اخلاق از ديدگاه قرآن پيامبر و عترت

صفحه اصلی

سال پیامبر اعظم (ص)

پیامبر در آینه قرآن و عترت

کلام بزرگان

سیره نبوی

مقالات

 پایان نامه ها

سخنان گهربار

كتاب شناسي

اخبار

پرسش و پاسخ

کتابخانه الکترونیکی

داستان

اشعار

نگارخانه

نواها

سایر پایگاهها

درباره ما

تماس با ما

 

اخلاق و ايمان

حوائج مردم از برآوردن فزع قيامت در امان است  
قال ابوالحسن موسى عليه السلام : ان الله عبادا فى الارض يسعون فى حوائج الناس هم الامنون يوم القيامه (66) 
امام موسى كاظم عليه السلام فرمود:
براى خداوند در روى زمين بندگانى است كه در انجام حوائج مردم ساعى و كوشا هستند، و اين بندگان در روز قيامت از سختيها و دشواريها در امان خواهند بود.
پيامبر خدا عليه السلام فرمود:
من قفسى لاخيه المومن حاجه فكانما عبدالله دهره
كسى كه حاجتى از برادر مؤ منش برآورده سازد مانند آن است كه روزگارى را به عبادت خداوند گذرانيده باشد.
در اين سعى سخن پراهميت ديگرى از پيامبر خدا عليه السلام مى خوانيم ، فرمود: من اصبح و لم بهتم بامور المسلمين فليس بمسلم
كسى كه روز خود را آغاز كند و اهتمام به امور مسلمين نداشته باشد مسلمان نيست .
و يا مى فرمايد: المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه .
مسلمان كسى است كه از دست و زبانش در امان باشند.
پاداش برآوردن حاجات مسلمانان فقط با خداست  
امام صادق عليه السلام فرمود:
ما قضى مسلم لمسلم حاجه الا ناداه الله تبارك و تعالى على ثوابك و لا ارض لك بدون الجنه (67) 
هر مسلمانى كه حاجت برادر مسلمان خود را برآورده سازد خداوند مى فرمايد: پاداش اين اقدام تو به عهده من است و هيچ پاداشى جز بهشت براى تو راضى نمى گردم .
رساترين عامل جلب رحمت خدا ترحم به خلق است  
على عليه السلام فرمود: البلغ ما تستدر به الرحمه تضمر لحميم الناس الرحمه . (68)  رساترين چيزى كه بوسيله آن مى توانى خدا را براى خود جلب كنى اين است كه در باطن نسبت به همه مردم خير خواه و مهربان باشى . كه پيامبر خدا عليه السلام فرمود: راءس العقل بعد الدين التودد الى الناس و اصطناع الخير الى كل بر و فاجر.
(69)  پس از دين ، و ايمان به خداوند سر آمد تمامى اعمال خردمندانه بشر دوستى و نيكى به همه مردم است ، خواه خوب و درستكار باشند و خواه فاسق و بدكار. پيامبر عليه السلام فرمود: اعلم ان كل مكرمه تاتيها او صنيعه صنعتها الى احد من الخلق فانها اكرمت بها نفسك و زينت بها عرضك و لا تطلبن من غيرك تشكر ما صنعت الى نفسك (70)  بدان هر عمل كريمانه اى كه انجام مى دهى و هر كار مهمى كه درباره يكى از برادران دينيت بجا مى آورى ، با آن عمل بزرگ خودت را گرامى داشته و شرف انسانيت را به آن زينت مى دهى پس از غير خودت شكر. سپاس كار خوبى را كه براى خود انجام داده اى طلب مكن . تشكر و سپاسگزارى كار خيرت را هرگز از غير خداوند توقع مكن .
يار مظلومان و خصم ظالمان باش  
امير المؤ منين عليه السلام در ضمن وصيت به فرزندانش حسنين عليه السلام فرمود: كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا. فرزندان من ، شما را توصيه مى نمايم كه دشمن ظالمان و يار مظلومان و ستمديدگان باشيد. پيامبر بزرگ اسلام عليه السلام فرمود: يقول الله عزوجل و عزتى و جلالى لانتقمن من الظالم فى عاجله و اجل و لانتقمن ممن راءى مظلوما فقدر ان ينصره فلم ينصره (71)  خداوند مى فرمايد: به حضرت وجلالم قسم كه از ظالم در دنيا و آخرت انتقام مى گيرم و همچنين از كسى كه مظلومى را ببيند و قادر باشد به وى كمك كند و ياريش ننمايد.
مسلمان نيست كسى كه با مسلمانان مكر كند.  
ليس منا من ماكر مسلما. (72)  پيامبر اكرم عليه السلام فرمود: از ملت ما و از مسلمانان نيست كسى كه با مسلمانى حيله و مكر نمايد. بعضى از حيوانات جنگل تكوينا مكار و حيله گرند، يعنى فقط از راه حيله و مكر و فريب مى توانند ادامه حيات بدهند، چه زشت است كه انسان تاج
(( و لقد كرمنا بنى آدم )) بر سر دارد، چون روباه حيله گرى كند، و نان خود را به فريب دادن يعنى با كلاه سر مسلمانى گذاشتن ، ملئوت نمايد و چنين نانى براى عائله اش فراهم سازد، چه زشت است كه چنين انسانها در روز حشر، مثل روباه محشور گردند. حضرت صادق عليه السلام فرمود: المسلم و هو عينه و مراته و دليله و لا يخونه و لا يظلمه و لا يخدعه و لا يكذبه و لا يغتابه (73)  مسلمان برادر مسلمان است و به منزله چشم او است خوبيها و بديهايش را به او مى نماياند يعنى همانند آينه است براى او، زشتيها و زيبايهايش را نشان مى دهد، و مسلمان راهنماى مسلمان است و هرگز به او خيانت نمى كند و بر او ظلم و ستم روا نمى دارد و در كارش با او خدعه و نيرنگ بكار نمى برد، به او دروغ نمى گويد، و در غياب او غيبت نمى كند.
به درخواست خير هيچكس پاسخ منفى مده  
ابى جعفر امام باقر عليه السلام فرمود: ان ابى على بن الحسين عليه السلام اخذ بيدى و قال افعل الخير الى كل من طلبه منك فان كان من اهله فقد اصبت موضعه و ان لم يكن من اهله انت من اهله (74)  امام پنجم عليه السلام فرمود: پدرم على بن الحسين عليه السلام دست مرا گرفت و فرمود: فرزندم به هر كس كه از تو درخواست نيكى كرد به او نيكى كن ، اگر اهليت داشت تو به راستى به حقيقت آن رسيده اى ، و اگر اهليت نداشت تو به اهليت خويش دست يافته اى .
هر چيزى كه براى خود پسنديدى ، براى غير نيز بپسند  
حضرت على عليه السلام به پيرمرد كه در محضرش بود درس اخلاق داد و فرمود: يا شيخ ارض للناس ما ترضى لنفسك و ات الى الناس ما تحب ان يوتى اليك . اى پيرمرد، درباره مردم به چيزى راضى باش ، كه براى خودت راضى هستى ، و با دگران طورى رفتار كن ، كه ميل داراى با تو آنچنان رفتار شود.
خداوند خير خواهان را دوست مى دارد  
على عليه السلام فرمود: ان الله سبحانه و تعالى يحب ان يكون فيه الانسان للناس جميله . خداوند دوست دارد مردم درباره همديگر خوب فكر كنند و خير خواه هم باشند. حضرت موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: ان اهل الارض لمر حومون ما تحابوا و اد و الامنه و عملو الحق . (75)  مردم روى كره زمين پيوسته در رحمت و شفقت بسر مى برند مادامى كه يكديگر را دوست بدارند، اداء امانت كنند و رفتارشان بر وفق حق و حقيقت باشد. و كسى كه نسبت به برادران دينيش از اسلام كردن مضايقه دارد هرگز انسان موفق و رستگار نيست .
بار رحمت اگر چه به يك جرعه آب صله كن  
صل رحمتك و لو بشربه من الماء. (76)  امام رضا عليه السلام فرمود: با ارحامتان صله كنيد اگر به يك شربت آبى باشد. بنابراين صله رحم متضمن ديدار از رحم و اعطاء هديه اى مى باشد. خاصه اگر در راستاى خانواده هاى متنفذ و مالدار باشد شايسته است با اهداء يك قطعه فرش يا يكدستگاه يخچال ، وسائل رفاهى ديگر كه فاقد آنند هديه برند و تا بدينوسيله صله رحم آنان از ارزش والاى معنوى و رضا و خشنودى پروردگار مهربان برخوردار گردد.
اخلاق مؤ من با رحم خويش  
در قضاء حوائج مؤ من خاصه اگر رحم باشد از رسول خدا عليه السلام است كه فرمود: من كان يومن بالله و اليوم الاخر فليصل رحمته . (77)  هر كس ايمان به خدا و روز قيامت دارد، پس با رحمتش صله كند، يعنى خويشاوندان خود را دوست بدارد و به آنان احساس لازم را بنمايد. ايضا از پيامبر خدا عليه السلام است كه فرمود: من احب ان يبسط له فى رزقه ، و يوخر له فى اجله فليصل رحمه . (78)  اگر كسى دوست دارد كه روزيش زياد گردد و فراوان شود، و اجلش تاءخير بيفتد پس بايد با رحمتش صله كند. يعنى صله ارحام روزى را فراوان سازد و عمر را طولانى كند، و در راءس كارهاى خير انسان است ، خاصه كه تواءم با حل مشكل ر
حم و تاءمين نيازمنديهايشان بوده باشد.

فهرست

اخلاق مصاحبت و دوستى

آنكه كه محبت دارد نزديك به شما است  
انتخاب دوست و مصاحبت در هر شرائط، لازم و ضرورى بنظر مى رسد، كه بدون دوست زندگى مشكل و ناگوار مى نمايد. لكن در انتخاب دوست چه وظيفه اى داريم ؟ قال المعصوم عليه السلام : القريب من قربته الموده و ان بعد. (79)  نزديكان تو بعنوان دوست تو با تو نزديكترند اگر چه وابسته به خويشاوندان تو نباشند. پس كسى كه دوستدار تو است با دوست داشتن قريب و نزديك است با تو، نه كسى كه فاميل و خويشاوند تو است ولى هيچگونه مودت و علاقه اى به تو ندارد، بهترين دوست شما، دوستان و دوستداران خداوند است

دوستت نزديكتر از من به من است
وين عجب تر كه من از وى دورم

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: خير اخوانك من كثر اغضابه لك فى الحق .(80)  بهترين برادر تو آن كسى است كه در راه حق بيشتر بر تو خشم گيرد و ترا از كار ناپسند نهى نموده و باز دارد.
دوستانم ، معايبم را به من هديه كنيد.  
قال الصادق عليه السلام : احب اخوانى الى من اهدى الى عيوبى . (81)  امام ششم فرمود: بهترين برادرانم آن كسى است كه عيبها و نقائصم را به من هديه كنند. كسى كه معايبت را مى نگرد و به تو براى اصلاح آن تذكر نمى دهد دوست تو نيست بلكه دوست چون آئينه است كه در نشان دادن عيبهايت ترا دعوت به دفع و و اصلاح آن مى نمايد. مؤ من آئينه و مراة مؤ من است كه با ذكر معايب او را از عيوباتش پاك مى سازد.
و پيامبر بزرگ اسلام عليه السلام مى فرمايد: خير اخوانكم من اهدى اليكم عيوبكم .(82)  بهترين برادران شما آن است كه عيوبتان را به شما هديه كند. يعنى در زدايش عيبها و ايرادها و نقايص از مؤ منان آنچنان توصيه شده كه ايراد و عيب و نقص از آنان به منزله هديه و تحفه و تحيت معرفى شده است .
در مصاحبت و دوستى با اكرام الناس  
پيامبر عليه السلام فرمود: اسعد الناس من خالط كرام الناس . (83)  سعادتمندترين مردم كسى است كه با كرام ناس و شريف ترين آنان مصاحبت و دوستى و مراوده داشته باشد. اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: جمع خير الدنيا و الاخرة فى كتمان السر و مصادقه الاخبار. و جمع الشر فى الاذاعه و مواخاة الاشرار. (84)  خير دنيا و آخرت در دو چيز جمع مى آيد پنهان داشتن اسرار، و دوستى با اخيار است و بدبختى دنيا و آخرت در دو چيز (عكس آن ) خلاصه مى گردد، يكى فاش نمودن اسرار، دوم رفاقت با اشرار مى باشد. على عليه السلام مى فرمايد: عليكم بالاخوان فانهم عدة فى الدنيا و الاخرة . (85)  براى خود دوستانى از بين برادران دينى انتخاب كنيد، زيرا آنان ذخائر دنيا و آخرت شما هستند. و يا آن حضرت مى فرمايد: من تاءلف الناس احبوه . كسى كه در ارتباط با مردم از در الفت و محبت وارد شود مردم او را دوست مى دارند.
سه صفت موجب امنيت است . 
ابى الحسن موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: ان اهل الارض لمرحومون ، ما تحابوا وادو الامانه ، و عملو الحق . (86)  مردم تمامى كره زمين در رحمت و آسايش هستند و خوب زندگى مى كنند ماداميكه داراى سه صفت باشند: اول آنكه يكديگر را دوست بدارند و نسبت به همديگر علاقه انسانى و نوعدوستى داشته باشند، دوم آنكه در امانتهاى مالى به يكديگر خيانت ننمايند، سوم آنكه اعمالشان بر وفق حق و عدل باشد.
دوست شايسته چون اعضاء مهمه بدن است .  
من فقد اخا فى الله فكانما فقد اشرف اعضائه . معصوم عليه السلام فرمود: كسى كه دوست پاكدل مؤ من خود را براى خدا با او دوستى داشته از دست بدهد مثل آن است كه شريف ترين اعضاء بدن خود را دست داده باشد. دوست شايسته بمنزله دستها و يا قلب انسان است چه بسا دوست خوب با از دست رفتن حيات و زندگى انسان تهديد مى گردد. و يا فرمود: مواساة الاخ فيى الله عزوجل تزيد فيى الرزق . مواساة و يارى رساندن به برادران دينى كه براى خدا با آنان برادرى دارد رزق و روزى آدمى را زياد مى نمايد.
چه نيكوست سينه ات از كينه برادرانت پاك باشد.  
اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد: طوبى لمن خلا عن الغل صدره و سلم من الغش قلبه . خوشا بحال آنكه سينه اش از كينه مردم خالى ، و دلش را از بد انديشى برهاند و پاكيزه سازد. كه آن حضرت ايضا مى فرمايد: الحقد داء دوى و مرض موبى . كينه توزى ، ناخوشى مهلك و همانند و با است ، كه موجب هلاكت و ذوب شدن اين بيمار مى گردد و از درون او را مى خورد. حضرت امير عليه السلام فرمود: اذا ختشم المومن اخاة فقد فارقه . زمانى كه انسان دوست خود را ناراحت و خشمگين ساخت زمينه جدائى و مفارقت با او را فراهم مى سازد. در تذكر به عيبهايت ، يكى ديگر از راههاى شناخت عيوب و نقايص اخلاقى از راه رفيق خوب و با ايمان تو است . چه او به صلاح و سعادت دوست خويش علاقمند است و به انگيزه خيرخواهى عيب او را بر وى ارائه مى كند و او را آگاه مى سازد كه تا او خود را اصلاح نمايد. على عليه السلام در اين باره مى فرمايد: ليكن اثر الناس عندك من اليك عيبك و اعانك على نفسك . (87)  البته بايد مقدم ترين و سزاوارترين فرد از دوستان تو كسى باشد كه عيب هاى را به تو اهدا نمايد و ترا در راه خير و سعادت يارى دهد. و بر همين اساس امام صادق عليه السلام مى فرمايد: احب اخوانى الى من اهدى عيوبى الى . (88)  بهترين برادران من كسى است كه عيوب مرا به من هديه دهد. حضرت صادق عليه السلام ششمين امام معصوم درس اخلاق زندگى مى دهد كه ما خود عيوبات همديگر را دوستانه تذكر دهيم ، و اين بهترين هديه است .
براى هريك از شما سه دوست است . 
عن رسول الله عليه السلام : ان لا حدكم ثلاثه اخلاء. منهم من يمتعه بما ساله فذالك ماله ، و منهم خليل ينطق معه يلج القبر و لا يعطيه شيئا و لا يصحبه بعد ذلك فاوليك قرائبه و منهم خليل يقول : والله انا ذاهب معك حيث ذهبت ولست مفارقك فذالك عمله ان كان خيرا و ان كان شرا. (89) 
براى هر يك از شما سه دوست و رفيق وجود دارد، يكى آن دوستى كه تو را از خواهشهايت بهره مند مى سازد و خواسته هاى ترا جامه عمل و تحقق مى پوشد و آن دوست دارائى تو است ، دوست ديگر آن است كه با تو همقدم و همراه است ، دوست ديگر آن است كه با تو همقدم و همراه است تا به هنگامى كه در خانه قبر وارد شوى و پس از دفن از تو جدا مى شود نه به تو چيزى مى دهد و نه با تو مصاحبت مى نمايد و آن اقرباى تو مى باشند، اما دوست سوم همراه انسان مى ماند و آن رفيق ، عمل ما است . حضرت فرمود كه عمل مى گويد: به خدا قسم ، هر جا بروى من با تو مى آيم و هرگز از تو جدا نمى شوم خواه عملت خوب و خير باشد و خواه شر و ناپسند.
آنچه خدا براى من خواسته دوست دارم
جابر بن عبدالله انصارى در هنگام بيمارى ، حضرت باقر عليه السلام (كه جوانى نورسته بود) عيادت كرد. حضرت از حال جابر پرسيد؟ در پاسخ گفت : اعيش و المشيب احب الى من الشباب و المرض من الصحه ، و الموت من الحيات .
زندگى را سپرى مى نمايم در حالى كه در نزد من پيرى از جوانى ، و بيمارى از تندرستى ، و مرگ از زندگى بهتر و محبوبتر است .
فقال الباقر عليه السلام : اماانا: فان شيبنى الله تعالى فالشيب احب الى وان شابنى فالشباب احب الى وان امرضنيفامرض احب ، الى و ان صححنى فاصحه و ان اما تنيفالموت و انا انى فالحيواه فقبل الجابر وجهه عليه السلام (90)  پس آنگاه امام باقر ع به جابر فرمود: اما من اگر خدا پيريم خواست ، پيريم را خواهانم ، اگر جوانيم خواست ، بيمارى و اگر تندرستى ام خواست ، تندرستى را دوست مى دارم ، آنچه را كه براى من مى پسندد، همان را دوست مى دارم ، پس جابر چهره و روى مبارك حضرتش را بوسيد و گفت رسول خدا صلى الله عليه و آله راست فرمودند، آنجا كه او معضلات و رموز علم و دانش را خواهد شكافت ، چنانچه گاو نر زمين را براى زراعت مى شكافد.

حب و بغض در راه خدا فريضه است  
قال رسول الله عليه السلام : الحب فى الله فريضه والبغض فى الله فريضه .رسول خدا فرمود: دوست داشتن از براى خدا از واجبات است و دشمن از براى خداوند نيز از فرائض است .
در دوستى و دوستدارى افراط نكنيد  
پيامبر اكرم عليه السلام فرمود: حبك للشيى يعمى و يصم . (91)  علاقه شديد به هر چيزى چشم و گوش را كور و كر مى نمايد. افراط در دوستى و عشق و علاقه شديد شما به هر چيز زيان آور است مگر دوست داشتن خدا و پيامبر و اهل بيت عليه السلام و هر چيزى را كه براى خدا دوست بداريد ولو شديد هم باشد. در دوستى با برادر دينيت بر او سبقت بگير. حضرت صادق عليه السلام فرمود: ما التقتا مومنان قط الا كان افضلها اشد هما حبا لا خيه . هرگز دو برادر مؤ من يكديگر را ديدار نمى نمايند. مگر اينكه آن كس كه بيشتر برادر مؤ من خود را دوست بدارد او افضل و برتر است بنابراين هر كس از برادران دينيش در دوستى سبقت بگيرد او برتر و گرامى تر است .
چه كسانى صلاحيت دوستى با شما دارد؟  
امام صادق عليه السلام فرمود: من غضب عليك من اخوانك ثلاث مرات فكم يقل فيك شرا فاتخذه لنفسك صديقا هر كدام از برادران دينيت سه بار نسبت به تو عضبناك و خشمگين شد، ولى سخن ناروائى درباره ات نگفت مى توانى دست دوستى بسويش دراز كنى و طرح رفاقت با او بريزى .
با دوست و دشمن به اعتدال عمل كن .  
على عليه السلام در عمل با دوست و كيفيت برخورد با او مى فرمايد: احبب حبيبك هونا ما، عسى ان يكون بغيضك يوما ما، وابغض بغيضك هونا ما، عسى يكون حبيبك يوما ما. با دوست مورد علاقه ات در حد اعتدال و به مقدار مصلحت اظهار دوستى كن كه ممكن است روزى دشمنت شود، و همچنين در بى مهرى نسبت به كسى دوستش ندارى مدارا كن ، زيرا ممكن است روزى دوست تو گردد.
 

بر هر كه درد خويش من ابزار مى كنم
خوابيده دشمن است كه بيدار مى كنم
چون نيست در زمانه كسى اهل دل از آنك
ابراز درد خويش به ديوار مى كنم

عاجزترين مردم كسى است كه از انتخاب دوست عاجز است  
على عليه السلام فرمود: اعجز الناس من عجز عن اكتساب الاخوان و اعجز منه من ضيع من ظفر به منهم . ناتوانترين مردم كسى است كه نتواند براى خود دوستانى بدست آورد، و از ناتوان تر كسى است كه دوستانش را از دست بدهد.
 

همى بگسل از بدگهر دوستى
كه پيوند با وى نه نيكوستى
مگر آنكه با خويش يارش كنى
براه نكو رهسپارش كنى
ترا بهره كاز بينش و دانش است
ترا همنشينى خوش آرايش است
ز يار نكو زشت نيكو شود
چو گل با گل آميخت خوشبو شود
نسبت به دوست متواضع و مهربان باش  
توصيه كه حضرت امير عليه السلام براى حرمت دوست مى نمايد اين است مى فرمايد:
 
و اخفض جناحك للصديق وكن له
كاب على اولاده يتحدب
و اجعل صديقك من اذا اخيته
حفظ الاخاء و كان دونك يضرب
و اطلبهم طلب المريض شفائه
ودع الكذوب فليس ممن يصحب

نسبت به دوست تواضع كن ، و براى او همانند پدر، نسبت به فرزند مهربان باش . طلب كن دوست را همچنان مريضى كه شفا طلب نمايد، و از رفيق دروغگو پرهيز كن زيرا دروغگو شايسته رفاقت نيست .
 

اى آنكه به اخلاق نكو دارى جهد
بايد كه به كام دوست باشى چون شهد
خواهى كه شود شكست دشمن حاصل
بايد كه ز دوستان نگردى غافل
شرائط دوست يابى  
حضرت رسول عليه السلام در انتخاب و شرائط دوست چنين مى سرايد:
 
و احفظ صديقك فى المواطن كلها
و عليك بالمرء الذى لايكذب
و اقل الكذوب و قربه و جواره
ان الكذوب مسلط من يصحب . (92) 

آنگاه كه با رفيق خود دوستى مى كنى ، دوستى خود را با وى حفظ كن تا هميشه از تو دفاع نمايد. از رفاقت با دروغگو و نزديك شدن و همسايه شدن با او پرهيز كن ، زيرا دروغگو همنشين خود را آلوده مى سازد.
 

خواهى كه شود شكست دشمن حاصل
بايد كه ز دوستان نگردى غافل
چون هست مددكار دو عالم بر صدق
از حق به طلب صديق صادق اى دل
كذاب كه دشمنى اش واجب باشد
همصحبتى اش عار مصاحب باشد
پيوسته كند چرب زبانى چون شمع
ليكن بضياء چه شمع كاذب باشد

دوستان خود را گرامى بداريد  
حضرت باقرالعلوم عليه السلام فرمود: عظموا اصحابكم و وقروهم و لا يتهجم بعضكم على بعض . (93)  دوستان خود را گرامى بداريد و آنان را بزرگ بشماريد و بر خلاف هر گونه ادب و حرمت ، متعرض يكديگر نشويد.
عارف رو مى گويد:
 

من ندانم آنچه انديشيده اى
اى دو ديده دوست را چون ديده اى ؟

پس از زبان حال دوست گويد:
 

اى گران جان خوار ديدستى مرا
زان كه پس ارزان خريدستى مرا
هر دو را ازران خرد، ارزان دهد
گوهرى طفلى به قرصى نان دهد

از دوستى با چابلوسان نابكار بپرهيز  
از وصاياى حضرت مولى الموحدين اميرالمؤ منين به حضرت حسين عليه السلام چنين مى خوانيم : حسين جانم ،
 

و احذر ذوى الملق اللئام فانهم
فى النائبات عليك ممن يحطب
يسعون حول المرء ما طمعو به
واضع نبا دهر جفو او تغيبوا

ار چابلوسان ناكس پرهيز كن ، زيرا اينان در مصيبت ها از كسانى خواهند بود كه عليه تو آتش افروزى مى كنند. تا موقعى كه اطراف شخص چيزى هست كه آن بهره ببرند، اطراف وى مى چرخند و آنگاه كه روزگار برگشت كنار مى روند و پنهان مى گردند.
 

از مردم چابلوس اى دل بگريز
كين قوم كنند آتش حادثه تيز
گردند بر گرد مرد در وقت طمع
چون دهر جفا كند نمانند به ريز

فهرست

جوان و تعهدات اخلاقى

اى جوان فرصتهاى طلائى را از دست مده  
اى جوان هوشيار باش ، فرصت ها چون ابر بهاران مى گذرد، با گذشت ايام و لحظه هاى پر ارزش حيات ، از غفلت زدگى و ابطال عمر بر حذر باش ، از قطره قطره هاى ابر بهاران كه بر بهار عمر تو مى بارد، بگذر بر علم و عمل و دانش و صنعت تو شكوفائى ببخشد. چرا كه با از دست دادن اين فرصت هاى طلائى جز ندامت و پشيمانى چيزى عايدت نمى گردد.
با سخنان درر بار عرب و عجم حضرت على مرتضى عليه السلام خود را شارژ كنيم ، ايمان و عقيده مان را تقويت نمائيم كه آن حضرت فرمود: لم يمهدوا فى سلامه الابدان و لم يعتبروا فى انف الاوان فهل ينتظر اهل بضاضه الشباب الا هوانى الهرم ؟ و اهل غضارة الصحه الا نوازل السقم ، و اهل مدة البقاء الا اونه الفناء . در هنگامى تندرستى براى آخرت توشه نكردند، و در اول دوران جوانى و توانائى (جسمى و فكرى ) عبرت نگرفتند ايا كسى كه در عنفوان جوانى و قدرت است غير پيرى و خميدگى را انتظار مى برد؟ و كسى كه تندرست است غير بيمارى هاى گوناگون را چشم براه است ؟ و آيا كسى كه باقى و در قيد حيات است جزء فنا و نيستى را انتظار مى كشد؟ برادر، اى جوان ، از نعمت سلامتى ، آن هم نعمت شباب و جوانى ، براى دين و دنيا و آخرت خويش توشه اى برگير، كه از پيرى و فرسودگى كارى ساخته نيست ، در عنفوان جوانى از اين همه جهالت ها، و غفلت ها و گرفتارى هاى به اعتياد مواد مخدر كه پاره اى از جوانان را فرا گرفته ، و زندگى و حيات آنان را به خطر انداخته و از آغوش گرم خانواده به بيغوله ها، پياده رو خيابانها، و مراكز آلوده و كثيف منتقلشان ساخته است آيا مايه عبرت شما جوانان عزيز نمى گردد؟ آن جوان سيگارى كه يك نصف از در آمد خود را صرف دود مى كند، و دهان و دندان و مرى و ريه و گلبولهاى خون خود را و در كل سلامت خود را به خطر مى اندازد و گاهى با ابتلاء سرطان به علت تدخين و دود با گواهى و شهادت همه اطباء دنيا، زندگى . حيات و سلامتى خود را تهديد مى كند و به خطر مى كند، آيا عمل و كارهاى خبط و اعتيادهاى خطرناك و فرو رفتن در لجن شهوات و بى بند و بارى هاى غلط و نابجا شما را به عبرت و اعتبار دعوت نمى كند؟ كه اگر اين همه بى توجه و در غفلت به سر بريم . افسوس ، صد افسوس كه فرمود: ما اكثر العبر و اقل الاعتبار. اسباب و وسائل عبرت زياد است ، ولى عبرت گرفتن چه كسى است ؟ اما شما جوانان مؤ من ، (كالجبل الرسخ ) هرگز از صراط مستقيم حق ، منصرف نمى شود شما جوانان حزب الله از نشيب و فراز زندگى عبرت خواهيد گرفت . شما جوانان متعهد و مؤ من هرگز اسير تجملات و لباسهاى سوغات فرنگ و غربى ها نخواهيد شد، شما اوقات طلائى و گرانبها خود را به بازيهاى وقت گير و ضايع گير عمر و بازيهاى حرام و باطل ، و ضايع و حيف ميل نخواهيد كرد، شما انس و مصاحبت با كتابهاى علمى و عملى و مفيد و موثر را رها نخواهيد كرد شما رشد و تكامل معنوى و مادى را در كنار همديگر و به يارى همديگر از دست نخواهيد داد. مرحبا بر شما كه هوشيارى و زيركى شما در راه پيشرفت علم و عمل به غفلت نمى گرايد، و نعمت عظماى جوانى از شما به بطالت و هرزگى نمى رود. جوانى نعمتى نيست كه از دست رفته ، و انتظار برگشتش باشد، و بر همين معيار، شباب و جوانى با چيزى در دنيا قابل معامله نيست ، بنگريد كه اميرالمؤ منين عليه السلام چه مى فرمايد؟ اى كاش جوانى برگشتنى بود

بكيت على شباب قد تولى

فياليت الشباب لنا يعود

فلو كان الشباب يباع بيعا

لا عطيت المبايع ما يريد

و لكن الشباب لنا ادا تولى

على شرف فمطلبه بعيد

بر جوانيم كه دست رفته گريانم ، ايكاش جوانيم باز مى گشت و هر گاه جوانى به فروش مى رسيد ببه فروشنده آن هر چه مى خواست مى پرداختم ، جوانى وقتى كه در مسير رفتن ثرار گرفت ، جستن و يا برگرداندن آن ديگر ميسر نيست زبان حال پيران نمازخان اين است :
 

افسوس كه رفت عمر و ايام شباب
ايكاش كه زندگى نمى كرد شتاب
هر پير كه ايام جوانى طلبد
طفلان همه دانند كه آن نيست صواب

آنان كه ره صواب پيش گرفتند، و به سر منزل سعادت راه يافتند زهى سعادتشان ، و آنان كه از غافله عقب ماندند اميد است بيدار شده و از خواب خرگوشى بجهند و به غافله برسند، به اهداف مقدس خويش راه يابند.
اى سنگرنشينان مدرسه هوشيار باشيد  
شما اى فرزندان اسلام ، اى سلحشوران جبهه هاى حق عليه باطل ، به كمك اسلام انقلاب اسلامى بپاخيزيد، اى سكان داران كشتى انقلاب لنگر اندازيد، و كشتى انقلاب را به ساحل نجات و پيروزى نهايى برسانيد، و اين شما جوانان غيور و نيرومند هستيد كه ديروز سنگرنشينان جبهات دفاع و جنگ حق عليه باطل بوديد و امروز در سنگر مدرسه و در جنب اين سنگر، به سنگر بزرگ نماز جمعه و جماعات مى نشينيد و با سنگر نشينى ها امان دشمن را بريديد و دشمنان اسلام و انقلابتان را به دلهره و وحشت افكنديد.
و اين افكار انقلابى كه سرشار از معنويت و جانبدارى از اسلام ناب محمدى عليه السلام است را به لبنان ، فلسطين ، مصر، اردن ، مراكش ، عربستان ، الجزاير، و همه دنيا صادر كرديد، چه نكرديد؟ آنچه كه در توان شما بود به دنيا عرضه داشتيد، شما جوان غيرتمند و شجاع دنيا را بيدار و هوشيار كرديد، جوانان احرار و انقلابى را به قيام وا داشته هم اكنون همچنان ايستاده در خدمت اسلام و انقلاب و ولايت فقيه و مقام معظم رهبرى و روحانيت اصيل و در خط امام راحل هستيد تلاش مى كنيد، شما آبروى بنيان گذار جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى (رضوان الله تعالى عليه را در جهان حفظ كرديد، بطورى كه امام عزيز به وجود شما دانش آموزان و بسيجيان و دانشگاهيان افتخار مى كرد، و جدا افتخار دارد، چرا كه اين همه افتخارات را شما به نسل جوان در تحت رهبرى روحانيت متعهد و مسئول آفريديد.
شما تاركان دنيا، عابدان شب و زاهدان و شيران روز، و افتخار آفرينان انقلاب در همه جا پيروزى آفريديد، ببينيد كه حضرت ختمى مرتبت در حق شما و امثال چه فرموده است ؟
اجر و پاداش هفتاد دو صديق بر شما بشارت باد  
پيامبر در خطاب خود به حضرت اباذر يار باوفاى خويش فرمود:
يا اباذر ما من شاب ترك الدنيا و افنى شبابه فى طاعة الله الا اعطاه الله اجر اثنين و سبعين صديقا (94) 
اى اباذر! هيچ جوانى ترك لذائذ دنيا نمى كند و جوانى خويش را در عبادت و اطاعت پروردگار صرف نمى نمايد، مگر آنكه خداوند اجر و پاداش هفتاد و دو صديق به او اعطا مى فرمايد.
ترك دنيا در متن حديث به معناى بى اعتنائى و دست كشيدن از هر فعاليت علمى و هنرى و رشد و كمال اقتصادى نيست ، بلكه دنياپرستى ، شهوت پرستى ، مقام پرستى ، در نيت و اراده آن حضرت است ، و فناء و نابود شدن در طاعت خدا، به معناى فناى فى الله است يعنى كسى كه همه چيز خود حتى وجودش را در راه خدا فدا مى نمايد. جهان ، يك فانى فى الله و يك يك مجاهد فى سبيل الله است ، و در عبادت خويش غرق در خواست ، از گناه اگر پرهيز دارد فقط براى خدا است ، به كار خير و اعمال شايسته و ثواب رغبت مى ورزد چون عاشق خدا است براى خدا كار مى كند و عبادت مى نمايد.
در اين صورت كسى كه عبادتش در جوانى براى خدا باشد و فانى فى الله و اطاعت محض خدا است ، او اجر و پاداش هفتاد دو صديق دارد، پس اى جوان ، در جوانى عبادت و اطاعت خدايت را پيش گير، و از اين نعمت بزرگ جوانى غافل مباش ، ببين كه سعدى چه مى گويد؟!

جوانا ره طاعت امروز گير
كه فردا جوانى نيايد ز پير
قضا روزگارى ز من در ربود
كه هر روزش از پى شب قدر بود
من آن روز را قدر نشناختم
بدانستم اكنون كه درباختم
به غفلت بدادم ز دست آب پاك
چه چاره كنون جز تيمم به خاك
مكن عمر ضايع به افسوس و حيف
كه فرصت عزيز است و الوقت ضيف

اى جوان به دقت اين ابيات را مد نظر بگير، در هر شرائطى كه هستى خود را با اين ابيات تطبيق نما، و سعادت دنيا و آخرت خويش را تضمين كن .
شما جوانان امروز از بزرگان آينده ايد 
اى جوان ، خود را بساز، خود را پرورش بده ، خود را بيازما، با مشكلات دست و پنجه نرم كن ، با گرمى و سردى ، با نشيب و فراز زندگى بساز، خود را براى خدمت به اسلام و براى احراز مسئوليتهاى بزرگ تر تربيت كن ، بدانكه تو از آن خود نيستى ، تو متعلق به اجتماع بزرگى هستى ، تو براى يك تن ، تن خويش ، نفس خويش ، براى خانواده خويش آفريده نشده اى ، تو براى همه انسانها و در راه خدمت به جامعه ساخته شدى ، تو در كنار انبياء و سفيران الهى براى خدمت به بشريت ساخته شده اى ، تو در كنار اولياء خدا مقام والاى تعليم و تربيت و پرورش انسانها را مى توانى بعهده بگيرى ، تو ماءمور سازندگى جامعه هستى .امام حسن مجتبى عليه السلام وقتى فرزندانش و فرزندان برادرش را به تربيت و نصيحت مى خواند، آنان را براى مسئوليت ها و پست هاى بزرگ و بزرگتر بشارت مى داد و مى فرمود: انكم صغار قوم و يوشك ان تكونوا كبار قوم اخرين ، فتعلو العلم فمن لم يستطع منكم ان يحفظه فليكتبه و اليضعه فى بيته . (95)  حضرت امام فرمود: همه شما كودكان قومى و جمعيتى هستيد، و اميد است كه از بزرگان اجتماع فردا باشيد، دانش بياموزيد، و در كسب علم و دانش كوشش كنيد، و هر كدام از شما كه حافظه قوى ندارد، و نمى تواند در مجلس درس مطالب استاد را ضبط كند، درس استاد را بنويسد، و نوشته ها را در منزلش نگاه دارد، تا در موقع لزوم مراجعه كند. اين دستورالعمل را، اى جوان تابلو و نصب العين خود قرار بده و به تمام جهات تربيتى و علمى و عملى اش دقت و توجه عميق كن تا به بهترين برنامه هاى رشد يافته دست بيابى ، و در اجراى حقايق حقه اسلام استعداد پيدا كنى ، آماده شوى ، و اين تهيوء و آمادگى و لياقت را تو بايد براى خود كسب كنى ، چرا كه تاج و لقد كرمنا بنى آدم بر سر انسان زيبنده است .
جوان ! بيا و خدا گونه شو
تو آن انسانى ، كه خداوند در حقت فرمود:
عبدى اطعنى حتى اجعلك مثلى او مثلى
بنده من اطاعتم كن تا تو را مثل و مانند خود قرار دهم بلى اطاعت و فرمانبردارى از معبود و مولائى چون خداوند قادر متعال ، بر علو درجا الهى مى افزايد، و موجبات قرب و منزلت و كرامتت را فراهم مى سازد.
 

از عبادت نى توان الله شد
مى توان موسى كليم الله شد

رشد معنوى و تعهد و تقدس انسان آنچنان او را به خدا نزديك مى نمايد كه جبرئيل ، امين وحى به مقام و منزلت او نتواند رسيد، تا آنجا كه جبرئيل به پيامبر صلى الله عليه و آله در شب معراج بگويد.
لو دنوت انبله لا حترفت

 

پيامبر فرمود: اى امين وحى چرا فراتر نمى آئى ، جبرئيل گفت : يا رسول الله اگر به قدر يك بند انگشت بالاتر بيايم ، پر و بالم آتش مى گيرد. يعنى رسد آدمى بجائى كه فرشته ره ندارد
بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت .

سعدى در شان پيامبر صلى الله عليه و آله در شب معراج مى گويد:
 

شبى بر نشست از فلك بر گذشت
بتمكين و جاه از ملك در گذشت
چنان گرم ، در تيه قربت براند
كه بر سدره جبرئيل از او باز ماند
بدو گفت سالار بيت الحرام
كه اى حامل وحى برتر خرام
چو در دوستى مخلصم يافتى
عنانم ز صحبت چرا تافتى ؟
بگفتا فراتر مجالم نماند
بماندم كه نيروى بالم نماند
اگر يكسر موى برتر پرم
فروغ تجلى بسوزد پرم
نماند به عصيان كسى در گرو
كه دارد چنين سيدى پيشرو

و انسان اين نحوه رشد و تكامل و پيشرفت دارد، و در راه رشد و كمال هيچ محدوديتى ندارد، پس تو اى برادر، تو اى خواهر، تو اى فرزند رشيد اسلام ، بيا در اسلام شكوفا شو، و همه رشد و ترقى و تعاليت را در صراط اسلام ، صراط انبياء و اولياء گرام خدا قرار بده ، اگر از نظر علمى و صنعت ، و اختراع و اكتشاف مادى و معنوى به اوج اعلى رسيدى همه چيز تو براى خدا باشد، و در راه خدا پيشرفت نشان دادى ، اين معنويت و اوج قربت به پيشگاه حضرت احديت به نام اسلام و تشيع ثبت مى گردد. و چنين مقام و منصبى ، بر تو گوارا باد، و در راه ترقى و تعالى با هم دوره ها و هموطنان و هم خويشان و همه تواننهاى علمى و عملى با تمام امكانات خود به جلو برو و براى مكتب و مذهبت افتخار بيافرين .
جوان تو ديگر كودك ديروز نيستى ، بلكه تو يك جوان نيرومند و متكى به نفس هستى و به جائى رسيده اى كه مى توانى براى آينده ات تصميم بگيرى ، و آينده نگر باشى ، الحال خوب بينديشى ، خوب فكر كن ، راهت را بهتر و با تشخيص معقول تر انتخاب كن ، و ناگفته نماند اين سنين همراه با غرور است ، لذا با يك تكيه بر نفس و به تنهايى نمى توان كار از پيش برد. بنابراين مشورت و نظر خواهى از پدر، مادر، برادر بزرگتر را نبايد ناديده گرفت . مثلا شما اگر مى خواهيد بعد از دوره راهنمايى انتخاب رشته كنيد بهتر است با بزرگتر و اهل نظر مشورت كنيد، كه تا راه ثواب را انتخاب كرده باشيد.
اسلام و آئين دوست يابى  
همينطور اى جوان هر گونه كار مهم و سرنوشت سازى را بدون مشورت انجام ندهى ، در انتخاب دوست بايد معقولانه عمل كنى ، جهات مادى ، ظاهر فريب ، و اخلاق ظاهرى و گاهى بى محتوى نبايد در دوستيابى تو را بفريبد، دوست را با ديده باطن بين و بشناس و انتخاب كن ، هر گاه چنين دوستى انتخاب كردى در نگهدارى آن بكوش ، و از وجودش در تمام شئون علمى و عملى و اخلاقى بهره ببر، ببين كه عارف رومى چه مى گويد:

من ندانم آنچه انديشيده اى
اى دو ديده دوست را چون ديده اى
سپس از زبان دوست مى گويد:
 
اى گران جان خوار ديدستى مرا
ز آنكه بس ارزان خريدستى مرا
هر دو آن ارزان ، خرد ارزان دهد
گوهرى طفلى به قرصى نان دهد

پس اى نوجوان چيزى را كه زحمت و رنج بيشترى برايش متحمل شدى به ارزانى از دست مده و دوست عزيزى كه يافته اى به خوبى نگهدارش ، كه به رايگان از دستت نرود.
على عليه السلام در آئين دوست يابى مى فرمايد:  
 

و لا تصحب الجهل و اياك و اياه
فكم من جاهل اردى حكيما حين اخاه
يقاس المرء بالمرء اذا ما هو
و للشى من الشى مقائيس و اشياه

و للقلب على القلب دليل حين تلقاه . (96)  اى نوجوان ببين دوستى و دوست يابى را مولاى متقيان حضرت على عليه السلام چگونه تحليل و تفسير مى كند، و چگونه دوستى را براى تو مى پسندد، چرا كه شخص را با همنشين او مى سنجند، براى هر چيزى نمونه و شبهى وجود دارد كه براى دلها نيز هنگام ملاقات دليل و راهنمائيست كه بهر عنوان همديگر را درك مى نمايند .
همين مفهوم را به به شعر فارسى كى خوانيم :

 

اى گشته ز روى عقل و دانش فاضل
زنهار مكن مصاحبت با جاهل
هر كس كه تو را قرين جاهل بيند
گويد كه نبوده است اين كس عاقل

در اين اشعارش فرمود: از دوستى نادانان پرهيز كن ، و از ايشان كناره گيرى نما، و از خود بران ، چه بسيار از نادانان عاقلان را با طرح دوستى ايشان به هلاكت انداخته اند.

از مجلس اهل جهل اى دل بگريز
وز صحبت اين طايفه مى كن پرهيز
جاهل كه تو جان خود فدايش سازى
از جهل كند هلاك جانت انگيز

برادر، اى جوان ، اين اشعار ترا نيز شامل است ، و به تو نيز الگو مى دهد، تو هم بايد از دوستى نادانان و جاهلان پرهيز كنى ، و چنين دوستانى را از خود برانى ، مصاحبت تو با چنين افرادى به سرنوشت تو لطمه مى زند، و تو نيز به سرنوشت ايشان مبتلا مى گردى .
راستى اى نوجوان ، صندلى اتوبوسها را چه كسى پاره كند؟ چه كسى تيغ به صندلى مى كشد؟ چه كسى شيشه باجه هاى تلفن همگانى را مى شكند؟ اين كيست گوشى تلفن همگانى را بريده ، و با به در و ديوار زدن و بازى و تفريح با تلفن او را از كار و از استفاده مى اندازد؟ كيست كه زنگ درب خانه هاى مردم را مى زند و مى گريزد؟ و با غنچه ها و گلدانهاى خيابانها و پاركها را خراب نموده و مى شكند؟ چه كسى محيط زيست را آلوده و ملوث مى گرداند؟ چه كسى ميز و صندلى و در و ديوار مدرسه را مى نويسد و خط مى كشد؟ و كارهاى ناشايسته انجام مى دهد.
نوجوان توئى ؟ يا رفيق تو؟ توئى يا دوستان تو؟ در هر دو صورت ؟ تو شريك و موجب همه اين ناراحتى ها و كارهاى زشت هستى ، مگر تو از كل اين ناپاكى ها بدور باشى ، و چنين دوستان ناباب را در صورت امكان اصلاح كنى و يا از آنها بشدت بركنار باشى و دوستى خود را با او ببرى ، چرا كه تمامى اوصاف زشت دوستت ، بپاى تو و به همكاريت شما در جامعه تلقى مى گردد.
حال كه چنين است از مصاحبت و رفاقت چنين دوستان بشدت بپرهيز و از مصاحبت با آنان اجتناب كن . اين بخش را با اين دو بيت به اتمام مى رسانيم
.
 

تا توانى بگريز از يار بد
يار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها ترا بر جان زند
يار بد بر جان و بر ايمان زند
صفحه قبل فهرست صفحه بعد