|
هوشيار باش كه يك روى دنيا هميشه بسوى آخرتست
امام على عليه
السلام فرمود:
|
يا عاشق الدنيا لغيرك وجهها |
اى عاشق دنيا، روى دنيا طرف ديگرى است و آنگاه كه
از تو جدا گردد به خدا سوگند كه پشيمان خواهى شد.
|
تا چند اسير نفس شيطان باشى |
|
افتاده به دام فسق و عصيان باشى |
|
ترسم كه پرده از ميان بردارند |
|
خوار و خجل و زار و پشيمان باشى |
چگونه دنياپرستان ادعاى دوستى خدا مى كنند؟
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: كيف يدعى
حب الله من مكن قلبه حب الدنيا.
(200) آن كس كه محبت و دوستى دنيا
را در دلش جاى داده است ، چگونه ادعاى دوستى و
محبت با خدا مى نمايد. بلى اگر دنيا را براى خدا
دوست بدارد، كه دنيا متجر اولياء الله و محل تجارت
براى آخرت است ، خير است نه شر، مقصود اينكه دنيا
را براى غير خداى تعالى دوست داشتن زشت است .
حب و بغض براى خدا يك فريضه است ، فريضه .
پيامبر گرامى عليه السلام فرمود: الحب فى
الله فريضه ، و البغض فى الله فريضه .
(201) حب و بغض و دوستى و دشمنى
در راه خدا و بخاطر او واجب و فرض است .
مردم بنده دنيا و دين لقلقه زبانشان مى باشد
قال الحسين عليه
السلام ان الناس عبيد الدنيا و الدين لعق على
السنتهم يحطونه ما درت معائيشهم فاذا محصوابالبلاء
قل الديانون
(202) امام حسين عليه السلام
فرمود: براستى مردم برده و بنده دنيا هستند و دين
لقلقه زبان ايشان مى باشد، در دور و بر دين مى
گردند و تا وقتى كه زندگيشان تاءمين گردد، و لذا
چون آزمايش گردند، به بلائى و گرفتارئى آنگاه مى
بينى كه دينداران اندكند.
|
اين دغل دوستان كه مى بينى |
اگر
پاره اى از مؤ منان و مسلمانان با همه بلايا و
مشكلات از ناحيه دين مبتلا شدند و نرميدند آنگاه
سر از پيروزى و رستگارى بدر مى آورند
شقاوتمندان تا دم دروازه مرگ در طلب دنيااند
عن على عليه السلام : كم من شقى حضره اجله
و هو مجد فى الطلب . حضرت على عليه السلام فرمود:
چه بسا از شقاوتمندان مرگشان فرا رسيده و هنوز
مجدانه در طلب دنيا هستند از پيامبر عليه السلام
مى خوانيم : فرمود: من نظر الى ما فى ايدى الناس
حزنه . هر كس به مال مردم و آنچه كه در اختيار
آنان است نظر داشته باشد به حزن و اندوه خود
افزوده است .
سخنان حكيمانه على عليه السلام در مذمت دنياپرستى
حضرت على عليه السلام فرمود:
الدنيا كلها جهل الا مواقع
العلم كله حجه الاما عمل به ، و العمل كله رياء
الا ماكان مخلصا و الاخلاص على خطر حتى ينظر العبد
بما يختم له
(203) جميع شئون دنيا براى ما
مجهول و ناشناخته است الا مواضع و مواردى كه به
آنها علم پيدا كرده باشيم ، تمامى علمها بين ما و
خدا براى ما انسانها حجت است و با آن علم در قيامت
با ما احتياج مى كند، مگر آن علمى كه بر طبق آن
عمل كرده باشد و اعمال ما تماما ريا و خودنمائى
است مگر آنهائى كه با خلوص نيت و پاكى ضمير واقع
شده باشد. پس از آن فرمود: اخلاص در عمل را خطرى
بزرگ تهديد مى كند تا روزى كه انسان ببيند كه وضعش
چگونه ختم مى شود و عمرش چگونه پايان مى پذيرد
دنيا منزلگاه گذرا و آخرت محل قرار است
عن على عليه السلام
: ايهاالناس انما الدنيا دارمجاز و الاخره دار
قرار فخذوامن ممركم لمقركم
(204) دنيا دار گذرا و عبور است و
آخرت سراى جاودان و قرار هميشگى پس از منزلگاه
گذرا، براى آخرت جاودان زادى و توشه اى برگيريد و
تهيدست از اين سراى به عالم آخرت منتقل نشويد. كه
پيامبر عظيم الشان اسلام صلى الله عليه و آله
فرمود:
من لم ير لله عزوجل عليه
نعمة الا فى مطعم او مشرب او ملبس فقد قصر عمله و
دنا عذابه
كسى كه نعمتهاى خدا را درباره خودش جز بر خوردنى و
نوشيدنى و پوشيدنى نمى داند اعمالش در دنيا نارسا
و كوتاه است و عذابى كه دامنگيرش خواهد شد بسيار
نزديك است .
بلى معلوم است كه دنياطلبان ، آنانكه بجز دنيا نمى
انديشند مبغوض خداوند تبارك و تعالى مى باشند.
دنيا شما را از آخرت و اين از سخنان درر بار
پيامبر صلى الله عليه و آله به و آخرت از دنيا باز
ندارد نقل از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام است
كه فرمود:
خيار هذه الامه الذين لا
يشغلهم دنيا هم عن آخرتهم و لا آخرتهم عن دنيا هم
(205)
برترين و گرامى ترين اين امت كسانى هستند كه دنيا
آنان را از آخرت باز ندارد و آخرت را از دنيا هم
باز ندارند. تو اين يك پاسخ قانع كننده و منقنى
است براى آن مستشكلينى كه مى گويند دو هندوانه در
يك دست نمى توان گرفت يعنى نمى شود بين دنيا و
آخرت جمع كرد نمى توان مؤ من و متعبد دنيا را
دنبال كند، نمى شود دنيا طلب آخرت طلب و آخرت طلب
دنيا طلب باشد.
پس از اقامه فرائض و اجراى همه واجبات محوله به
دنيا بپردازيد به كشت و صنعت اهميت دهيد به كسب
علوم اشتغال ورزيد هسته هاى علم و دانش و صنعت را
بشكافيد كه اين خود بزرگترين خدمت به بشر است و
خدمت به بشر بهترين عبادت است و شما آخرت طلبان
نيز به عبادت و اطاعت خدا فقط به نماز و روزه و
ذكر و ورد اكتفاء نكنيد كه از فيض اجر و پاداش
خدمت به خلق در ابعاد مختلفش باز مى مانيد.
خواجوى كرمانى گويد:
|
پيش صاحب نظران ملك سليمان باد است |
|
بلكه آنست سليمان كه ز ملك آزاد است |
|
آنكه گويند كه بر آب نهاده است جهان |
|
مشنو اى خواجه كه چون در نگرى بر بادست |
|
آنك شداد در ديوان زر افكندى خشت |
|
خشت ايوان شه اكنون ز سر شدادست |
|
خاك بغداد بر مرگ خلفا مى گريد |
|
ورنه اين شط روان چيست كه در بغدادست |
|
گر پر از لاله سيراب بود دامن كوه |
|
مرو از راه كه آن خون دل فرهادست |
|
همچو نرگس بگشا چشم و ببين كاندر خاك |
|
چند روى چو گل و قامت چون شمشاد است |
|
حاصلى نيست به جز عم ز جهان خواجو را |
|
شادى جان كسى كو ز جهان آزاد است .
(206) |
مال دنيا جمع نمى گردد مگر با پنج خصلت
قال على بن موسى
الرضا عليه السلام : لا يجتمع المال الا بخصال خمس
، ببخل شديد و امل و حرص غالب و قطيعه الرحم و
ايثار الدنيا على الاخره . على بن موسى
الرضا عليه السلام فرمود: مال جمع نمى گردد مگر با
پنج خصلت : بخل شديد، آرزوى دراز، حرص ، قطع رحم و
مقدم داشتن دنيا بر آخرت . مال دنيا با اين
خصلتهاى زشت بدست مى آيد كه با غير اين اوصاف مال
جمع نمى گردد با اين اوصاف جمع مال و سرمايه ، چه
فخر و مباهاتى دارد؟
نصيب و بهره ات را از دنيا كم مكن
با اينكه حرص و آز و تهيه مال ثروت اندوزى
مذموم غلط است ، بندگان مؤ من خدا مجاز نيستند حظ
و بهره خود را از دنيا فراموش نموده و ناديده
بگيرد كه نعمت ها و بهره هاى مادى از دنيا حق هر
مؤ من است كه بيشتر و بهتر از ديگران مورد استفاده
قرار دهد، در تفسير آيه شريفه : و لا تنس نصيبك من
الدنيا، خطو بهرات را از دنيا فراموش مكن حضرت
صادق عليه السلام فرمود: لا
تنس صحتك و قوتك و فراعك و شبابك و نشاطك و غناك و
ان تطلب به الاخره ،
(207) صحت و سلامت نيرومندى ،
فراغت ، جوانى ، نشاط و بى نيازى خود را فراموش
نكنيد، در دنيا از آنها بهره بردارى كن ، و متوجه
باش كه از آن سرمايه هاى عظيم به نفع معنويات و
آخرت خود استفاده نمائى . در ايه شريفه و تفسيرى
كه حضرت امام از آيه نموده از مجموعه اين نعمت ها
كه بايستى آنها را به نعمت بزرگ الهى تعبير كرد،
توصيه به بهره بردارى هر چه بيشتر و سفارش به
استفاده و انتفاع براى آخرت كرده است .
مسئوليت اعمالت را خود بعهده بگير
حضرت صادق عليه السلام فرمود:
احمل نفسك لنفسك فان لم تفعل لم يحملك غيرك
(208) بار مسئوليت خويش را بعهده
بگير، كه فقط خودت بايد بر دوش بگيرى ، و اگر از
انجام وظيفه شانه خالى كنى ديگرى بار مسئوليت تو
را حمل نخواهد كرد.
از لحظات حياتبخش فرصتها بهره مند شويد
رسول گرامى عليه السلام چنين نويد مى دهد
كه : ان لربكم فى ايام
دهركم نفحات الا فتعرضو الها
(209) در ايام زندگى شما، لحظاتى
فرا مى رسد كه در معرض نسيم حيات بخش الهى قرار مى
گيرد با اين توصيه ممهز و مجهز گرديم كه از آن
فرصتهاى طلائى . برتر از به نفع دنيا و آخرت خويش
بهره بردارى نمائيم كه در يك سخن گهربار ديگر از
رسول خدا عليه السلام مى خوانيم : من فتح له باب
خير فلينتهزه فانه لا يدرى متى يعلق عنه .
(210) حضرت فرمود: آن كس كه برويش
باب خيرى گشوده شد غنيمت بشماريد و از فرصت
استفاده كند زيرا نمى داند، چه بسا در زمانى آن در
رحمت برويش بسته گردد. چه بى توفيقند آنهائى كه از
اين فرصتهايى استفاده نمى كند، چه بسا ديگران را
هم از بهره ورى آن در رحمت باز مى دارد.
 |
غيبت و نمامى از بدترين اوصاف اخلاقى در
زندگى بشر است ، اوصافى كه از كينه توزى و عناد
باطن نشئت گرفته و پرونده شومى در ديوان محاسبات
از انسان بيادگار مى گذارد، شايسته است هر چه
زودتر مؤ من قلب خويش را از اين پليديها پاكسازى
نمايد.
غيبت
مكن غيبت شوى ، چاه مكن در او افتى
حضرت جعفربن محمد الصادق عليه السلام
فرمود: لا تغتب فتغتب و لا
تحفر لا خيك حفرة فتقع فبيها
(211) غيبت مكن كه در معرض غيبت
قرار مى گيرى و براى برادرت چاه مكن كه خودت در آن
فرو مى افتى :
گناه شنونده غيبت برابر غيبت كننده است :
عن على عليه السلام :
السامع للغيبه كالمغتاب
(212) اميرالمؤ منين عليه السلام
فرمود: گناه شنونده غيبت همانند غيبت كننده است .
غيبت در اسلام احكامى دارد، و از نظر فقه اسلامى
حق الناس است و تا غيبت شونده رضايت ندهد، خداوند
نيز از او نخواهد گذشت ، همين طور اگر شنونده غيبت
با رغبت ، بشنود، غيبت كسى را كه پشت سر و در غياب
او بدگويى مى كنند، گناه غيبت كننده و شنونده غيبت
يكسان است . يعنى شنونده غيبت فضاحت و رسوائى غيبت
شونده را رضايت مى دهد و در افشاى اسرار و ارتكاب
گناه غيبت كننده ، شركت نموده است .
در
غياب مسلمين پرده درى نكنيد
قال رسول الله صلى
الله عليه و آله : لا تغنابو المسلمين و لا تتبعوا
عوراتهم
(213) رسول اكرم صلى الله عليه و
آله فرمود: به غيبت حرام مسلمانان خود را مشغول
نسازيد، و عيوب و زشتيهاى آن را جستجو نكنيد.
شخصيت و آبروى مردم را كه در حفظ آن مى كوشند با
ذكر بعضى معايبشان خرد نكنيد، اين عيوب و زشتى ها
در همه هست چه بهتر كه به خود بنگريم .
|
همه عيب خلق
ديدن نه مروتست و مردى |
|
نگهى به خويشتن
كن كه همه گناه دارى . |
اينكه به چند حديث در آفات لسان بپردازيم :
بى
شرم ترين انسانها بذى و دشنام دهنده است
عن اميرالمؤ منين عليه السلام : لا اوقح من
بذى
(214) .
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: هيچ كس از دشنام
دهنده بى شرم تر و بى باكتر نيست .
در اسلام غيبت مؤ من و مسلمان حرام است ، يعنى اگر
مسلمانى در خلوت گناهى انجام داد، اگر كسى فهميد،
حرام است در پشت سر او صفحه بگذارد و افشاء كند و
دشنام دهنده كسى است كه بهاخلاق اسلامى و آفات لسان عمل زشتى را نسبت مى دهد و آبرو و حيثيت او را مى
برد و شخص بدزبان از غيبت و نسبت و تهمت هر عمل
زشت و قبيح به مسلمانان و مؤ منان دريغ نمى ورزد.
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در اين مورد
مى فرمايد:
احب الاعمال الى الله حفظ
اللسان .
(215)
كفاره كسى كه پشت سرش غيبت كردى اين است كه براى
او آمرزش بطلبى .
به نكات مفيد و ارزشمند چند حديث توجه كنيد:
از سخنانى كه براى دنيا و آخرت نفعى ندارد
بپرهيزيد: عن على عليه
السلام : عجبت لمن يتكلم بما لا ينفعه فى دنياه
ولا يكتب له اجره فى اخراه .
(216)
شگفتا بر كسى كه سخنان او نه در دنيا نفعى به او
مى رساند و نه در آخرتش اجرى دارد!!
سخنى كه از دهان درآيد در حقيقت از عقل و از يك
عمر تجربه او تراوش مى كند كه يا بايد هدفى از آن
براى منافع مادى ، يا اخروى و يا در خدمت به كسى
باشد، چه بد است سخن ياوه و بيهوده ، و چه بدتر و
زشت تر سخنى كه مضر بحال او و دنيا و آخرت بوده
باشد.
از نصايح درر بار پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
به ابوذر غفارى مى خوانيم : يا اباذر:
اترك فضول الكلام وحسبك من
الكلام ما تبلغ به حاجتك
(217) .
اى اباذر: از سخنان زائد برنياز، خوددارى كن ، از
سخن ها، همان ترا بس است كه رفع احتياج تو بنمايد.
از كار بيهوده بپرهيز و زبان از لغزش نگهدار:
يا اباذر: دع مالست منه فى
شى ء ولا تنطق فيما لا يعنيك ، واخزن لسانك كما
تخزن ورقك
(218)
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى اباذر: هر
چه را كه در آن ترا بهره اى نيست رها كن ، و به
سختى كه فايده اى به حال تو ندارد لب مگشا، و زبان
خود را از لغزشها مانند پول كه در حفظ آن مى كوشى
نگهدارى كن .
كه در توصيه ديگرش پيامبر صلى الله عليه و آله مى
فرمايد:
يا اباذر: ان الله عزوجل
اذا اراد بعبد خيرا فقهه فى الدين و زهده فى
الدنيا و بصره بعيوب نفسه .
(219) .
اى اباذر: خداوند عزوجل هرگاه خبر كسى را بخواهد
او را در دينش فقيه و دانا مى گرداند، و در دنيا
به زينت زهد مزين مى نمايد، و او را به عيب هاى
خويش بصير و بينا مى گرداند.
اگر كسى بپرسد كه چرا خداوند اين حالت را براى
بعضى دون بعض ديگر مى خواهد؟ در پاسخ بايد گفت :
صلاحيت ها و ارزشهاى معنوى را خود شخص بايد در خود
ايجاد كند تا لياقت اين كرامت و عنايت را از طرف
پروردگارش بدست آورد.
از
هزاران كلام انبياء هشت انتخاب كردم
لقمان حكيم مى گويد: چهارصد پيامبر را خدمت
كردم و از آنها هزارها سخن آموختم كه همه آنها هشت
سخن را انتخاب كردم : اول : اذا قمت الى الصلاة
فاحفظ قلبك . هرگاه به نماز ايستادى قلبت را از
غير خدا حفظ كن . دوم : چون در مجالس نشستى زبانت
را كنترل كن ، از هر سخنى بيفايده و يا مضر خودارى
كن . سوم : اذا جلست على المائده فاحفظ بطنك .
هرگاه بر سفره غذا نشستى از هر غذاى نامناسب
اجتناب كن ، غذاهاى كه مناسب با حال تو نيست .
چهارم : اذا دخلت بيتا غير بيتك فاحفظ عينك . اگر
داخل منزلى شدى چشمت را از هر نامحرمى حفظ كن : و
به چپ و راست نگاه نكن . پنجم : دو چيز را فراموش
نكن ، خدا را كه همه جا با تو است ، مرگ را كه
هرگز از تو جدا نمى شود، بالاخره گريبانت را خواهد
گرفت ، ششم : دو چيز را بخاطر مسپار، به كسى كه به
تو بدى كرد فراموش كن و در صدد انتقام و تلافى
مباش . هر يك از رقم پنجم و ششم دو سخن كه مجموعا
هشت سخن است كه حضرت لقمان از انبياء عظام برگزيده
است . ابوحاتم رازى گفت : حكما از افلاطون و سقراط
و ارسطو علوم خود را از پيامبر بدست آوردند و از
آنها لقمان حكيم است كه در اثر شاگردى انبياء
معاصرش به مقام حكمت و دانش و بينش رسيده اند.
زبانت را مركب غيبت برادرت قرار مده
عن على عليه السلام :
اياك ان تجعل مركبك لسانك
فى غيبه اخوانك او تقول ما يصير عليك حجه و فى
الاساة اليك عله
(220) بپرهيز از اينكه زبانت را
در غيبت نمودن برادرانت مركب خود قرار دهى يا
اينكه چيزى بگوئى كه بر عليه تو حجت باشد يا در
بدى نسبت به تو علت باشد. با توجه به اينكه تو
بوسيله زبانت و بديهايت حجت و دليل و علت بر
محكوميت و جهنمى شدنت بوده باشد.
از
مصاحبت با عيب جويان بپرهيزيد
عن على عليه السلام
: اياك و مباشره مبتغى عيوب الناس فانهم لم يسلم
مصاحبهم منهم .
(221) از مباشرت و معاشرت با عيب
جويان بپرهيزيد زيرا رفيق و مصاحبى ايشان از
گزندشان محفوظ نخواهد ماند.
|
جانم به فداى
آنكه او اهل بود |
|
سر در قدش اگر
نهى سهل بود |
|
خواهى كه بدانى
به يقين دوزخ را |
|
دوزخ به جهان
صحبت نااهل بود |
بدترين مردم كيانند؟
عن على عليه السلام : شر الناس من لا يغفر
الزله و لا يستر العورة .
(222) اميرالمؤ منين عليه السلام
فرمود: بدترين مردم آنكسى است كه از لغزش و اشتباه
مردم نگذرد، و عيب كسى را نپوشاند. چنين اوصاف
بشدت در اسلام مذموم و مورد تقبيح قرار گرفته است
در بيان امام حسن عليه السلام مى خوانيم : صاحب
الناس مثل ما تحب ان يصاحبوك به .
(223) با مردم طورى معاشرت كن كه
دوست دارى مردم با تو آنطور معاشرت نمايند. آيا
كسى دوست دارد كه مردم از لغزش او نگذرند و يا
پرده معايب و قبيحات او را بدرند؟ پس خود را اين
رفتار زشت را با مردم نداشته باشد.
جهنم
را با منع غيبت بر خود حرام كنيد
قال رسول الله عليه
السلام : يا اباذر من ذب عن اخيه المسلم كان حقا
على الله عزوجل ان يعتقه من النار.
(224) پيامبر اكرم عليه السلام
فرمود: اى اباذر هر كس از غيبت برادر مسلمان خود
جلوگيرى نمايد بر خداوند است كه آتش جهنم او را
آزاد سازد. مفهوم بيان حضرت رسول عليه السلام اين
است كه غيبت مجاز آدمى را جهنمى مى كند
كسى
كه مردم از زبانش مى ترسند او
اهل جهنم است
عن النبى عليه السلام : من خاف الناس لسانه
فهو من اهل النار.پيامبر اكرم عليه السلام فرمود:
كسى كه مردم از زبان او در امان نيستند و از او مى
ترسند او از اهل آتش است . اين حديث شريف در معرض
اين سئوال است . اهاى مردم ايا مى خواهيد اهل آتش
را بشناسيد، يكى از صفات اهل صفات آتش اين است
كه مردم را با زبان خود مى آزارد و رنج مى دهد.
چقدر از مردم هستند كه قادر بر كنترل زبان و بيان
خود نمى باشند چون عقرب جرار بر مبناى اقتضاى
طبيعت بايد هميشه عده اى را نيش بزنند.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
ان الله عند لسان كل قائل
فليتق الله عبد و لينظر ما يقول .(225)
خداوند ناظر زبان هر گوينده اى است ، بنده بايد از
خدا بترسد و ببيند چه مى گويد.
از نادانى همين بس كسانى كه زياد حرف مى زنند مى
خواهند هر چه مى داند مى گويد دانائى خود را به
ثبوت برسانند، در حالى كه اينان هر آنچه كه گفته
اند بيش از آن بلد نبوده اند كه بگويند.
امير مؤ منان عليه السلام فرمود:
لا تتكلم بكل ما تعلم فكفى بذالك جهلا.(226)
هر چه را مى دانى مگو كه اين كار براى نادانى تو
بس است .
و همينطور نسبت جهل مى دهد به كسى كه آرزويش را
طولانى كند.
عن على عليه السلام : ما عقل من اطال امله .
(227)
على عليه السلام فرمود: عاقل نيست كسى كه آرزويش
را طولانى كند.
اين اوصاف پر واضح است كه ضد اخلاق است و با اخلاق
حسنه سازش ندارد.
مغبوضترين و فتنه انگيزترين شما نمام است
پيامبر عظيم الشاءن اسلام صلى الله عليه و
آله مى فرمايد: ابغضكم الى
الله المشاؤ ن بالنميمة الفرقون بين الاخوان ،
المتمسون للبراء العشرات
(228)
مغبوضترين شما نزد خداوند كسانى هستند كه در راه
تفتين و فتنه و نمامى را در پيش مى گيرند بين
برادران جدائى مى افكنند و مى كوشند تا دامن افراد
پاك را به لغزشها آلوده نمايند و آنان را در جامعه
ننگين سازند.
با اين اوصاف زشت خشم و غضب ذات و غضب اقدس الهى
را براى خويش تضمين نموده يعنى نه تنها بندگان خدا
را از خود عصبانى و ناراحت كرده اند بلكه خداوند
نيز از آنان خشمگين است .
بنابراين سعى كنيم خود را با غيبت و نمامى و فتنه
انگيزى مغضوب ناس و خداوند مهربان قرار ندهيم . |