|
بسم الله الرحمن الرحيم
ثواب
فرستادن صلوات در ماه رمضان
و من اكثر فيه من
الصلاة على ثقل الله ميزانه يوم تخف الموازين و من
تلا فيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم
القرآن فى غيره من الشهور
اى مردم ! هر كس در ماه رمضان بر من زياد صلوات
بفرستد، خداوند، ترازوى اعمال او را سنگين خواهد
فرمود در روزى كه ترازوها سبك باشد. و هر كس در
ماه رمضان يك آيه از قرآن تلاوت كند، پاداش كسى را
دارد كه تمام قرآن را ختم كند؛ در غير از ماه
رمضان ، از ماه هاى ديگر.
برادران در جلسه دوم و پنجم درباره ثواب قرائت
قرآن در ماه مبارك اشاره اى داشتم و رواياتى نقل
كردم ، امروز نيز دو روايت راجع به اين موضوع و
چند روايت راجع به صلوات فرستادن تقديم كنم و بعد
راجع به قرآن ناطق اميرالمومنين عليه السلام
عرايضى تقديم كنم ، ابتدا روايات صلوات را عرض كنم
.
در سفينة البحار از
عيون اخبار الرضا
چنين نقل مى كند:
قال الرضا عليه السلام : من
لم يقدر على ما يكفر من ذنوبه فلكيثر من الصلوة
على محمد و آله فانها تهدم الذنوب هدما
(237).
امام رضا عليه السلام فرمود: هر كس توانايى نداشته
باشد كه كفاره گناهان خود را بدهد، پس بايد بر
محمد و آل او زياد صلوات بفرستد؛ به درستى كه
صلوات گناهان را به تمام معنا از بين مى برد.
و همچنين از قرب الاسناد
نقل ميكند:
عن احدهمان عليه السلام :
اثقل ما يوضع فى الميزان يوم القيمة الصلوة على
محمد و على اهل بيته
(238)
امام باقر يا امام صادق عليه السلام فرمودند:
سنگين ترين چيزى كه روز قيامت ، در ترازوى اعمال
انسان گذاشته مى شود، ثواب صلوات بر محمد و اهل
بيت او خواهد بود.
از كتاب خصال از
امام صادق عليه السلام چنين نقل مى كند كه :
قال : ما من عمل افضل يوم
الجمعة من الصلوة على محمد و آله
(239).
هيچ عملى در روز جمعه ، فضيلتش از صلوات فرستادن ،
بر محمد و آل او بيشتر نيست .
اين روايت را هم از امالى صدوق گوش كنيد:
قال : صلى الله عليه و آله
من صلى على و لم يصل على آلى ؛ لم يجدريج الجنة و
ان ريحها لتوجد من مسيرة خمس ماة ، عام ؛
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود هر كس بر من
صلوات بفرستد ولى بر اهل بيتم صلوات نفرستد، بوى
بهشت را نخواهد شنيد و به درستى كه بوى بهشت از
دورى پانصد سال راه به مشام مى رسد
(240).
و در روايت ديگرى اميرالمومنين عليه السلام از
رسول صلى الله عليه و آله اكرم صلى الله عليه و
آله نقل ميكند:
قال لاتصلوا على صلاة
مبتورة بل صلوا الى اهل بيتى ولاتقطعوهم فان كل
نسب و سبب يوم القيامة منقطع الا نسبى
(241).
رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: بر من صلوات
نفرستيد صلواتى نيمه كاره ، بلكه حتما اهل بيتم را
به من اضافه كنيد و آن ها را جدا نسازيد به درستى
كه هر نسبت و رابطه روز قيامت ، بريده مى شود، مگر
نسبت من .
اللهم صل على محمد و آل محمد.
با همه اين تاءكيدات مرحوم آيت الله خويى ، قدس
سره در درس مى فرمود: شخصى بوده از علماى عامه به
نام ضبى كه وقتى صلوات مى فرستاد مى گفت : اللهم
صل على محمد وحده ؛ يعنى خدايا بر محمد به تنهايى
درود بفرست و اين نهايت بدبختى است . لابد مى
خواسته بوى بهشت را نشنود.
ثواب
قرائت قرآن ، در ماه رمضان
و اما درباره قرائت قرآن ، در ماه مبارك
رمضان ، در بحارالانوار، از
معانى الاخبار و امالى شيخ صدوق رحمة الله
به سندى از جابر از امام باقر عليه السلام نقل مى
كند كه فرمود: لكل شى ء
ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان
(242) براى هر چيزى بهارى است و
بهار قرآن ، ماه رمضان است و همچنين از شيخ صدوق ،
رحمة الله به سندى از عمروالشامى از امام صادق
عليه السلام نقل مى كند:
ان الشهور عندالله اثنا عشر
شهرا فى كتابى الله يوم خلق السموات و الارض فغرة
الشهور شهر الله عزوجل و هو شهر رمضان و قلب شهر
رمضان ليلة القدر و نزل القرآن ، فى اول ليلة من
شهر رمضان فاستقبل الشهر بالقرآن
(243).
به درستى كه ماه ها در نزد خداى متعال ، دوازده
ماه است ، در كتاب خدا؛ روزى كه پروردگار، آسمان
ها و زمين را خلق فرمود، پس ابتداى ماه ها، ماه
خداوند است و آن ماه رمضان است و قلب ماه رمضان شب
قدر است ، و قرآن در اولين شب ماه رمضان ، نازل
شده است . پس با قرآن به استقبال ماه برويد.
فضايل مولاى متقيان امير مؤ منان عليه السلام
برادران برويم سراغ موضوع اصلى امروز؛ اينك
شمه اى كوتاه از فضائل و خصوصيات بارز مولاى
متقيان على عليه السلام را برايتان نقل ميكنيم .
چند روايت به سمع مباركتان برسانم دلتان نورانى
شود.
در بحارالانوار، از مناقب
چنين نقل مى كند:
روى الثقات عن النبى صلى
الله عليه و آله انه قال : يا على لك اشياء ليس لى
مثلها ان لك زوجة مثل فامطة وليس لى مثلها و لك
ولدان من صلبك وليس لى مثلهما من صلبى و لك مثل
خديجة ام اهلك و ليس لى مثلها
(244) حماة و لك صهر مثلى و لك اخ
فى النسب مثل جعفر و ليس لى مثله فى النسب ولك ام
مثل فاطمة بنت اسد الهاشمية المهاجرة وليس لى
مثلها
(245).
افراد موثقى از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و
آله نقل كرده اند كه فرمود: يا على ! تو خصوصياتى
دارى كه من مثل آن ها را ندارم . تو همسرى نزد
مانند فاطمه اطهر دارى ، كه من مثل او را ندارم ،
يا على ! تو دو پسر از صلب خود - بدون واسله - مثل
حسن و حسين دارى كه من ندارم و تو مادر زنى چون
خديجه دارى (كه اولين زن مسلمان است ) و من مثل او
را ندارم . و تو پدر زنى همانند من دار (رسول خدا)
كه من ندارم و تو برادرى از پدر و مادر خود (برادر
نسبى ) مثل جعفر ابن ابى طالب دارى (شهيد در جنگ
موته ) و من برادر نسبى مثل او ندارم و تو برادرى
مانند فاطمه بنت اسد ماشميه دارى كه مهاجرت به
مدينه نمود و من مثل او مادرى ندارم .
برادران گويا پيامبر صلى الله عليه و آله بر
اميرالمؤ منين بر اين اوصاف غبطه مى خورد.
در روايت ديگرى بحارالانوار از امالى صدوق به سندى
از قاسم بن ابى سعيد چنين نقل مى كند:
اتت فاطمة عليها السلام النبى صلى الله عليه و آله
فذكرت عنده ضعف الحال فقال لها اما تدرين ما منزلة
على عندى كفانى امرى و هو ابن اثنتى سنة و ضرب بين
يدى بالسيف و هو ابن ست عشرة سنة و قتل الابطال و
هو ابن تسع عشرة سنة و فرج همومى و هو ابن عشرين
سنة و رفع باب خيبر وهو ابن اثنين و عشرين سنة
وكان لايرفعه خمسون رجلا قال فاشرق لون فاطمة
عليهاالسلام و لم تقر قدماه حتى اتت عليا عليه
السلام فاخبرته فقال كيف لو حدثك بفضل الله على
كله
(246).
روزى حضرت فاطمه زهرا عليها السلام بر رسول اكرم
صلى الله عليه و آله وارد شد پس از ضعف و سستى و
ناتوانى حال خود براى حضرت تعريف كرد. رسول خدا
فرمود: آيا نميدانى منزلت و مقام على عليه السلام
در نزد من چه اندازه است ؟ او از امر من پيروى
كرد، در حالى كه دوازده سال داشت . شجاعان روزگار
را به خاك هلاكت انداخت در حالى كه شانزده سال از
عمرش مى گذشت غم و غصه مرا برطرف نمود، در حالى كه
بيست سال داشت در قلعه خيبر را از جا كند، در حالى
كه بيست و دو ساله بود، (و نتوانست بماند، تا اين
كه خدمت اميرالمؤ منين آمد و جريان را بازگو نمود.
حضرت فرمود: اگر رسول خدا تمامى فضل و كرمى كه
خداوند به من عطا كرده است را براى تو مى گفت ، آن
وقت چه مى كردى ؟!
|
من از مفصل اين
نكته مجملى خواندم |
|
تو خود حديث
مفصل بخوان از اين مجمل |
برادران خدا شاهد و گواه است كه هر خصلت و فضيلتى
از ايمان و تقوى و علم و زهد و شجاعت و سخاوت و كه
تصور كنيد، اميرالمؤ منين عليه السلام نهايت درجه
آن را دارا است . اين موضوعى است كه دوست و دشمن
به آن اعتراف كرده اند؛ تا آنجا كه آن حضرت از
تمام انبياء افضل بوده است مرحوم مجلسى در جلد
چهلم بحارالانوار، بابى باز نموده مبنى بر اعلميت
آن حضرت نسبت به تمام انبياء و مشترك بودن حضرت ،
با رسول گرامى اسلام در تمام علوم به جز نبوت
(247).
|
رخ يوسف يد
موسى دم عيسى دارى |
|
آن چه خوبان
همه دارند، تو تنها دارى |
همچنين او بابى باز نموده مبنى بر اين كه آن حضرت
خصال تمام انبيا را داشته و با رسول اكرم صلى الله
عليه و آله در تمام فضايل شريك بوده است به جز
نبوت . و روايات بسيار جالبى نقل نموده است
(248).
او در قسمتى از كتاب خود، داستانى را از كتاب
فضايل ابن شاذان و
روضة الواعظين نقل
مى كند ومقايسه بسيار جالبى بين آن حضرت و هفت نفر
از انبياء مى نمايد مى نويسد
(249). |