى - مسائل سياسى اسلام چندين
برابر مسائل عبادى اش است ، براى اينكه مسائل
سياسى هم عبادت است مع الاضافه . كتب اسلام ، كتب
فقهى اسلام مشحون از مسائل سياسى است ، مشحون از
مسائل اجتماعى است . و آنوقت يك دسته نادان گمان
مى كنند كه اسلام مثل ساير اديان منحرفه كه آن هم
در اول اينطور نبوده است بعد با دست همين
استعمارگران به اينجا رسيده است ، وضع اين است كه
بايد روحانى عقب بنشيند و دو ركعت نماز بخواند و
برود منزلش و همان جا چرت بزند تا دوباره وقت نماز
ديگر بيايد. اينها همه تبليغاتى بوده است كه در
طول مدت از آنوقتى كه اسلام تولد پيدا كرد و قدرت
پيدا كرد به دست خلفاى اموى و عباسى و بعد هم به
دست حكومت هاى مرتجع و بعد هم به دست قدرت هاى
بزرگ اين مسائل شده است كه اسلام را منزوى كنند و
منزوى كردند. آن اسلامى كه به درد جامعه نرسد و آن
اسلامى كه به درد حكومت جامعه نرسد، آن اسلام
منزوى است . اسلام منزوى در مساجد بود با اسم
اسلام ، اسلام را منزوى كردند در چهار ديوار
مساجد، مساجد بى تحرك .
بيانات امام در جمع مسئولان
حج - صحيفه نور جلد:18 - صفحه :67 - تاريخ سخنرانى
:26/5/62.
اسلام منهاى حكومت و سياست
راجع به اسلام شروع كردند تبليغات كردن به
اينكه اسلام يك مكتبى است كه مى گويد ملايم ، كم
كم لابد پيش مى رود، يك مكتبى است كه مربوط به دعا
و ذكر و يك روابطى مابين مردم و مابين خالق ، و
سياست را كارى به آن ندارد، اسلام به حكومت كار
ندارد، به سياست كار ندارد، اين را آنقدر تبليغات
روى آن كردند كه در جامعه خود روحانيت هم به خورد
آنها هم دادند كه بسيارى از آنها هم همين اعتقاد
را پيدا كردند كه روحانى را به سياست چه كار دارد؟
به حكومت چه كار دارد؟ به نظام حكومت چه كار دارد؟
روحانى مسجد برود و نماز بخواند و عرض مى كنم كه
از اين صنف كارها، درس بگويد و مباحثه بكند و آن
آداب شرعيه را به مردم نشان بدهد آنها ديدند كه
نماز روحانيون و نماز اسلام هيچ به آنها ضرر
ندارد، هر چه مى خواهند نماز بخوانند، آنها به نفت
كار نداشته باشند، نماز بخوانند تا هر چه مى
خواهند تا خسته بشوند، درس هر چه دلشان مى خواهد
بدهند، مباحثه هم هر چه مى خواهند بكنند، كار
نداشته باشند به اينكه سياست استعمارى در اينجا
نبايد اجرا بشود، هر كارى مى خواهند بكنند، اينقدر
خواندند به مردم و تبليغات كردند كه مردم همه
تقريبا به اين معنا عادت كردند كه حالا هم باز اين
صحبت هست كه دخالت در سياست به شان روحانيت نيست ،
شان روحانيت نيست كه برود و ببيند كه كيفيت حكومت
چيست و چه مى كنند اين ظلمه با مردم ، شان روحانيت
همان است كه تو مدارس باشند و نماز جماعت هم
بخوانند و اول ظهر و اول مغرب ، مردم هم همين
مقدار به روحانيت بيشتر نظر نداشته باشند.
اسلام را اصلش مى گفتند كارى ندارد به سياست ،
جداست ، سياست و ديانت از هم جداست ، سياست مال
آنها و ديانت مال ما، مراكز قدرت دست آنها كه هر
كارى مى خواهند بكنند و مساجد و پيرمردهاى توى
مسجد هم مال ما، اين تفسيرى است كه از اول
كردند...
بنابراين اسلام را به اينكه اولا مكتبش بيش از
اينكه يك نمازى خوانده بشود و يك روزه اى گرفته
بشود و اينها، نيست و كارى به زندگى مردم ندارد،
كارى به دنياى مردم ندارد و از - آنطرف روحانيون
را معرفى كردند كه - اينها هم - قدرت ها اينها را
روى كار آوردند براى اينكه افيون باشند از براى
جامعه ، اينها مردم را خواب كنند، سست كنند كه اگر
چنانچه آنها ببرند. چيزهايشان را، اينها نتوانند
حرف بزنند يعنى ديگر مردم را نگذارند حرف بزنند،
اينها خواب كنند مردم را و آنها، اينهايى كه
خوابند اموالشان را ببرند اين را آنقدر تبليغ
كردند و گفتند كه حتى بعض روشنفكرهاى ما هم كه بى
اطلاع از قرآن و سنت بودند باورشان آمده است و
آنها هم دنبال كردند و هم نفس شدند با آنها.
بيانات امام در مورد
مطالعات اجانب در عادات شرقيان - صحيفه نور جلد:2
- صفحه :163-164 - تاريخ سخنرانى :23/7/57.
تبليغ قداست و معنويت با
دورى از سياست
از توطئه هاى مهمى
كه در قرن اخير، خصوصا در دهه هاى معاصر و بويژه
پس از پيروزى انقلاب آشكارا به چشم مى خورد،
تبليغات دامنه دار با ابعاد مختلف براى مايوس
نمودن ملت ها و خصوص ملت فداكار ايران از اسلام
است . گاهى ناشيانه ... و گاهى موذيانه و شيطنت
آميز، به گونه طرفدارى از قداست اسلام كه اسلام و
ديگر اديان الهى سر و كار دارند با معنويات و
تهذيب نفوس و تحذير از مقامات دنيايى و دعوت به
ترك دنيا و اشتغال به عبادات و اذكار و ادعيه - كه
انسان را به خداى تعالى نزديك و از دنيا دور مى
كند - و حكومت و سياست و سررشته دارى بر خلاف آن
مقصد و مقصود بزرگ و معنوى است چه اينها تمام براى
تعمير دنيا است و آن مخالف مسلك انبيا عظام است و
مع الاسف تبليغ به وجه دوم در بعض از روحانيان و
متدينان بى خبر از اسلام تاثير گذاشته كه حتى
دخالت در حكومت و سياست را به مثابه يك گناه و فسق
مى دانستند و شايد بعضى بدانند و اين فاجعه بزرگى
است كه اسلام مبتلاى به آن بود...
و اما طايفه دوم كه نقشه موذيانه دارند و اسلام را
از حكومت و سياست جدا مى دانند، بايد به اين
نادانان گفت كه قرآن كريم و سنت رسول الله - صلى
الله عليه و آله - آن قدر كه در حكومت و سياست
احكام دارند در ساير چيزها ندارند، بلكه بسيار از
احكام عبادى اسلام ، عبادى - سياسى است كه غفلت از
آنها اين مصيبت ها را به بار آورده . پيغمبر اسلام
(ص ) تشكيل حكومت داد مثل ساير حكومت هاى جهان لكن
با انگيزه بسط عدالت اجتماعى ، و خلفاى اول اسلامى
حكومت هاى وسيع داشته اند و حكومت على بن ابى طالب
- عليه السلام - نيز با همان انگيزه به طور وسيعتر
و گسترده تر از واضحات تاريخ است و پس از آن به
تدريج حكومت به اسم اسلام بوده ، و اكنون نيز
مدعيان حكومت اسلامى به پيروى از اسلام و رسول
اكرم - صلى الله عليه و آله - بسيارند.
وصيتنامه سياسى - الهى حضرت
امام (ره ) - صحيفه نور جلد:21 - صفحه : 177-178 -
تاريخ سخنرانى :15/3/68.
حفظ
قداست و معنويت همراه حكومت و سياست
اينها ديدند كه يك كار خطرناكى است براى
آنها براى اينكه يك حكومت اسلامى دارد درست مى شود
اينها هم نمى خواهند اين را. گوينده شان گاهى مى
گويد كه بگذاريد كه روحانيون قداستشان را حفظ
بكنند، قداست روحانيون كه اينها مى گويند، معنايش
اين است كه بگذاريد روحانيون مشغول مسجد و محراب
همين مقدار در همين حدود باشند و سياست را به
امپراطور واگذار كنيد. اين يك تزى است كه مسجد مال
پاپ ، سياست مال امپراطور. اينها هم ميگويند
مسجدها مال شماست ، برويد تو مسجدتان نماز
بخوانيد، درس هم مى خواهيد بگوييد، درس هم بگوييد
هيچ مانعى ندارد اما در يك حدودى نه اينكه تو مسجد
برويد و سنگر بگيريد براى ما، يا توى مدرسه برويد
و براى ما ايجاد زحمت بكنيد. نه ، آن نه ، همان
مقدارى كه قداست شما محفوظ باشد، بگويند يك آدم
مقدس ، يك آدم خوب مهذبى است ، يك آدمى است كه اگر
نفتش را هم ببرند حرفى نمى زند و مى گويد بردند
مال دنيا چه ارزشى دارد. اينها اينجور قداست را مى
خواهند و نمى دانند كه اسلام و پيغمبر اسلام و
اولياى اسلام با تمام قداست اين مسائل را داشتند،
تمام قداست و الوهيت محفوظ بوده است معذلك مى
رفتند و اشخاصى كه بر خلاف مسير انسانيت هستند
آنها را دفع مى كردند و سياست مملكت را حفظ
ميكردند و منافات با قداست هم نداشتند؛ يعنى - ما
- روحانيون قداستشان از حضرت امير زيادتر باشد؟
اينها ادعا دارند، يا او را قداست برايش قائل
نيستند؟ - اين - منطق اين است كه شما قداستتان را
حفظ كنيد و كار نداشته باشيد ديگر به حكومت و به
جريان سياست مملكت . خوب ، اينها مى خواهند بگويند
پيغمبر اسلام و حضرت امير - سلام الله عليه -
قداست خودشان را حفظ نكرده بودند؟ براى اينكه آنها
كار داشتند، نمى توانند بگويند آنها كار نداشتند
حضرت امير والى مى فرستاد - او - خود پيغمبر هم
همين طور والى مى فرستاد - او - خود پيغمبر هم
همين طور والى مى فرستاد آن طرف ، جنگ مى كردند با
كذا و سياست مملكت دست خود آنها بود.
اين آدمى كه مى گويد كه بگذاريد روحانيت قداست
خودش را حفظ كند، منطقش اين است كه امير
المومنين هم قداست نداشت براى اينكه اين داخل شد
در امور مملكتى و اينها، خود پيغمبر هم كه نداشت .
پس معلوم مى شود تو نمى خواهى قداست ما حفظ شود،
تو يك شيطنتى مى كنى كه اينها را كنار بزنى و
اربابها بيايند سراغ كار.
بيانات امام در جمع اعضاى
انجمن اسلامى دانشگاهها - صحيفه نور جلد:15 صفحه
:56 تاريخ سخنرانى :30/6/58.
حفظ
قداست و معنويت
پيغمبر اسلام در سياست دخالت نمى كرد؟ مى
توانيد بگوييد پيغمبر هم يك عامل سياسى بوده ، پس
كنار؟ در امور سياست وارد نمى شد؟ تمام عمرش در
امور سياسى بود، تمام عمرش را صرف كرد در سياست
اسلامى ، و حكومت اسلامى تشكيل داد. حضرت امير
حكومت اسلامى داشت و حكومت هاى اسلامى مى فرستاد
آن طرف ، اينها سياست نبودند؟ حضرت امير را تخطئه
مى كنيد؟... شما قبول نداريد - كه يا بايد قبول
نكنيد كه اصلا پيغمبر اسلام وارد سياست مى شد، و
حكومتى نداشته و گوشه مدينه در مسجد نشسته بوده و
مساله مى گفته ، اينجور بوده ؟ حضرت امير هم گوشه
خانه اش نشسته بود و عبايش را سر مى كشيده و مى
رفته مسجد نماز مى خوانده بر مى گشته باز آنجا مى
نشسته مطالعه مى كرده ، مساله اين بود؟ يا اينها
از اول وارد سياست بودند؟ مدتى كه مكه بود حضرت (ص
) نمى توانست يك حكومتى تشكيل بدهد، لكن مشغول جمع
آورى افراد بود، مشغول يك سياست زيرزمينى بود. بعد
كه كار را درست ديد و آمدند به مدينه ، آنجا ديگر
حكومتى بود تشكيل دادند و فرستادند. همان آخرى هم
كه در رختخواب رحلت خوابيده بودند، جيش اسامه
بيرون شهر مهيا بودند براى رفتن ، و حضرت رسول گفت
: ((خدا لعنت كند
كسى را كه تخلف كند - به حسب روايت - از جيش اسامه
))(235)
قضيه ، بعد از مرگشان هم مى خواستند درست بكنند،
كردند درست .
آنهمه شمشيرى كه حضرت امير زد، به ما حالى كرده
بودند كه يكى از خلاف مروت ها پوشيدن لباس جندى
است . اين خلاف است ، اين با عدالت نمى سازد. حضرت
امير هم مگر عادل نبود؟ سيدالشهدا مگر عادل نبود؟
خلاف مروت بود آن كارى كه سيدالشهدا مى كرد؟ آن
كارى كه حضرت امير مى كرد؟ اينها مى خواستند از ما
و از شما و از روحانيون يك موجود بى خاصيتى درست
كنند كه هيچ رنگ و بويى نداشته باشد و هيچ كارى
نداشته باشد به اينكه به اين ملت چه مى گذرد، به
اين مخازن ملت چه مى گذرد، حكومت چه مى كند، اين
قلدرها چه مى كنند با ملت ، اين خانها چه مى كنند
با ملت ، يك اشخاص بى رنگ وبويى مى خواستند كه
خيلى هم احترام مى كردند. شما بنشينيد سر جاهايتان
و مساله تان را بگوييد، ما احترامتان هم مى كنيم ،
سلام بلند بالايى هم به شما مى دهيم اما اگر يك
قدم آن طرف بگذاريد نه ، ديگر اينجا حد شما نيست ،
حد شما تا آنجايى است كه مساله بگوييد و بياييد
مسجد و خيلى هم كه چى بشود، مجلس فاتحه اى باشد،
برويد مجلس فاتحه بنشينيد... بنابراين بود كه اين
قشرى كه مى تواند بسيج كند ملت را و قدرت دارد كه
تمام ملت را تحت يك مطلب وارد كند اگر مهلت به او
بدهند، اين را كنار بگذارد با حيله هاى مختلف ،
يكى همان باور آوردن به خود آقايان و به ملت كه
اينها نبايد در امور سياسى داخل بشوند، خلاف شان
آنهاست ، حتى اين آخرى مى گفتند كه باقداست اينها
مخالف است ، با قداست اهل علم ، وارد شدن در حكومت
و سياست مخالف است . اين قداست در زمان حضرت رسول
نبوده ؟ حضرت رسول قداستش محفوظ نمى مانده ؟ حضرت
امير قداست نداشته ؟ حضرت سيدالشهدا و امام حسن
قداست نداشتند؟
بيانات امام در جمع
روحانيون تهران - صحيفه نور جلد:15 - صفحه :56 -
57 - تاريخ سخنرانى :10/4/60.
تلاش
استعمار در پوشاندن چهره سياسى اسلام
نقشه آن است كه ما را عقب مانده نگه دارند
و به همين حالى كه هستيم و زندگى نكبت بارى كه
داريم نگه داريم تا بتوانند از سرمايه هاى ما، از
مخازن زير زمينى و منابع و زمينها و نيروى انسانى
ما استفاده كنند. مى خواهند ما گرفتار و بيچاره
بمانيم ، فقراى ما در همين بدبختى بمانند و به
احكام اسلام كه مساءله فقر و فقرا را حل كرده است
تسليم نشوند و آنان و عمالشان در كاخهاى بزرگ
بنشينند و آن زندگانى مرفه و كذايى را داشته
باشند.
اينها نقشه هايى است كه دامنه اش حتى به حوزه هاى
دينى و علمى رسيده است به طورى كه اگر كسى بخواهد
راجع به حكومت و با مخالفت استعمارزدگان روبه رو
شود.
اكنون كار به اينجا رسيده كه لباس جندى (سربازى )
را جزو خلاف مروت و عدالت مى دانند!(236)
در صورتى كه ائمه دين ما جندى (سرباز) بودند،
سردار بودند، جنگى بودند، در جنگهايى كه شرحش را
در تاريخ ملاحضه مى فرماييد يا لباس سربازى به جنگ
مى رفتند، آدم مى كشتند، كشته مى دادند. امير المؤ
منين (ع ) خود بر سر مبارك مى گذاشت و زره بر تن
مى كرد و شمشير حمايل داشت . حضرت امام حسن (ع ) و
سيد الشهداء چنين بودند. بعد هم فرصت ندادند و
گرنه حضرت باقر (ع ) هم اينطور مى بود.
حالا مطلب به اينجا رسيده كه پوشيدن لباس جندى مضر
به عدالت انسان است و نبايد لباس جندى پوشيد! و
اگر بخواهيم حكومت اسلامى تشكيل دهيم بايد با همين
عبا و عمامه تشكيل حكومت دهيم و الا خلاف مروت و
عدالت است !
اينها موج همان تبليغاتى است كه به اينجا رسيده ،
و ما را به اينجا رسانيده است كه حالا محتاجيم
زحمت بكشيم تا اثبات كنيم كه اسلام هم قواعد
حكومتى دارد.
ولايت فقيه - صفحه : 12 -13
پيوند رهبرى سياسى و دينى در صدر اسلام
اين را كه ((ديانت
بايد از سياست جدا باشد و علماى اسلام در امور
اجتماعى و سياسى دخالت نكنند))
استعمارگران گفته و شايع كرده اند. اين را بى دينه
مى گويند. مگر زمان پيغمبر اكرم - صل الله عليه و
آله -سياست از ديانت جدا بود؟ مگر در آن دوره ،
عده اى روحانى بودند و عده ديگر سياستمدار و
زمامدار؟ مگر زمان خلفاى حق يا ناحق ، زمان خلافت
حضرت امير - عليه السلام - سياست از ديانت جدا
بود؟ دو دستگاه بود؟ اين حرفها را استعمارگران و
عمال سياسى آنها درست كرده اند تا دين را از تصرف
امور دنيا و از تنظيم جامعه مسلمانان بر كفار
سازند و ضمنا علماى اسلام را از مردم و مبارزان
راه آزادى و استقلال جدا كنند. در اين صورت مى
توانند بر مردم مسلط شده و ثروتهاى ما را غارت
كنند.
منظور آنها همين است .
اگر ما مسلمانان كارى جز نماز خواندن و دعا و ذكر
گفتن نداشته باشيم استعمارگران و دولتهاى جائر
متحد آنها هيچ كارى به ما ندارند، و شما برو هر
قدر مى خواهى اذان بگو، نماز بخوان ، بيايند هرچه
داريم ببرند، حواله شان با خدا، لا حول و لا قوة
الا بالله ! وقتى كه مرديم ان شاءالله به ما اجر
مى دهند!
اگر منطق ما اين باشد آنها كارى به ما ندارند. آن
مردك (نظامى انگليس در زمان اشتغال عراق ) پرسيد:
((اينكه در بالاى
ماءذنه دارد اذان مى گويد به سياست انگلستان ضرر
دارد ؟ ))گفتند:
((نه
)) گفت : ((بگذار
هر چه مى خواهد بگويد!))
اگر شما به سياست استعمارگران كارى نداشته باشيد و
اسلام را همين احكامى كه هميشه فقط از آن بحث مى
كنيد بدانيد و هرگز از آن تخطى نكنيد، به شما كارى
ندارند، شما هر چه مى خواهيد نماز بخوانيد. آنها
نفت شما را مى خواهند، به شما چه كار دارند؟
آنها معادن ما را مى خواهند. مى خواهند كشور ما
بازار فروش كالاى آنها باشد، و به همين جهت
حكومتهاى دست نشانده آنها از صنعتى شدن ما جلوگيرى
مى كنند يا صنايع وابسته و مونتاژ تاءسيس مى كنند.
آنها مى خواهند ما آدم نباشيم ، از آدم مى ترسند.
اگر يك آدم پيدا شد از او مى ترسند، براى اينكه
توليد مثل مى كند و تاءثيراتى مى گذارد كه اساس
استبداد و استعمار و حكومت دست نشاندگى را در هم
مى ريزد ؛ لذا هر وقت آدمى پيدا شد، يا او را است
! اين آخوند، سياسى است ! پيغمبر (ص ) هم سياسى
بود.
ولايت فقيه - صفحه : 16 -17
خط
بطلان بر تز جدايى دين از سياست
اسلام مى گويند از سياست كنار است ، دين
على حده است ، سياست على حده ، اينها اسلام را
نشناخته اند اسلامى كه حكومتش تشكيل شد در زمان
رسول الله و باقى ماند اين حكومت به عدل يا به غير
عدل و در زمان حضرت امير بود باز حكومت عادله
اسلامى بود، يك حكومتى بود با سياست ، با همه
جهاتى كه بود مگر سياست چى است ؟! روابط ما بين
حاكم و ملت ، روابط ما بين حاكم با ساير حكومت ها
عرض مى كنم كه جلوگيرى از مفاسدى كه هست ، همه
اينها سياست است احكام سياسى اسلام بيشتر از احكام
عبادى آن هست كتابهايى كه اسلام در سياست دارد
بيشتر از كتابهايى است كه در عبادت دارد اين غلط
را در ذهن ما جايگير كردنده اند و حتى حال باورشان
آمده است آقايان به اين كه اسلام با سياست جداست ،
يك احكام عبادى است ما بين خود و خدا، برويد توى
مسجدتان و هر چى ميخواهيد دعا كنيد، هر چه مى
خواهيد قرآن بخوانيد ما هم با شما كار نداريم اما
اين اسلام نيست ، اسلام در مقابل ظلمه ايستاده است
، حكم به قتال داده ، حكم به كشتن داده ، در مقابل
كفار و در مقابل متجاسرين و كسانى كه چيز هستند
احكام دارد اين همه احكام در اسلام نسبت به اينها
هست ، اين همه احكام حكم به قتال و حكم به جهاد و
حكم به اينها هست ، اسلام از سياست دور است ؟
اسلام فقط اين مسجد رفتن و قرآن خواندن و نماز
خواندن است ؟ اين نيست ، اين احكام را دارد و بايد
اين احكام هم اجرا بشود.
بيانات امام در مورد نقش
احكام سياسى - عبادى قرآن - صحيفه نور جلد:1 -
صفحه :239 - 240 - تاريخ سخنرانى :6/7/56.
سياست ، حق انبياست
سياست به معناى اينكه جامعه را راه ببرد و
هدايت كند به آنجايى كه صلاح جامعه و صلاح افراد
هست ، اين در روايات ما براى نبى اكرم با لفظ
سياست ثابت شده است و در دعاى ، در زيارت جامعه
ظاهرا هست كه ساسه العباد هم هست ، در آن روايت هم
هست كه پيغمبر اكرم مبعوث شد كه سياست امت را
متكفل باشد.
بايد عرض كنم كه سياست براى روحانيون و براى انبيا
و براى اولياى خدا حقى است ، لكن سياستى كه آنها
دارند، دامنه اش با سياستى كه اينها دارند فرق
دارد. ما اگر فرض كنيم كه يك فردى هم پيدا بشود كه
سياست صحيح اجرا كند، نه به آن معناى شيطانى فاسدش
، يك حكومتى ، يك رئيس جمهورى ، يك دولتى سياست
صحيح را هم اجرا كند و به خير و صلاح ملت باشد،
اين سياست يك بعد از سياستى است كه براى انبيا
بوده است و براى اوليا و حالا براى علماى اسلام .
انسان يك بعد ندارد، جامعه هم يك بعد ندارد، انسان
فقط يك حيوانى نيست كه خوردن و خوراك همه شئون او
باشد. سياست هاى شيطانى و سياست هاى صحيح اگر هم
باشد امت را در يك بعد هدايت مى كند و راه مى برد
و آن بعد حيوانى است بعد اجتماع مادى است و اين
سياست يك جزء ناقصى از سياستى است كه در اسلام
براى انبيا و براى اوليا ثابت است .
آنها مى خواهند ملت را، ملتها را، اجتماع را،
افراد را هدايت كنند، راه ببرند در همه مصالحى كه
از براى انسان متصور است ، از براى جامعه متصور
است ، همانى كه در قرآن ((صراط
مستقيم )) گفته مى
شود و ((اهدنا
الصراط المستقيم ))
ما در نماز مى گوييم ، ملت را، اجتماع را، اشخاص
را راه ببرد به يك صراط مستقيمى كه از اينجا شروع
مى شود و به آخرت ختم مى شود، الى الله است .
سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد،
تمام مصالح جامعه را در نظر بگيرد و تمام ابعاد
انسان و جامعه را در نظر بگيرد و اينها را هدايت
كند به طرف آن چيزى كه صلاحشان هست ، صلاح ملت هست
، صلاح افراد هست و اين مختص به انبياست . و
ديگران اين سياست را نمى توانند اداره كنند، اين
مختص به انبيا و اولياست .
و به تبع آنها به علماى بيدار اسلام ، و هر ملتى
علماى بيدارش در زمانى كه آن ملت نبى شان بوده است
. اينكه ميگويند شما دخالت در سياست نكنيد و
بگذاريد براى ما، شماها سياستشان سياست صحيح تان
هم يك سياست حيوانى است ، آنهايى كه فاسدند سياست
شان سياست شيطانى است ، آنهايى كه صحيح راه مى
برند باز سياستى است كه راجع به مرتبه حيوانيت
انسان ، راجع به رفاه اين عالم ، راجع به حيثياتى
كه در اين عالم هست راه مى برند لكن انبيا هم اين
عالم و هم آن عالم را ( و اينجا راه است براى
آنجا) اينها هدايت مى كنند مردم را به اين راه و
آنچه كه صلاح ملت است ، صلاح جامعه است ، اينها
آنها را به آن صلاح دعوت مى كنند و صلاح مادى و
معنوى از مرتبه اول تا آخرى كه انسان مراتب كمال
دارد، سياستمداران اسلامى ، سياستمداران روحانى ،
انبيا عليهم السلام ، شغلشان سياست است . ديانت
همان سياستى است كه مردم را از اينجا حركت مى دهد
و تمام چيزهايى كه به صلاح ملت است و به صلاح مردم
است ، آنها را از آن راه ميبرد كه صلاح مردم است
كه همان صراط مستقيم است .
بيانات امام در جمع ائمه
جمعه - صحيفه نور جلد:13 - صفحه :217 - 218 -
تاريخ سخنرانى :3/10/59.
مبارزه سياسى ، مسئوليت رهبران دينى
در احكام مقدس اسلام ، بيش از امور عبادى
در امور سياسى و اجتماعى بحث شده است روش پيامبر
اسلام نسبت به امور داخلى مسلمين و امور خارجى
آنها نشان مى دهد كه يكى از مسئوليت هاى بزرگ شخص
رسول اكرم (ص ) مبارزات سياسى آن حضرت است شهادت
اميرالمومنين عليه السلام ونيز حسين عليه السلام و
حبس و شكنجه و تبعيد و مسموميت هاى ائمه عليه
السلام همه در جهت مبارزات سياسى شيعيان عليه
ستمگرى ها بوده است و در يك كلمه مبارزه و فعاليت
هاى سياسى بخش مهمى از مسووليت هاى مذهبى است .
مصاحبه امام در امل - صحيفه
نور جلد:4 - صفحه :33 - تاريخ سخنرانى :16/9/57.
حضور
دائمى در صحنه هاى سياسى
ما نديديم در تاريخ كسى گفته باشد رسول
اكرم و امير مومنان در جايى از صحنه كناره گيرى
كنند و در مسجد بنشينند و ذكر بگويند، بلكه بعكس
در همه جا حضور داشتند و در صحنه بودند.
بيانات امام در جمع ائمه
استان خراسان - صحيفه نور جلد:17 - صفحه :84 -
تاريخ سخنرانى :3/9/61.
حضور
اوليا در امور سياسى
همان خاصيتى كه در على ابن ابيطالب (ع )
بود كه يك رجل سياسى بود، از خطش معلوم است كه مرد
سياست بوده و از كاغذى كه به مالك اشتر نوشته و
دستورهايى كه داده ، همه اش دستورهاى سياسى است ما
غفلت كرديم ، از مبادى امر و از صدر اسلام و از
كيفيت سياست رسول اكرم (ص ) و از سياست
اميرالمومنين سلام الله عليه و سياست ائمه عليهم
السلام كه به صورت تقيه سياستها را اجرا مى كردند.
بيانات امام در ديدار ائمه
وعاظ تهران - صحيفه نور جلد:7 - صفحه :128 - تاريخ
سخنرانى :26/2/58.
حضور
عنصر سياست در تمامى احكام اسلام
دعوتهاى قرآن هم در مكه مكرمه و هم در
مدينه مشرفه ، دعوتهاى شخصى بين فرد و خداى تبارك
و تعالى نبود. مى شود گفت كه بى استثنا دعوت هاى
خدا حتى در آن چيزهايى كه وظايف شخصى افراد است ،
روابط شخصى افراد است بين خود و خدا از معناى
اجتماعى و سياسى برخوردار است .
بيانات امام در جمع
ميهمانان كنگره جهانى ائمه - صحيفه نور جلد:18 -
صفحه :274 - تاريخ سخنرانى :23/2/63.
حضور
عنصر سياست در احكام اسلام
من نظر اجمالا الى
احكام الاسلام و بسطها فى جيمع شؤ ون الجامعة من
العباديات التى هى وظائف بين العباد و خالقهم ،
كالصلاة و الحج ، و ان كان فيهما اءيضا جهات
اجتماعية و سياسية مربوطة بالحياة و المعيشة
الدنيوية ، و قد غفل عنها المسلمون سيما مثل ما فى
الاجتماع فى الحج فى محبط الوحى و مركز ظهور
الاسلام ، و مع الاسف قد اءغفلوا بركات هذا
الاجتماع الذى سهل تحققه لهم الشارع الاقدس بوجه
لا يتحقق لسائر الدول و الملل الا مع جهاد عظيم و
مصارف خطيرة .)...
فعلى المسلمين ...على ضد
تبليغات اءعداء الاسلام باءية وسيلة ممكنة ، حتى
يظهر اءن الاسلام قام لتاءسيس حكومة عادلة فيها
قوانين مربوطة بالماليات و بيت المال ، و اءخذها
من جميع الطبقات على نهج عدل
(237)
كتاب البيع - جلد: 2 - صفحه
: 459 -460
جنبه
سياسى عبادات
اسلام دين سياست است ، دينى است كه در
احكام او، در مواقف او سياست بوضوح ديده مى شود.
در هر روز اجتماعات در تمام مساجد كشورهاى اسلامى
از شهرستانها گرفته است تا دهات و قرا و قصبات ،
روزى چند مرتبه اجتماع براى جماعت و براى اينكه
مسلمين در هر بلدى ، در هر قصبه اى از احوال
خودشان مطلع بشوند، از احوال مستضعفين اطلاع پيدا
كنند و در هر هفته يك اجتماع بزرگ از همه در يك
محل و نماز جمعه كه مشتمل دو خطبه است كه در آن
خطبتين بايد مسائل روز، احتياجات كشور، احتياجات
منطقه و جهات سياسى ، جهات اجتماعى ، جهات اقتصادى
طرح بشود و مردم مطلع بشوند بر اين مسائل و در هر
سال دو عيد كه در آن دو عيد مجتمع بشوند و دو خطبه
در آن دو عيد در نماز هست . در نماز عيد دو خطبه
هست كه آن دو خطبه هم بايد بعد از حمد و بعد از
صلوات بر پيغمبر اكرم و ائمه - عليهم السلام -
جهات سياسى ، جهات اجتماعى ، جهات اقتصادى ،
احتياجاتى كه كشور دارد، احتياجاتى كه منطقه دارد
در آنها طرح بشود و خطبا مردم را آگاه كنند از
مسائل . واز همه بالاتر در هر سال يك مرتبه اجتماع
در حج كه از همه بلاد اسلامى اشخاصى كه مستطيع
هستند واجب شده است بر آنها كه مجتمع بشوند و بايد
در آنجا مسائل اسلام در آن مواقفى كه در حج هست ،
در عرفات ، بخصوص در منا و بعد در خود مكه مكرمه و
بعد در حرم رسول اكرم اين مواقفى كه در آنجا هست ،
در آنجا مردم مطلع بشوند از اوضاع مملكت و از
اوضاع تمام كشورهاى اسلامى و در آنجا بالحقيقه يك
مجلس عالى است و يك اجتماع عالى براى بررسى تمام
اوضاع تمام كشورهاى اسلامى .
پس مطلب اين است هر روز در محله ها اجتماع و
رسيدگى به اوضاع شهر و محله ، در هر هفته اجتماع
بزرگ در شهرها و در جاهايى كه شرايط نماز محقق است
براى بررسى اوضاع شهرستان و بالاتر، اوضاع تمام
كشور و در هر سال باز دو اجتماع بزرگ براى بررسى
به اوضاع كشورها و در هر سال يك اجتماع بسيار بزرگ
از تمام ممالك اسلامى براى حج و آن مواقفى كه در
حج هست ، اجتماعات در آنجا براى رسيدگى به اوضاع
تمام كشورهاى اسلامى . تمام اينها مسائل سياسى هست
و مسائلى است كه بايد مسلمين به آن توجه داشته
باشند.
بيانات امام در به مناسبت
عيد فطر - صحيفه نور جلد:8 - صفحه :264 - 265 -
تاريخ سخنرانى :2/6/58.
حج ،
تجليگاه سياست در عبادت
حج بيت الله الحرام كه سرتاسر آن مشحون به
سياست و سر جعل آن قيام انسانها به قسط بر رفع
ستمگريها و چپاولگريهاست كه سياست كلى انبياى عظام
و خصوص حضرت رسول خاتم - صلوات الله عليه - است .
پاسخ امام به نامه خالدبن
عبدالعزيز - صحيفه نور جلد:15 - صفحه :186 - تاريخ
سخنرانى :18/7/60.
كعبه
، بيت قيام
اين بيت معظم براى ناس بنا شده و براى قيام
ناس و نهضت همگانى و براى منافع مردمى ...
بيتى كه براى قيام تاسيس شده است ، آن هم قيام ناس
و للناس ، پس بايد براى همين مقصد بزرگ در آن
اجتماع نمود و منافع ناس را در همين مواقف شريف
تاءمين نمود و رمى شياطين بزرگ و كوچك را در همين
مواقف انجام داد.
پيام امام به مناسبت
برگزارى كنگره عظيم حج - صحيفه نور جلد:19 - صفحه
:43 - تاريخ سخنرانى :7/6/63
كنگره سراپا سياست براى قيام به قسط
اين كنگره سراپا سياست كه به دعوت ابراهيم
و محمد - صلى الله عليهما و آلهما - برپا مى شود و
از هر گوشه دنيا و از هر ((فج
عميق ))(238)
در آن اجتماع مى كنند، براى منافع ناس است و قيام
به قسط است و در ادامه بت شكنيهاى ابراهيم و محمد
است و طاغوت شكنها و فرعون زدودنهاى موسى است .
پيام امام به زائرين بيت
الله الحرام - صحيفه نور جلد:20 - صفحه :18 -
تاريخ سخنرانى :16/5/65.
حج ،
معرف محتواى سياست اسلام در زندگى
حج ، كانون معارف الهى است كه از آن محتواى
سياست اسلام را در تمامى زواياى زندگى بايد جستجو
نمود، حج پيام آور و ايجاد و بناى جامعه اى به دور
از رذايل مادى و معنوى است .
پيام امام به مناسبت سالگرد
كشتار خونين در مكه - صحيفه نور جلد:20 - صفحه
:112 - تاريخ سخنرانى :29/4/67.
اعلان برائت در حج ، تجديد ميثاق مبارزه و
تمرين تشكل مجاهدان براى ادامه نبرد با كفر و شرك
و بت پرستهاست ، و به شعار هم خلاصه نمى شود كه
سرآغاز علنى ساختن منشور مبارزه و سازماندهى جنود
خداى تعالى در برابر جنود ابليس صفتان است و از
اصول اوليه توحيد به شمار مى رود و اگر مسلمانان
در خانه ناس و خانه خدا از دشمنان خدا اظهار
برائت نكنند، پس در كجا مى توانند اظهار نمايند؟ و
اگر حرم و كعبه و مسجد و محراب ، سنگر و پشتيبان
سربازان خدا و مدافعان حرم و حرمت انبيا نيست ، پس
مومن و پناهگاه آنان در كجاست ؟
اعلان برائت مرحله اول مبارزه و ادامه آن مراحل
ديگر وظيفه ماست و در هر عصر و زمانى جلوه ها و
شيوه ها و برنامه هاى متناسب خود را مى طلبد و
بايد ديد كه در عصرى همانند امروز كه سران كفر و
شرك همه موجوديت توحيد را به خطر انداخته اند و
تمامى مظاهر ملى و فرهنگى و دينى و سياسى ملت ها
را بازيچه هوسها و شهوت ها نموده اند چه بايد كرد
آيا بايد در خانه ها نشست و با تحليل هاى غلط و
اهانت به مقام و منزلت انسانها و القاء روحيه
ناتوانى و عجز در مسلمانان ، عملا شيطان و شيطان
زادگان را تحمل كرد و جامعه را از وصول به خلوص كه
غايت كمال و نهايت آمال است ، منع كرد و تصور نمود
كه مبارزه انبيا با بت و بت پرستها منحصر به سنگ و
چوبهاى بيجان بوده است و نعوذبالله پيامبرانى
همچون ابراهيم در شكستن بت پيشقدم و اما در مصاف
با ستمگران ، صحنه مبارزه را ترك كرده اند؟ و حال
آن كه تمام بت شكنى و مبارزات و جنگ هاى حضرت
ابراهيم با نمروديان و ماه و خورشيد و ستاره
پرستان مقدمه يك هجرت بزرگ و همه آن هجرت ها و
تحمل سختى ها و سكونت در وادى غير ذى زرع .
پيام برائت به زائرين بيت
الله الحرام - صحيفه نور جلد:20 - صفحه :112 -
تاريخ سخنرانى :6/5/66.
قيام
براى مصالح توده هاى مستضعف
خداوند تعالى در آيه شريفه اى كه در صدر
ذكر شد(239)،
سر و انگيزه حج و غايت قرار داد كعبه و بيت الحرام
را، نهضت و قيام مسلمانان براى مصالح ناس و توده
هاى مستضعف جهان ذكر مى فرمايد. بايد در اين
اجتماع عظيم الهى كه هيچ قدرتى جز قدرت لايزال
خداوند نمى تواند آن را فراهم كند، مسلمانان به
بررسى مشكلات عمومى مسلمين پرداخته و در راه رفع
آنها با مشورت همگانى كوشش كنند.
پيام امام به مسلمانان جهان
و زائرين بيت الله الحرام - صحيفه نور جلد:15 -
صفحه :123 - تاريخ سخنرانى :15/6/60.
كنگره سياسى جهان اسلام
اجتماع در مكه در اين محافل مختلف با اين
يكپارچگى مردم كه از همه بلاد مسلمين واجب شده است
كه بيايند در آنجا، بروند چه بكنند، خدا كه احتياج
به عبادت من و تو ندارد. خداى تبارك و تعالى مى
خواهد كه مردم را مجتمع كند، واجب كرده است كه
اينها را، جمع بشوند در آنجا و مسائل اسلام را طرح
كنند و حل كنند...
نكته سياسى اين اجتماع اين است كه اولا خودشان
مطلع بشوند از حالات هم ، تفاهم كنند با هم ،
برادر باشند با هم برادرى كنند با هم و مسائل بلاد
خودشان ، ممالك خودشان را طرح كنند در آنجا و چاره
جويى كنند براى مسائل خودشان . ما اگر همين حج را
به آن معنايى كه روح حج اقتضا مى كند عمل مى كرديم
، اين گرفتاريهاى زيادى كه براى مسلمانها پيش آمده
است ، پيش نمى آمد.
بيانات امام در جمع وعاظ -
صحيفه نور جلد:13 - صفحه :154 - تاريخ سخنرانى
:14/8/59.
انبيا و حكومت
انبيا و تشكيل حكومت
تمام زحماتى كه انبيا كشيدند، وقتى كه ما
كيفيت زندگى آنها را مطالعه كنيم ، زندگى حضرت
موسى ، حضرت عيسى - سلام الله عليهما - را و خصوصا
زندگى حضرت رسول اكرم پيغمبر خودمان را اگر ملاحظه
كنيد...مى فهميد كه اينها تشكيل حكومت بعضى شان
دادند حكومت بعضى شان دادند، احكام حكومتى دارند.
بيانات امام در مورد ابعاد
سياسى - عبادى احكام اسلام - صحيفه نور جلد:2 -
صفحه :232 - 233 - تاريخ سخنرانى :6/8/57.
انگيزه الهى در حكومت
نه گوشه گيرى صوفيانه ، دليل پيوستن به حق
است و نه ورود در جامعه و تشكيل حكومت ، شاهد
گسستن از حق ... چه بسا متصدى امور حكومت كه با
انگيزه الهى به معدن قرب حق نايل مى شود چون داوود
نبى و سليمان پيامبر - عليهماالسلام - و بالاتر و
والاتر چون نبى اكرم - صلى الله عليه و آله - و
خليفه بر حقش على بن ابيطالب - عليه السلام - و
چون حضرت مهدى - ارواحنالمقدمه الفداء - در عصر
حكومت جهانى اش .
نقطه عطف - صفحه : 15 - 16.
وظيفه تشكيل حكومت براى نيل به اهداف متعالى
عهده دار شدن حكومت فى حد ذاته شان و مقامى
نيست ، بلكه وسيله انجام وظيفه اجراى احكام و
برقرارى نظام عادلانه اسلام است ...
لذا در خطبه نهج البلاغه مى فرمايد:
((اگر حجت بر من
تمام نشده و ((ملزم
)) به اين كار نشده
بودم ، آن را يعنى فرماندهى و حكومت را رها مى
كردم ...
ائمه و فقهاى عادل ((موظفند))
كه از نظام و تشكيلات حكومتى براى اجراى احكام
الهى و برقرارى نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم
استفاده كنند. صرف حكومت براى آنان جز رنج و زحمت
چيزى ندارد؛ منتها چه بكنند؟ ((مامورند))
انجام وظيفه كنند.
ولايت فقيه - صفحه : 44.
حكومت ، فلسفه عملى احكام دين
حكومت ... فلسفه عملى تمامى فقه در تمامى
زواياى زندگى بشريت است ، حكومت نشان دهنده جنبه
عملى فقه در برخورد با تمامى معضلات اجتماعى و
سياسى و نظامى و فرهنگى است ، فقه ، تئورى واقعى و
كامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است .
پيام امام در مورد استراتژى
آينده اسلام - صحيفه نور جلد:21 - صفحه :98 -
تاريخ سخنرانى :3/12/67.
حكومت ، فلسفه عملى برخورد با شرك و كفر
((حكومت
)) فلسفه عملى
برخورد با شرك و كفر و معضلات داخلى و خارجى را
تعيين مى كند.
پيام امام به اعضاى تشخيص
مصلحت نظام - صحيفه نور جلد:21 - صفحه :61 - تاريخ
سخنرانى :8/10/67.
تقدم
حكومت بر جميع احكام فرعيه
حكومت را كه به معناى ولايت مطلقه اى كه از
جانب خدا به نبى اكرم - صلى الله عليه و آله و سلم
- واگذار شده و اهم احكام الهى است و بر جميع
احكام فرعيه الهيه تقدم دارد...
اگر اختيارات حكومت در چارچوب احكام فرعيه الهيه
است ، بايد عرض حكومت الهيه و ولايت مطلقه مفوضه
به نبى اسلام - صلى الله عليه و آله و سلم - يك
پديده بى معنى و محتوا باشد...
حكومت كه شعبه اى از ولايت مطلقه رسول الله - صلى
الله عليه و آله و سلم - است ، يكى از احكام اوليه
اسلام است و مقدم بر تمام احكام فرعيه حتى نماز و
روزه و حج است .
پاسخ امام به نامه رئيس
جمهور - صحيفه نور جلد:20 - صفحه :171 - تاريخ
سخنرانى :16/10/66.
احكام دينى ، ابزارهاى اجرايى حكومت
بل يمكن اءن يقال :
الاسلام هم الحكومة بشؤ ونها، والاحكام قوانين
اسلام ، و هى شان من شؤ ونها، بل الاحكام مطلوبات
بالعرض ، و امور آلية لاجرئها و بسط العدالة .
(240)
كتاب البيع : جلد: 2 - صفحه
: 472.
حركت
براى برقرارى حكومت عدل
اسلام مكتب تحرك است و قرآن كريم كتاب تحرك
، تحرك از طبيعت به غيب ، تحرك از ماديت به معنويت
، تحرك در راه عدالت ، تحرك در برقرارى
((حكومت عدل
)).
بيانات امام در جمع افراد
جهاد سازندگى - صحيفه نور جلد:7 - صفحه :207 -
تاريخ سخنرانى :5/4/58.
وضع
نظام اقتصادى - اجتماعى فرهنگى
مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظام هاى
حاكم در جامعه بوده است و خود داراى سيستم و نظام
خاص اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى است كه براى تمامى
ابعاد و شئون زندگى فردى و اجتماعى قوانين خاصى -
وضع - دارد و جز آن را براى سعادت جامعه نمى پذيرد
مذهب اسلام همزمان با اينكه به انسان مى گويد كه
خدا را عبادت كن و چگونه عبادت كن ، به او مى گويد
چگونه زندگى كن و روابط خود را با ساير انسان ها
بايد چگونه تنظيم كنى و حتى جامعه اسلامى با ساير
جوامع بايد چگونه روابطى را برقرار نمايد هيچ
حركتى و عملى از فرد و يا جامعه نيست مگر اينكه
مذهب اسلام براى آن حكمى مقرر داشته است .
مصاحبه امام با خبرنگار
تايمز لندن - صحيفه نور جلد:4 - صفحه :167 - 168 -
تاريخ سخنرانى :18/10/57.
اسلام ، تدوين كننده برنامه حكومتى
اسلام كيفيت حكومت را و برنامه حكومت را
تعيين كرده ، اينطور نيست كه برنامه اى در كار
نباشد، اين حرف هاى مفتى كه زده مى شود، خير، هم
اوصاف حاكم معلوم است در اسلام و مدون است و هم
برنامه حكومت را حضرت امير معين كرده است كه بايد
چه جور حكومت بايد باشد، بايد عدليه اش چه باشد،
بايد - عرض مى كنم كه - قضاتش چه وضعى داشته باشند
بايد ديگران و جناح حكومت بايد چه جور باشند. يك
مساله معلوم واضحى است كه معين كرده است .
بيانات امام در تشريح كيفيت
خلافت از ديدگاه اسلام - صحيفه نور جلد:3 - صفحه
:199 - 200 - تاريخ سخنرانى :28/8/57.
اسلام ، تدوين كننده برنامه حكومتى
اسلام دين سياست است ، حكومت دارد. شما
بخشنامه حضرت امير - كتاب حضرت امير - به مالك
اشتر را بخوانيد ببينيد چيست . دستورات پيغمبر و
دستورهاى امام (ع ) در جنگ ها و در سياسات ببينيد
چى دارد... حكومت دارد، اسلام امامت دارد، خلافت
دارد، پيغمبر اسلام حكومت تشكيل كرده بود، حضرت
امير - سلام الله عليه - حكومت داشت ، استاندار
داشت ، فرماندار داشت ، همه اينها را داشت ، اينها
ارتش داشتند، قواعد ارتش داشتند، همه چيز داشتند.
بيانات امام در جمع عده اى
از روحانيون - صحيفه نور جلد:5 - صفحه :21 - تاريخ
سخنرانى :14/11/57.
حكومت ، تمام معناى سياست
مساءله ، مساءله حكومت است ؛ مساءله ،
مساءله سياست است ، حكومت عدل سياست است ، تمام
معناى سياست است خداى تبارك و تعالى اين حكومت را
و اين سياست را امر كرد كه پيغمبر به حضرت امير
واگذار كنند، چنانچه خود رسول خدا سياست داشت و
حكومت بدون سياست ممكن نيست ، اين سياست و اين
حكومتى كه عجين با سياست است ، در روز عيد غدير
براى حضرت امير ثابت شد اينكه در اين روايت هست كه
((بنى الاسلام على
خمس ))،(241)
اين ولايت ، ولايت كلى امامت نيست ، آن امامتى كه
هيچ عملى مقبول نيست ، قبول نمى شود. الا به
اعتقاد به امامت ، اين معنايش اين حكومت نيست خوب
ما بسيارى از ائمه مان حكومت نداشتند. ما الان
معتقديم كه حضرت امير در يك برهه از زمان به حكومت
رسيد، حضرت امام حسن هم يك مدت بسيار بسيار كمى به
حكومت رسيد، باقى ائمه حكومت نداشتند. آن كه خداى
تبارك و تعالى جعل كرد و دنبالش هم براى ائمه هدى
جعل شده است ، حكومت است ،. لكن نگذاشتند كه اين
حكومت ثمر پيدا بكند، بنابراين حكومت را خدا جعل
كرده است براى حضرت امير - سلام الله عليه -...
اين كه اين قدر صداى غدير بلند شده است و اين قدر
براى غدير ارج قايل شده اند و ارج هم دارد براى
اين است كه با اقامه ولايت يعنى با رسيدن حكومت به
دست صاحب حق ، همه اين مسايل حل مى شود، همه
انحرافات از بين ميرود. اگر حكومت عدل بپا شود،
اگر گذاشته بودند كه حضرت امير سلام الله عليه
حكومتى را كه مى خواهد بپا كند، تمام انحرافات از
بين مى رفت و محيط يك محيط صحيح و سالم مى شد كه
آن وقت مجال براى همه اشخاص كه داراى افكار هستند،
عرفا كه داراى افكار هستند، حكما كه داراى افكار
هستند، فقها، همه براى آنها مجال هم پيدا بشود.
مجراى حكومت از ناحيه خداوند
از اين جهت اسلام ((بنى
على خمس )) نه
معنايش اين است كه ولايت در عرض اين است ، ولايت
اصلش مساءله حكومت است ، حكومت هم اين طورى است ،
حكومت حتى از فروع هم نيست . آن چيزى كه براى ائمه
ما قبل از غدير و قبل از همه چيزها بوده است ، اين
يك مقامى است كه مقام ولايت كلى است كه آن اقامت
است كه در روايت هست كه ((حسن
و حسين امامان قاما او قعدا))(242)
وقتى قعد است كه امام نيست . امام به معناى حكومت
نيست ، اين يك امام ديگرى است و آن مساءله ديگرى
است آن مساءله ، مساءله اى است كه اگر او را كسى
قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق با
همين قواعد اسلامى شيعه هم بجا بياورد باطل است .
اين غير حكومت است ، آن در عرض اينها نيست ، آن از
اصول مذهب است ، آنى است كه اعتقاد به او لازم است
و از اصول مذهب است ...
مساءله اصلى ولايت
غدير آمده است كه بفهماند كه سياست به همه
مربوط است ، در هر عصرى بايد حكومتى باشد با سياست
، منتها سياست عادلانه كه بتواند به واسطه آن
سياست اقامه صلوه كند، اقامه صوم كند، اقامه حج
كند، اقامه همه معارف را بكند و راه را باز بگذارد
براى اين كه صاحب افكار، يعنى آرام كند كه صاحب
افكار، افكارشان را با دلگرمى و با آرامش ارائه
بدهند بنابراين اين طور نيست كه ما خيال كنيم كه
ولايتى كه در اين جا مى گويند آن امامت است و
امامت هم در عرض هم فروع دين است ، نخير اين ولايت
عبارت از حكومت است ، حكومت مجرى اينهاست ، در عرض
هم به آن معنا نيست ، مجرى اين مسايل ديگر است اين
انحرافات خيلى زياد است ، نمى شود همه اش را احصا
كرد...
بالاترين دعوت اسلام
... رسول خدايى كه سالهاى طولانى در سلوك
بوده است ، وقتى كه فرصت پيدا كرد، يك حكومت سياسى
ايجاد كرد براى اين كه عدالت ايجاد بشود، تبع
ايجاد عدالت فرصت پيدا مى شود براى اين كه هر كس
هر چيزى دارد بياورد وقتى كه آشفته است نمى
توانند، در يك محيط آشفته نمى شود كه اهل عرفان ،
عرفانشان را عرضه كنند، اهل فلسفه ، فلسفه شان را،
اهل فقه ، فقه شان را، لكن وقتى حكومت يك حكومت
عدل الهى شد و عدالت را جارى كرد و نگذاشت كه فرصت
طلبها به مقاصد خودشان برسند، يك محيط آرام پيدا
ميشود، در اين محيط آرام همه چيز پيدا ميشود
بنابراين ((ما نودى
- بشى ء مثل ما نودى بالولايه براى اين كه حكومت
است به هيچ چيز مثل اين امر سياسى دعوت نشده است .
ديدار امام با مسئولان
لشكرى و كشورى - صحيفه نور جلد:7 صفحه :44 تاريخ
سخنرانى :2/6/65.
رسول
اكرم (ص ) و تشكيل حكومت
ضرورت
((اجرا))
پس از تشريع
مجموعه قانون براى اصلاح جامعه نيست . براى
اينكه قانون مايه اصلاح و سعادت بشر شود، به قوه
اجراييه و مجرى احتياج دارد. به همين جهت ، خداوند
تعالى در كنار فرستادن يك مجموعه قانون ، يعنى
احكام شرع ، يك حكومت و دستگاه اجرا و اداره مستقر
كرده است . رسول اكرم (ص ) در راءس تشكيلات اجرايى
و ادارى مسلمانان قرار داشت . علاوه بر ابلاغ وحى
و بيان و تفسير عقايد و احكام و نظامات اسلام ، به
اجراى احكام و برقرارى نظامات اسلام همت گماشته
بود تا دولت اسلام را به وجود آورد. در آن زمان
مثلا به بيان جزا اكتفا نمى كرد، بلكه در ضمن ، به
اجراى آن مى پرداخت : دست مى بريد؛ حد مى زد؛ و
رجم مى كرد.
ولايت فقيه - صفحه : 18
بيان
احكام ، تنها رسالت انبيا نيست
به حكم عقل و ضرورت اديان ، هدف بعثت و كار
انبيا (ع ) تنها مساءله گويى و بيان احكام نيست .
اينطور نيست كه مثلا مسائل و احكام از طريق وحى به
رسول اكرم (ص ) رسيده باشد و آن حضرت و حضرت
اميرالمؤ منين و ساير ائمه (ع ) مساءله گوهايى
باشند كه خداوند آنان را تعيين فرموده تا مسائل و
احكام را بدون خيانت براى مردم نقل كنند، و آنان
نيز اين امانت را به فقها واگذار كرده باشند تا
مسائلى را كه از نبى گرفته اند بدون خيانت به مردم
برسانند، و معناى ((الفقهاء
امناء الرسل ))(243)
اين باشد كه فقها در مساءله گفتن امين باشند.
در حقيقت ، مهمترين وظيفه انبيا (ع ) برقرار كردن
يك نظام عادلانه اجتماعى از طريق
((اجراى ))قوانين
احكام است كه البته با بيان احكام و نشر تعاليم و
عقايد الهى ملازمه دارد. چنانكه اين معنى از آيه
شريفه به وضوح پيداست : و
لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و
الميزان ليقوم الناس بالقسط...
(244) هدف بعثتها به طور كلى اين
است كه مردمان بر اساس روابط اجتماعى عادلانه
نظم و ترتيب پيدا كرده ، قد آدميت راست گردانند و
اين با ((تشكيل
حكومت ))و
((اجراى احكام
))امكان پذير است ،
خواه نبى خود موفق به تشكيل حكومت شود مانند رسول
اكرم (ص ) و خواه پيروانش .
پس ، از وى توفيق تشكيل حكومت و برقرارى نظام
عادلانه اجتماعى را پيدا كنند.
خداوند متعال كه در باب خمس مى فرمايد:
و اعلموا انما غنمتم من شى
ء فان لله خمسه و للرسول و لذى القربى ...
(245) يا درباره زكات مى فرمايد:
((خذ من اموالهم
صدقة ...))(246)
يا درباره خراجات دستوراتى صادر مى فرمايد: در
حقيقت رسول اكرم (ص ) را نه براى فقط بيان اين
احكام براى مردم ، بلكه براى اجراى احكام آنها
موظف مى كند، همان طور كه بايد اينها را ميان مردم
نشر دهد ماءمور است كه اجرا كند. مالياتهايى نظير
خمس و زكات و خراج را بگيرد و صرف مصالح مسلمين
كند، عدالت را بين ملتها و افراد مردم گسترش
دهد، اجراى حدود و حفظ مرز و استقلال كشور كند، و
نگذارد كسى ماليات دولت اسلامى را حيف و ميل
نمايد.
اينكه خداوند رسول اكرم (ص ) را رئيس قرار داده و
اطاعتش را واجب شمرده است : ((اطيعوا
الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم ...))(247)
مراد اين نبوده كه اگر پيغمبر اكرم (ص ) مساءله
گفت قبول كنيم و عمل نماييم . عمل كردن به احكام ،
اطاعت خداست . همه كارهاى عبادى و غير عبادى كه
مربوط به احكام است اطاعت خدا مى باشد.
متابعت از رسول اكرم (ص ) عمل كردن به احكام نيست
، مطلب ديگرى است .البته اطاعت رسول اكرم (ص ) به
يك معنى اطاعت خداست ، چون خدا دستور داده از
پيغمبرش اطاعت كنيم . اگر رسول اكرم (ص ) كه رئيس
و رهبر جامعه اسلامى است امر كند و بگويد همه بايد
با سپاه ((اسامه
))(248)
به جنگ بروند، كسى حق تخلف ندارد.(249)
اين امر خدا نيست ، بلكه امر رسول است . خداوند
حكومت و فرماندهى را به آن حضرت واگذار كرده است و
حضرت هم بنا بر مصالح به تدارك و بسيج سپاه مى
پردازد، والى و حاكم و قاضى تعيين مى كند يا
بركنار مى سازد.
ولايت فقيه - صفحه : 59 -60
|