پژوهشى موردى در مديريت پيامبر اكرم(ص) در غزوه احزاب
زندگى رسول گرامى اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) سرشار از
نكاتى است كه اگر با نگاهى نو به آن توجه شود، بسيارى از
خط مشىها و سياستهاى اصولى در حوزههاى مختلف علمى،
معرفتى، اجتماعى، سياسى، دفاعى و... شناسايى خواهد شد.
بررسى دقيق و همه جانبه ابعاد مختلف زندگى اين بزرگان،
مخصوصا با شيوههاى جديد و بابهرهگيرى از آخرين
دستاوردهاى علمى، از ضرورتهاى جوامع اسلامى است.
يكى از حساسترين و سرنوشتسازترين حوادث صدر اسلام،
غزوه احزاب است. مورخان، اين غزوه را بيشتر از آن جهتبا
اهميت مىدانند كه آخرين صحنه تهاجم دشمن به نيروهاى اسلام
و نقطه اوج اقدامات دفاعى مسلمين بود. اما آنچه كمتر در
منابع تاريخى مورد توجه قرار گرفته، مديريت اين حادثه
سرنوشتساز و مهم است.
مديريت پيامبر اكرم(ص) در جريان اين غزوه ابعاد مختلفى
دارد. در مقاله حاضر كوشش شدهاست، در حد امكان يكى از
اقدامات مديريتى پيامبراكرم(ص) در جريان يكى از تدابير آن
حضرت يعنى «حفرخندق» مورد بحث و بررسى قرار گيرد. البته
مقاله حاضر به مديريتى كه رسول الله(ص) در جريان حفر خندق
اعمال فرمودند محدود نمىشود، بلكه موضوع اداره و
بهرهگيرى كامل از اين اقدام دفاعى هم مورد بحث قرار
مىگيرد.
طرح مسئله
مسلمين پس از اطلاع از آغاز تهاجم قريش، حداكثر هشت روز
فرصت داشتند تا نسبتبه انجام هرگونه اقدام تدافعى
تصميمگيرى كنند.
تصميم پيامبر(ص) به حفر خندق يكى از بهترين نمونههاى
تصميمگيرى شجاعانه است. خندقى به طول حداقل پنج كيلومتر
با عرض تقريبى هفت تا ده متر و عمق حداقل سهمتر، مستلزم
حجم عظيمى از خاكبردارى است، در حالى كه تمام نيرويى كه در
اختيار پيامبر(ص)بود به سه هزار نفر نمىرسيد. حال اين
سؤال مطرح است كه چه مديريتى اعمال شد كه توانستبا وجود
همه محدوديتها اين اقدام كم نظير را انجام دهد و به نتيجه
مطلوب برساند؟
تصوير اجمالى حادثه
غزوه احزاب بنابر قول مشهور در شوال سال پنجم هجرى
(1) و در ناحيه شمال و غرب مدينة النبى واقع شد. قرآن
مجيد در چهار سوره و در قريب 22 آيه به مسائل مختلف اين
جنگ اشاره كردهاست. (2)
سپاه مشركين از سه لشكر به ترتيب زير تشكيل شدهبود:
1- لشكر قريش و همپيمانانش به رهبرى ابوسفيان بن حرب،
كه فرماندهانى چون خالدبنوليد، عكرمة بن ابوجهل، عمروعاص،
صفوانبن اميه و عمروبن عبدود در آن شركت داشتند. مجموعه
نيروهاى تحت فرماندهى ابوسفيان - با احتساب بنىسليم -
4700 نفر بودند كه بيش از 300 اسب و 1500 شتر به همراه
داشتند. (3) اين نيروها
پس از نزديك شدن به مدينه در محلى موسوم به «رومة» مستقر
شدند.
2- لشكر غطفان و همپيمانان آنها از قبايل نجد، به
فرماندهى «عيينة بن حصن فزارى» و مسعود بن رخيله و حارث
بن عوف جمعا به استعداد 1800 نفر، كه در نزديكى «احد» اردو
زدند و تعداد 300 اسب همراه اين لشكر بود.
(4)
3- بنى اسد به فرماندهى طليحهبن خويلد اسدى، همچنين
يهوديان بنىنضير كه قريش را همراهى مىكردند و نقش آنها
بيشتر تقويت فكرى و روحى اين حركت نظامى بود. يهوديان
بنىقريظه هم با شكستن پيمان، متحد احزاب محسوب مىشدند.
اكثر مورخان تعداد نفرات احزاب را مجموعا ده هزار نفر
گفتهاند. (5) اما اين
عدد به نظر اندكى اغراقآميز مىرسد. احتمالا مجموع سپاه
قريش و متحدانش از حدود 8000 نفر متجاوز نبودهاست.
امتياز عمده سپاه احزاب كه تا آن زمان در منطقه حجاز كم
نظير بود، برخوردارى از سواره نظامى با حداقل 600 اسب بود
كه برترى كامل آنان بر نيروهاى اسلام را تضمين مىكرد. به
احتمال قريب به يقين، نگرانى عمده مسلمين از همين بخش سپاه
احزاب بوده است. طبعا اولين اقدام مؤثر سپاه اسلام هم بايد
به نحوى طراحى مىشد كه بتواند سواره نظام دشمن را زمين
گير و بىاثر كند.
موقعيت مسلمانان
بنا به روايت ابن اسحاق، تعداد نفرات سپاه اسلام در
جريان غزوه خندق 3000 نفر بودهاست. (6) به نظر
مىرسد كه اين قول اندكى خوشبينانه و همراه با اغراق
باشد. احتمالا اين رقم با احتساب نوجوانان و جوانان و
همچنين همراهى كراهتآميز برخى از منافقين است. لازم به
ذكر است كه تعداد اسبهاى مسلمين در غزوه خندق سى و چند
اسب بودهاست. (7)
بنا به گفته واقدى چهار روز پس از حركت قريش از مكه،
سواران خزاعه خبر حركت احزاب را به پيامبراكرم(ص) رساندند.
(8) فاصله ميان مكه و مدينه براى سپاهى كه با ساز و
برگ جنگى حركت مىكرد، ده تا دوازده روز راه بودهاست.
بنابراين پيامبر اكرم(ص) و مسلمين تنها شش تا هشت روز براى
اتخاذ هرگونه تدبير و تصميمى فرصت داشتهاند.
وضعيت عمومى مدينه و روحيه مسلمين
در هر اقدام اجتماعى، سياسى و نظامى، علاوه بر رهبرى،
بايد به دو ركن ديگر توجه شود:
1- وضعيت و شرايط عمومى جامعه: شرايط ساختارى هر جامعه
و نحوه ارتباط و مناسبات افراد و كانونهاى مختلف اجتماعى
متناسب با شرايط هر جامعه، در روند تحولات اجتماعى نقش
تعيين كنندهاى دارد. گسستگى يا همبستگى اجتماعى، كه در
جامعه آن روز مدينه به كيفيت تعامل قدرتهاى قبيلهاى حاضر
در شهر بستگى داشت، از جمله عوامل مؤثر در همبستگى يا
گسستگى نيروهاى درونى شهر به حساب مىآمد. تدابيرى كه از
قبل انديشيده شده بود، شرايط مطلوب اين همبستگى را فراهم
كردهبود. انعقاد پيماننامه عمومى مدينه، عقد اخوت، و
بناى مسجد جهت ايجاد انسجام در فعاليتهاى مختلف جامعه از
جمله اقداماتى بود كه پيامبراكرم(ص) جهت تحقق شرايط وحدت
اجتماعى انديشيدهبودند.
2- وضعيت نيروى انسانى: نيروى انسانى ركن اصلى در هر
اقدام مديريتى است. عواملى چون كميت و آمار نيروهاى در
اختيار، شرايط روحى نيروها، ارتباط درونى نيروها، نحوه و
چگونگى تنظيم رابطه مديران ستادى و نيروهاى در صف، عواملى
هستند كه مىتوانند در زمينهسازى موفقيتيا عدم موفقيتيك
اقدام اجتماعى يا نظامى تاثير گذار باشد. در صورت تحقق
شرايط مطلوب نسبتبه دو عامل فوق، نفش رهبرى و مديريتبه
عنوان عامل هماهنگى و بهرهبردارى از شرايط اجتماعى مناسب
و نيروى انسانى آماده، موضوعيتخواهديافت.
پس از انتشار خبر حركت احزاب در مدينه، جو عمومى شهر
دستخوش تلاطم گرديد. بهترين تصوير از شرايط عمومى مدينه، و
دستهبندى گروههاى حاضر در شهر را قرآن مجيد طى 17 آيه در
سوره احزاب ارائه كردهاست. دراين آيات با دقتشگفتانگيز
و روانكاوانهاى از روحيات و مواضع گروههاى مختلف، در
جريان غزوه احزاب، پرده برداشته است. از نظر قرآن اين
گروهها به سه دسته كلى تقسيم مىشوند:
الف - مؤمنين: مطابق آيات قرآن، كسانى كه در اين گروه
جاى مىگيرند بسيار معدودند. اينان ياران خالص و فداكار
پيامبر اكرم(ص) بودهاند كه در هر شرايطى هيچگونه ترديدى
در اعتمادشان به خدا و رسول ايجاد نمىشد. اين آيه از
سورهاحزاب در حق اين گروه نازل شدهاست:
و لما رءالمؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و
رسوله و مازادهم الا ايمانا و تسليما; (9)
و چون مؤمنان دستههاى دشمن را ديدند، گفتند: «اين همان
است كه خدا و فرستادهاش به ما وعده دادند و خدا و
فرستادهاش راست گفتند»، و جز بر ايمان و فرمانبردارى آنان
نيفزود.
ب - منافقين: كسانىكه با اجبار و اكراه اسلام را
پذيرفته بودند و در دل كينه رسول خدا(ص) را مىپروراندند،
در موقعيتهاى مناسب از ضربه زدن و خدمتبه دشمنان اسلام
دريغ نمىكردند. قرآن مجيد اين گروه را معرفى و باطن آنان
را آشكار كردهاست:
و اذ يقول المنافقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا
الله و رسوله الا غرورا × و اذ قالت طائفة منهم يا اهل
يثرب لا مقام لكم فارجعوا...; (10)
و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دلهايشان بيمارى
است مىگفتند: «خدا و فرستادهاش جز فريب به ما وعدهاى
ندادند». × و چون گروهى از آنان گفتند: «اى مردم مدينه،
ديگر شما را جاى درنگ نيست، برگرديد».
ج - معوقين و مرددين: اينان مسلمانانى بودند كه به خاطر
ضعف شخصيتيا ضعف ايمان، معمولا در شرايط حساس و در جريان
حوادث، گرفتار ترديد و ترس مىشدند و علاوه بر آن، اين
روحيه را به ديگران هم منتقل مىكردند.
قرآن كريم در مواضع مختلف ضمن بررسى نهضت انبيا به اين
گروه اجتماعى اشاره كرده، و حتى گاهى در كنار منافقين و
تحت عنوان «الذين في قلوبهم مرض» از آنها ياد كردهاست.
در سوره احزاب هم خداوند ويژگىهاى روانى و شخصيتى اين
گروه را آشكار كردهاست:
قد يعلم الله المعوقين منكم و القائلين لاخوانهم هلم
الينا و لا تاتون الباس الا قليلا; (11)
خداوند كارشكنان [و مانع شوندگان] شما و آن كسانى را كه
به برادرانشان مىگفتند: «نزد ما بياييد» و جز اندكى روى
به جنگ نمىآورند [خوب] مىشناسد.
معمولا اين گروه در سختى و شرايط بحرانى، با منافقين
احساس همراهى و همگامى بيشتر مىكنند. گاهى با عذر و
بهانههاى به ظاهر موجه، موضع ماموريت و مسئوليتخود را
ترك كرده و چون باطنا منافق نيستند، يا به جهت آيندهنگرى
و توجيه خود و ديگران، سعى مىكنند خودشان را با رهبرى
هماهنگ نشان دهند. قرآن مجيد اين حالات و روحيات را افشا
مىفرمايد:
... و يستاذن فريق منهم النبى يقولون ان بيوتنا عورة
وما هى بعورة ان يريدون الا فرارا; (12)
و گروهى از آنان از پيامبر اجازه مىخواستند و
مىگفتند: «خانههاى ما بىحفاظ است» و[لى خانههايشان]
بىحفاظ نبود، [آنان] جز گريز [از جهاد] چيزى نمىخواستند.
اين گروه همواره در معرض بازگشتبه كفر قرار دارند،
زيرا قدرت براى آنان اصالت دارد. به همين دليل بسيار غير
قابل اعتمادند:
و لو دخلت عليهم من اقطارها ثم سئلوا الفتنة لاتوها و
ماتلبثوا بها الا يسيرا; (13)
و اگر از اطراف [مدينه] مورد هجوم واقع مىشدند و آنگاه
آنان را به ارتداد مىخواندند، قطعا آن را مىپذيرفتند و
جز اندكى در اين [كار] درنگ نمىكردند.
در عين حال اين گروه اجتماعى گروهى پر مدعا، متوقع و
طلبكارند. به تعبير قرآن، هرچند در شرايط خطر چشمانشان از
ترس، حالت چشمان مشرف به مرگ را دارد، اما وقتى شرايط عادى
شود زبان دراز، گستاخ، مدعى و طلبكار مىشوند:
اشحة عليكم فاذا جاء الخوف رايتهم ينظرون اليك تدور
اعينهم كالذى يغشى عليه من الموت فاذا ذهب الخوف سلقوكم
بالسنة حداد اشحة على الخير...; (14)
بر شما بخيلانند، و چون خطر فرارسد آنان را مىبينى كه
مانند كسى كه مرگ او را فرو گرفته، چشمانشان در حدقه
مىچرخد [و] به سوى تو مىنگرنند; و چون ترس برطرف شود شما
را با زبانهايى تند نيش مىزنند; بر مال حريصند.
در مجموع مىتوان گفت كه با توجه به شرايطى كه اشاره شد
و نيز وضعيت كمى و كيفى نيروهاى اسلام، رهبرى پيامبر
اكرم(ص) در جنگ احزاب يكى از دشوارترين مديريتها در شرايط
نامناسب بودهاست.
جهتشناسايى روش مديريت پيامبر(ص) ضرورى است ابعاد
برنامهريزى، تعيين استراتژى، سازماندهى، مديريت نيروى
انسانى، كسب اطلاع و خبر رسانى و نظارت و كنترل، در مديريت
و رهبرى رسول خدا(ص) مورد دقت و بررسى قرار گيرد.
1) برنامه ريزى و تعيين استراتژى
با بررسى جزئيات غزوه خندق به راحتى مىتوان به اين
واقعيت رسيد كه پس از وصول خبر حركت احزاب، پيامبراكرم(ص)
سياستى دفاعى را اتخاذ كردند. جهت تحقق اين هدف، بهترين
تدبير ماندن در شهر و بهره بردارى از كليه امكانات و
توانايىهاى درون شهرى بود. ماندن در شهر مىتوانستسپاه
اسلام را به لحاظ پشتيبانى و تداركات در يك جنگ دفاعى
طولانى يارى دهد. با توجه به برترى كمى سپاه دشمن و
برخوردارى آنان از بيش از 600 اسب كه به آنها تحرك
فوقالعادةاى مىبخشيد، مهمترين اقدام، جلوگيرى از تهاجم
اوليه دشمن و بىاثر كردن نقش سواره نظام بود.
موفقيتسپاهى چون سپاه احزاب، به تهاجم اوليه بستگى
داشت. بنابراين، جلوگيرى از كسب موفقيت در تهاجم اوليه
سپاه مشركين مىتوانستيكى از اهداف اوليه پيامبر اكرم(ص)
باشد.
پيامبر اكرم(ص) ضمن اتخاذ سياست تدافعى، به حفر خندق
فرمان دادند كه مىتوانست هدف يادشده را تامين كند. از
آنجا كه همه تصميمات را در نهايت پيامبراكرم(ص)
مىگرفتند، سرعت عمل آن حضرت در پذيرش و پياده كردن اين
پيشنهاد قابل توجه است.
اهميت و عظمت اين تصميم
از مجموع اطلاعاتى كه مورخان به دست مىدهند، چنين
برمىآيد كه خندق داراى ابعاد زير بودهاست:
طول آن حداقل پنج و حداكثر شش كيلومتر بودهاست. خندق
در شمال شرق مدينه از ناحيه برجهاى شيخان شروع شده و تا
غرب مدينه يعنى تا كوه بنىعبيد و از آنجا به طرف جنوب تا
محلى كه اكنون مسجد فتح قرار دارد، كشيده مىشدهاست
(15) و از اين نقطه هم تا مصلى امتداد داشته است.
هر چند مسير دقيق خندق مشخص نيست و اين احتمال وجود
دارد كه در مسير، وجود موانع طبيعى و مصنوعى مىتوانست
مسلمين را از حفر خندق بىنياز كند، اما در مجموع با توجه
به فاصله مناطق يادشده و همچنين با توجه به تقسيم كارى كه
انجام گرفت، مسلما طول خندق از پنجكيلومتر كمتر
نبودهاست.
اگر قول مشهور مورخان را كه مىگويند تعداد حفر كنندگان
خندق 3000 نفر بودهاستبپذيريم - چون هر ده نفر مامور حفر
چهل ذراع(بيست متر) از خندق بودهاند - بنابراين، طول خندق
بايد در حدود شش كيلومتر برآورد شود.
مورخين مسير خندق را چنين تشريح كردهاند: مبدا آن راتج
و قلعه شيخان بود، و از آنجا تا تپه ذباب در شمال مدينه
كشيدهشده و سپس به طرف غرب تا كوه بنىعبيد و از آنجا تا
محلى كه هماكنون مسجد فتح قرار دارد كشيده مىشدهاست. در
مغرب هم جهت احتياط، به رغم وجود موانع طبيعى، چون
نخلستانها و حرات، خندق تا مصلى امتداد پيدا كردهاست.
عرض و عمق خندق نبايد كمتر از ده متر باشد، چرا كه به
هر حال بايد طورى طراحى مىشد كه يك چابك سوار با اسب
نتواند از آن عبور كند. اما در مورد عمق خندق، همين قدر كه
پيادهنظام دشمن نتواند از يك طرف وارد، و از طرف ديگر
خندق خارج شود، مىتوانست پاسخگوى هدف پيامبر اكرم(ص)
باشد. بنابراين احتمالا عمق خندق در حدود سه يا چهار متر
بودهاست. دكتر آيتى معتقد است كه طول خندق 5/5 كيلومتر،
عرض آن ده متر و عمق آن پنج متر بودهاست. (16)
با توجه به فاصله ميان مكه و مدينه (ده تا دوازده روز
راه) و تصريح مورخان به اينكه سواران خزاعه پس از حركت
قريش به سرعت و ظرف مدت چهار روز خود را به پيامبر اكرم(ص)
رسانيده و موضوع را اطلاع دادهاند، مسلما مدت حفر خندق از
ده روز كمتر بودهاست.
2) سازماندهى
پس از تعيين مسير خندق كه توسط شخص پيامبر(ص)، به همراه
گروهى از مشاوران ايشان، افرادى چون سلمان فارسى، سعد معاذ
و سعدبن عباده انجام شد، نخستين اقدام رسولخدا(ص) ايجاد
سازمان لازم براى نيل به هدف نزديك يعنى حفر خندق بود. اين
كار به سرعت اما با دقت و ظرافت تمام انجام گرفت. كل
نيروهاى موجود، مجموعا نزديك به سيصد گروه عمل كننده، تحت
مديريتيكى از بزرگان اصحاب (مهاجر و انصار) هماهنگ شدند.
ارتباط پيامبر اكرم(ص) با همه مسلمين از طريق سرپرستان
انجام مىشد. هر چند ارتباط آن حضرت با همه مسلمين ارتباطى
صميمى و مستقيم بود اما در امور محوله، فقط سرپرستان با
رسول خدا ارتباط و تماس داشتهاند. اين نكته تلويحا از
اشارات منابع تاريخى بر مىآيد. چنانكه در ماجراى مواجه
شدن گروه سلمان فارسى با سنگ سختى، افراد گروه از سلمان
مىخواهند موضوع را به اطلاع پيامبراكرم(ص) برساند.
(17)
3) مديريت نيروى انسانى
چنانكه از نقشه برمىآيد پيامبر اكرم (ص) جهت ايجاد
انگيزه و تشديد فعاليت مسلمين قسمتى از ماموريتحفر خندق
را به مهاجرين و بخش بزرگترى از آن را به انصار سپردند.
براى آنكه ميان انصار هم نوعى رقابتبهوجود آيد آنان را
به سه گروه تقسيم كردند. اين تقسيم بندى برمبناى نزديكى
قومى و قبيلهاى انجام شد، زيرا هر تقسيم بندى ديگرى ممكن
بود با توجه به اختلافات فكرى، فرهنگى و قومى مسلمين كه
بسيارى از آنها تازه به اسلام گرويده بودند، سرمنشا بروز
مشكلات و مسائلى باشد. بروز اختلاف بر سر سلمان كه نه از
انصار بود و نه وابسته به مهاجرين، نمونه خوبى براى اثبات
اين مدعا است. (18)
پيامبر اكرم(ص) آگاهانه، از رقابت ميان قبايل جهت تسريع
كار استفاده كردند. اين تدبير تا حد گروههاى عمل كننده هم
ادامه يافت. رسولالله(ص) با اعمال تقسيم كارى حساب شده
ميان افراد، هر چهل ذراع از مسير خط كشى شده را به ده نفر
محول كردند. بدين ترتيب نه فقط قبايل و طوايف با هم رقابت
مىكردند، بلكه در درون هر گروه ميان افراد آن گروه هم
رقابت ايجاد مىشد. ضمن اينكه حوزه كار هر گروه كاملا
مشخص بود و تداخلى در مسئوليتها هم پيش نمىآمد.
اقدامات انگيزشى پيامبر(ص)
يكى از تدابير پيامبراكرم(ص) جهت پيشبرد هر چه سريعتر
حفر خندق، توجه دادن مسلمين به اصول اعتقادى و مخصوصا آخرت
بود. با تعليم اين اصل سازنده كه زندگى حقيقى حيات اخروى
است و زندگى دنيوى گذرا و بىاعتبار است، شور و نشاط كار
در مسلمين زيادتر مىشد. نكته در خور توجه اينكه به خاطر
محدوديت زمانى و ضرورت تاثير فورى سخن، رسولخدا(ص) از
زبان شعر كه مؤثرترين زبان آن روز بود، استفاده مىكردند.
به عنوان نمونه ابن سعد در «طبقات» مىگويد
پيامبراكرم(ص) در جريان حفر خندق اين بيت را تكرار
مىكردند:
اللهم ان الخير الآخره
فاغفر للانصار و المهاجره (19)
و يا به قولى:
لاعيش الا عيش الاخره
فاغفر للانصار و المهاجره
و يا:
اللهم لو لا انت ما اهتدينا
و لاتصدقنا و لاصلينا (20)
براى آنكه مسلمين هدف اصلى را گم نكنند و بدانند كه
زحماتشان در چه جهت و براى چيست، با اين روش بر اصول تاكيد
مىكردند. شايد از همين نكته بتوان به اين نتيجه رسيد كه
در هر اقدام مديريتى لازم است مدير دائما رهروان خود را با
هدف يا اهداف آشنا و آنان را توجيه نمايد. پيامبراكرم(ص)
از بهترين روش ممكن جهت انجام اين مهم استفاده كردهاند;
از روش آموزش غير مستقيم و با بهرهگيرى از زبان شعر كه
تاثيرى فورى و ماندگار داشت.
جهت تقويت روحيه مسلمين و فعالتر كردن آنان، موارد زير
از شيوه مديريت پيامبر(ص) قابل استنباط است:
الف - مشاركت مستقيم و جدى و همه جانبه شخص رسول
الله(ص) در كار حفر خندق، بهطورىكه به گفته بسيارى از
مورخان، نيروهاى عادى مجاز بودند شبها محل كارشان را ترك
كنند اما پيامبراكرم(ص) به اتفاق گروهى از اصحاب مؤمن و
مخلص در كنار خندق مىماندند. (21) نكته قابل
توجه اينكه، اين مشاركتبه رهبرى و هدايت مسلمين محدود
نبود، بلكه آن حضرت خود خاك حمل مىكردند و هر جا مسلمين
در حفر خندق گرفتار مشكل مىشدند از آن جناب استمداد
مىكردند.
ب - حضور شاد و با نشاط پيامبر اكرم(ص) اين روحيه را به
نيروها هم منتقل مىكرد. روحيه با نشاط پيامبر چنان بر
اصحاب تاثير گذاشته بود كه آنان حتى بيش از مواقع عادى با
يكديگر شوخى و مزاح مىكردند. پيامبر اكرم(ص) هم تا آنجا
كه اين شوخىها برخوردى با ارزشهاى الهى و اسلامى و شخصيت
افراد و اداره امور نداشت، آن را منع نمىكردند. (22)
ج - خواندن سرودهاى دسته جمعى يكى ديگر از اقداماتى بود
كه ضمن جلوگيرى از پرداختن مسلمين به بحثهاى تضعيف كننده
روحيات و ايجاد كننده اضطراب عمومى، موجب شادى و نشاط و
تقويت روحيه مسلمانان مىشد. تمامى اين سرودها داراى بار
ارزشى و تاثيرات تربيتى بسيار خوبى بود. (23)
يكى از سرودهايى كه مسلمين مىخواندند، به مرد نيكوكارى
مربوط مىشد به نام جعيل كه به گفته واقدى، زشت روى و
مبتلا به بيمارى پوستى بود اما در جريان حفر خندق همكارى
مىكرد. پيامبر اكرم(ص) نام او را از جعيل به عمرو تغيير
دادند و به همين مناسبت مسلمين اين بيت را سروده و دسته
جمعى تكرار مىكردند:
سماه من بعد جعيل عمرا
و كان للباس يوما ظهرا
گفتهاند پيامبر اكرم(ص) هم با تكرار آخرين كلمات هر
مصرع با آنان همراهى مىكرد. (24)
د - يكى ديگر از تدابير پيامبر اكرم(ص) در مديريت نيروى
انسانى، استفاده مؤثر از همه نيروهاى درگير در حفر خندق
بود، بهطورىكه از سست ايمانان و حتى منافقين هم در حد
مطلوب بهرهبردارى و استفاده مىشد. برخلاف روشهاى تنبيهى
و انضباطى موجود در جوامع مختلف، مخصوصا در شرايط جنگى، در
جريان غزوه احزاب، توبيخ و تنبيه مستقيم افراد خاطى و قاصر
در انجام وظيفه توسط پيامبر ديده نشدهاست. پيامبر اكرم(ص)
نظامى را طراحى كرده بودند كه در آن فرد خاطى خود بهخود
سرشكسته و شرمسار مىشد. به نقل واقدى در جريان حفر خفدق
اگر از كسى سستى مىديدند به او مىخنديدند. (25)
چنين بود كه افراد سست ايمان و منافق هم از ترس ريشخند
ديگران، ناگزير از كاركردن بودند. البته چنانكه قرآن به
صراحت فرمودهاست، اين گروهها به بهانههاى مختلف از زير
كار شانه خالى مىكردند. (26) اما اين شيوه عمل
پيامبراكرم(ص) و مؤمنان باعثشده بود كه آنان گستاخ نشوند،
ضمنا براى آنان حقى در همراهى با مؤمنان ايجاد نشده و در
حد امكان از توانايىهاى آنها هم بهرهبردارى مىشد.
4) ارتباطات
ارتباط پيامبر اكرم(ص) در جريان غزوه خندق با نيروهاى
اسلام، مستقيم و بىواسطهبود. كسانىكه مسئوليتخبررسانى
و ابلاغ فرامين رسول خدا(ص) را به واحدهاى مختلف و گزارش
مسائل و مشكلات واحدها را به آن حضرت عهدهدار بودند،
بهطور مستقيم با آن حضرت ديدار مىكردند. مسلمين قريب به
35 اسب در اختيار داشتند كه در جريان حفر خندق و نيز پس از
آن در جريان محافظت از خندق جهت هماهنگى وايجاد ارتباط و
خبر رسانى سريع، استفاده مىشد. پس از حفر خندق، مسلمين
براى خندق درهايى قرار دادند (احتمالا هشت در)، هر يك از
اين درها نگهبانانى داشت و زبير بن عوام به عنوان فرمانده
كل، بر آنان نظارت مىكرد. (27) ارتباط ميان
اين دروازهها كه در نقاط حساس و استراتژيك خندق تعبيه
شدهبود توسط عبادبنبشر، سرپرست نگهبانان چادر فرماندهى
كه پيامبراكرم(ص) در آن مستقر بودند، با سرعت تمام و با
استفاده از اسب انجام مىشد.
همچنين پس از اتمام كار حفر خندق و استقرار نيروها در
دو طرف آن، پيامبر اكرم(ص) كلمات يا عباراتى را تعيين
فرموده بودند كه هم به منزله اسم رمز تلقى مىشد و واسطه
شناسايى بود و هم جهتخبررسانى سريع مورد استفاده قرار
مىگرفت. همچنين شعارهاى ويژهاى جهتبرقرارى ارتباط
مسلمين با يكديگر و با چادر فرماندهى كه در دامنه كوه سلع
مستقر بود، از سوى حضرت تعيين شده بود. به مجرد برخورد با
موقعيت ويژه، افرادى كه مستقيما با آن موقعيت روياروى
مىشدند، موظف بودند شعار خاصى - مثلا الله اكبر - را
تكرار و ديگر نيروها را از موقعيتخود آگاه سازند. از طريق
همين شبكه ارتباط سريع، مسلمين چند بار از رخنه و نفوذ
نيروهاى دشمن آگاه شده، به موقع آن را دفع كردند.
(28)
نكته در خور توجه اين كه، همه اين اسامى رمز و واژگان
ارتباطى بار ارزشى داشت. گاهى هم از شعاردادن دستهجمعى
براى تدارك جنگ روانى عليه دشمن استفاده مىشد.
5) نظارت و كنترل
چنانكه قبلا هم اشاره شد، نظارت پيامبر اكرم(ص) بر
عملكرد افراد در جريان حفر خندق نظارتى غير مستقيم بود.
طراحى نظام تقسيم كار دقيق و رقابت ايجاد شده ميان
گروههاى عمل كننده، موجب ايجاد نظام نظارت و كنترل همگانى
و عمومى شدهبود، به گونهاى كه مىتوان گفت همه افراد
خندق بركار يكديگر نظارت و كنترل داشتند. در عين حال نوعى
حضور و غياب غير مستقيم هم نسبتبه شاغلين در حفر خندق
اعمال مىشد، بدين ترتيب كه هر كس ناگزير از ترك موضع
ماموريتبود از شخص رسول اكرم(ص) اجازه مىگرفت و اين به
عنوان يك روحيه عمومى كه جنبه ارزشى هم داشت، در آمدهبود.
چنانكه قرآن مجيد هم در سوره احزاب اشاره فرمودهاست، يكى
از ملاكها و مشخصههاى تعيين اعتقاد و ايمان افرا، اجازه
گرفتن از پيامبر اكرم(ص) جهت غيبت موقتبود.
بنابراين، وجه بارز نظام نظارتى پيامبر اكرم(ص) طراحى
نظامى بود كه براساس آن نوعى نظارت همگانى و خودجوش در
ميان نيروهاى اسلامى ايجاد شده بود. اين نظام نظارتى كه بر
مبناى اعتماد كامل ميان رهبر و رهروان طراحى شدهبود
مىتوانست موجب تقويت اعتماد به نفس و بارورى شخصيت افراد
شود.
با توجه به مجموعه عوامل فوق بود كه پيامبر اكرم(ص)
موفق شدند كار عظيم و شگفتانگيز حفر خندق را در مدت كوتاه
(كمتر از ده روز) به انجام رسانند. سرانجام، در اين غزوه
قدرت رهبرى و مديريت رسولالله(ص) توانست احزاب را شكست
دهد و آخرين تهاجم سپاه متحد شرك و كفر را ناكام كند.
احمد مبلغى
بعثت، هجوم نور به قلب تاريكى است. عاشقان كوى محمد نقد
دل را به پاى محبت او نثار مىكنند تا صفاى باطن به دست
آورند. دل را به چشمه معرفت او مىسپارند تا با زلال احكام
الهيش زنگار از درون بزدايند. كشتىنشين درياى اهل بيت(ع)
محمد مىشوند تا سوار بر امواج فقه به ساحل سعادت راه
يابند!
آنچه پيامبر(ص) بر اين مردم خواند يكسره مايه حيات است
و وسيله نجات. راهى هموار در داغستان دنيا كه پاى انديشه
بشر را از ريگ خطا مصون مىدارد. و احكامى سراسر حكمت كه
ريشه در فطرت انسان دارد. او كه درهاى باغ سبز معرفت را بر
پيروان مكتب خويش گشود، و پيامآور اين حكمتبود، به يقين
شخصيتى بزرگ دارد و ستودنى. دل او آسمان معرفت الهى است و
كلامش باران رحمتخداوند!
و حال كه چنين استبر پويندگان راه محمد است آن
پيامآور مهر و صداقت را بشناسند و جان خويش را آينه روشنى
از او گردانند و در راه احترامش بكوشند.
آنچه به فهرست مىكشانيم وظايفى استبر عهده همه ما كه
راه حق شناسى و احترام گذارى به خاتم پيامبران را
مىآموزد. او كه جرعه حيات به ما نوشاند بيش از هر كس
سزاوار احترامى بىشايبه است، هر چند كه از عهده حق او
برنياييم.
از طرف ديگر اين وظايف، آينهاى است كه ما را با چهره
نورانى پيامبر(ص) آشنا مىسازد گرچه سيماى به حق پيوسته و
از دنيا گسسته محمد(ص) هرگز در چشم دنيايىمان نمىگنجد;
ولى
آب دريا را اگر نتوان كشيد هم بقدر تشنگى بايد چشيد
پس بر شيفتگان او است كه اين وظايف را بشناسند و بدانند
كه هر يك از آنها انگشت اشاره به سيماى نورانيش دارند.
گواهى دادن به بندگى و رسالت پيامبر(ص)
گواهى دادن به بندگى و رسالت پيامبر(ص) در كنار گواهى
به يگانگى خداوند سبحان، اهميت و فضيلتى استثنايى دارد، تا
آنجا كه اميرمؤمنان فرمود: و اشهد ان لا اله الا الله وحده
لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله شهادتان ترفعان
القول و تضاعفان العمل خف ميزان ترفعان منه و ثقل ميزان
توضعان منه.
گواهى دادن به يگانگى خداوند متعال [همان گونه كه در
متن حديث آمده] و بندگى و رسالت محمد(ص) دو گواهى دادنى
است كه سخن را بالا و عمل را دو چندان مىسازند. ترازويى
كه اين دو از آن برداشته شوند سبك و ترازويى كه اين دو در
آن نهاده شوند سنگين خواهد بود.
بعلاوه كه گواهى دادن به بندگى و رسالت پيامبر صلى الله
عليه و آله در تشهد نماز واجب است.
احترام به پيامبر(ص)
شخصى به حضور امام صادق(ع) رسيد. حضرت(ع) حال او را
جويا شد. گفت: خداوند به من فرزندى داده است. امام پرسيد:
نامش را چه گذاشتهاى؟ گفت: محمد! امام(ع) با شنيدن اين
نام صورتش را به عنوان احترام نزديك زمين آورد و گفت:
محمد، محمد، محمد! آنگاه ادامه داد: خودم، فرزندانم، پدرم،
مادرم و تمام اهل روى زمين به فداى رسول خدا(ص) .
مالك امام مالكيان مىگويد: جعفر صادق(ع) هنگامى كه نام
پيامبر(ص) را مىبرد رنگ چهرهاش تغيير مىيافت. تا آنجا
كه بازشناخته نمىشد من كسى را چون او اينچنين نيافتم.
پاسداشتحرمت پيامبر(ص)
بزرگداشت پيامبر(ص) تا بدانجاست كه اعتكاف در مسجد
پيامبر(ص) به ويژه در سه روز چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه از
اعتكاف در ديگر مساجد ثواب بيشترى دارد.و آن كه پس از سه
روز اقامت و روزه در مدينه حاجتى از خداوند بطلبد حاجتش
روا شود.
و به موجب پارهاى از روايات اقامت در شهر آن حضرت
(مدينه) بر اقامت در مكه ترجيح دارد.
بر پايه احاديثبراى ورود به مدينه منوره و خروج از آن
و وداع با پيامبر صلىالله عليه و آله يا زيارت آن حضرت و
نيز ورود به مسجد پيامبر مستحب است غسل كنند.
همچنين مسافرى كه قصد اقامت در مدينه نكرده و بايد بر
طبق قاعده نماز را شكسته بخواند مىتوان در مسجد پيامبر
صلى الله عليه و آله نماز را به اختيار خود شكسته يا تمام
بخواند.
البته سه مكان ديگر نيز داراى اين حكماند: مسجد
الحرام، مسجد كوفه و حائر سيدالشهداء.
نيز به احترام آن حضرت روزه گرفتن در ميلاد پيامبر
(هفدهم ربيع الاول) ثواب يك سال روزه دارد. و روزه در عيد
مبعث ثواب دو سال.
بعلاوه در اين روز شاد كردن مؤمنان و دادن صدقه يكى از
آداب شمرده شده است.
اسوهپذيرى
قرآن، پيامبر(ص) را اسوه نيكو مىخواند (لكم فى رسول
اسوه حسنة) و نهج البلاغه، محبوبترين بنده خدا را كسى
مىداند كه از اين اسوه زيباى بشريت، درس گيرد (و احب
العباد الى الله المتاسى بنبيه)
دوست داشتن پيامبر(ص)
قل ان كان اباؤكم و ابنائكم و اخوانكم و ازواجكم و
عشيرتكم و اموال اقترفتموها و تجارة تخشون كسادها و مساكن
ترضونها احب اليكم من الله و رسوله و جهاد فى سبيله
فتربصوا حتى ياتى الله بامره.(قرآن كريم)
اى پيامبر! بگو اگر پدران و پسران و برادران و زنان و
خويشاوندان و دارايىهايى كه به دست آوردهايد و تجارتى كه
از كسادى آن مىترسيد و خانههايى كه از آنها خرسنديد نزد
شما از خدا و رسولش و كارزار در راه او محبوبتر است پس
منتظر باشيد تا خدا امر و فرمانش را بر شما فرود آورد.
همان پيامبرى كه به اطاعتش امر شدهايم خود بر پيروى از
عترتش سخت تاكيد كرده است. از حديث ثقلين گرفته تا
حديثسفينه و صدها حديث ديگر همگى اطاعت از اهل بيت(ع) را
ضرورى شمردهاند.
پيروى از پيامبر(ص)
قرآن مىفرمايد:
... و اطيعوا الرسولو از پيامبر اطاعت كنيد.
پيروى از عترت پيامبر(ص)
همان پيامبرى كه به اطاعتش امر شدهايم خود بر پيروى از
عترتش سخت تاكيد كرده است. از حديث ثقلين گرفته تا
حديثسفينه و صدها حديث ديگر همگى اطاعت از اهل بيت(ع) را
ضرورى شمردهاند. از نظر امير مؤمنان(ع) اين اطاعتبايد به
صورت يك ملازمت كامل با آنان شكل بپذيرد يعنى از اهل
بيت(ع) نه اندكى جلوتر بيفتيم و نه اندكى عقبتر. آن
حضرت(ع) فرمود: فالزموا سمتهم... ولا تسبقوهم فتضلوا و لا
تتاخروا عنهم فتهلكوا
همواره ملازم طريقه آنان باشيد. نه از آنان پيشى گيريد
كه به گمراهى مىافتيد و نه از آنان عقب بمانيد كه به
هلاكت مىرسيد.
دروغ بستن بر پيامبر(ص)
پيامبر(ص) فرمود: من كذب على متعمدا فليتبوء مقعده من
النار.
هر كسى بعمد بر من دروغ بندد در آتش جاى گيرد. (گفتنى
است دروغ بستن بر پيامبر(ص) روزه را باطل مىكند.)
بپا داشتن سنت پيامبر(ص)
از نظر اميرمؤمنان، بپا داشتن سنت پيامبر(ص) خصلت اهل
ايمان و وظيفه حكومت اسلامى است.
ترك نكردن سنت پيامبر(ص)
پبامبر(ص) فرمود: ستة لعنهم الله ... التارك لسنتى شش
نفرند كه خداى متعال آنها را لعنت مىكند يكى از آنها كسى
است كه سنت مرا ترك كند.
تغيير ندادن سنت پيامبر(ص)
در ذكر صلوات امام صادق(ع) به رسول خدا(ص) چنين
مىخوانيم.
اللهم العن الذى ... غيروا سنة نبيكخداوندا لعنت كن
كسانى را كه سنت پيامبر را تغيير دادند، ... هزاران هزار
لعنت!
ترجيح دادن پيامبر(ص)
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: حبى خالط دماء امتى
فهم يؤثرونى على الآباء و على الامهات و على انفسهم.
دوستى من با خونهاى امت من آميخته شده است. آنها مرا بر
پدران و مادران و خودشان ترجيح مىدهند.
فرو آوردن صدا در محضر پيامبر(ص)
خداى متعال بر حفظ مقام آخرين برگزيده خود در سوره
حجرات مىفرمايد:
يا ايها الذين آمنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى و
لا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض.
اى مؤمنان، صداى خود را فراتر از صداى پيامبر(ص) نكنيد
و براى او سخن بلند مگوييد مانند بلند سخن گفتن برخى از
شما براى برخى ديگر.
بىتابى در رحلت پيامبر(ص)
اميرمؤمنان(ع) در رحلت پيامبر(ص) بر سر قبر آن حضرت(ع)
گفت: فغان و بيتابى قبيح است مگر بر تو.
خشنود كردن دخت پيامبر(ص)
رضايت فاطمه زهرا(س) دخت گرامى پيامبر(ص) معيار رضايت
الهى است. پيامبر(ص) در تكيه بر اين امر، رضايت فاطمه(ع)
را رضايتخويش و رضايتخويش را رضايتخداوند معرفى مىنمود
و ناخرسندى و خشم زهرا7 را ناخرسندى خود و خشم خود را غضب
خداوند مىدانست.
يادكرد اجداد پيامبر(ص)
پيامبر(ص) فرمود: اذا بلغ نسبى الى عدنان فامسكوا هر
گاه نسب من به هنگام شمردن، به عدنان، [جد بيستم
پيامبر(ص)] رسيد توقف كنيد. [و از آن پس را دنبال نكنيد.]
ماه ويژه پيامبر(ص)
پيامبر(ص) فرمود: شعبان ماه من است، خداوند رحمت كند
آنكه مرا در اين ماه (اطاعت پروردگار و روزه) كمك كند.
اميرمؤمنان(ع) فرمود: از زمانى كه نداى پيامبر(ص) را
نسبتبه شعبان شنيدم روزه اين ماه را ترك نكردم و آن را تا
آخر عمرم ترك نخواهم كرد ان شاء الله
زيارت پيامبر(ص)
زيارت قبر شريف پيامبر(ص) از پرفضيلتترين زيارتهاست.
آن حضرت خود فرموده است: كسى كه بعد از رحلتم قبرم را
زيارت كند مانند كسى است كه به ديدار من در زمان حياتم
آمده است. و (در روايت ديگرى فرمود) من شفيع او در
قيامتخواهم شد.
زيارت قبر پيامبر(ص) تا آنجا اهميت دارد كه مستحب است
آن را بر حج استحبابى ترجيح دهيم. اين زيارت در مواردى
استحباب بيشترى دارد. از جمله:
1- به هنگام حج زيارت قبر شريف پيامبر صلى الله عليه و
آله براى كسانى كه به حج رفتهاند استحباب بسيار دارد به
گونهاى كه اگر حجاج از انجام آن سر باز زنند بر حاكم
اسلامى است آنان را به انجامش موظف دارد.
رضايت فاطمه زهرا(س) دخت گرامى پيامبر(ص) معياررضايت
الهى است.
2- در روز ولادت رسول اكرم(ص) (هفدهم ربيعالاول) در
اين روز چنانچه نتوان بر سر قبر آن حضرت حاضر شد مىتوان
از دور حضرت را زيارت كرد.
3- در مبعث نبوى9 (بيست و هفتم رجب) زيارت پيامبر(ص)
در اين روز مستحب است.
سلام كردن به پيامبر(ص)
پيامبر(ص) فرمود: اگر نمىتوانيد به زيارت قبر من
بياييد به سويم سلام بفرستيد كه آن نيز به من مىرسد. در
روايت ديگرى از امام كاظم(ع) مىخوانيم: هنگامى كه به رواق
پيامبر(ص) داخل يا از آن خارج مىشوى بر او سلام كن و
همچنين از دور به او سلام كن. در روايتبراى كنار قبر
پيامبر(ص) «سلام» با كيفيتخاصى وارد شده است.
در دو مورد سلام كردن به پيامبر(ص) جايگاه ويژهاى پيدا
مىكند:
1- در نماز، مستحب است قبل از گفتن سلام واجب در نماز،
السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته گفته شود.
2- در سجده سهو، براى سجده سهو اذكارى وارد شده كهگفتن
يكى از آنها واجب است. از جمله آن اذكار اين است: بسم الله
و بالله السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته.
زيارت نوادگان پيامبر(ص)
پيامبر(ص) فرمود: من زار احدا من ذريتى زرته يوم
القيامةكس كه فردى از ذريه مرا زيارت كند، زيارت كنم او
را در روز قيامت
صلوات فرستادن
خداى متعال در قرآن كريم مىفرمايد: ان الله و ملائكته
يصلون على النبى، يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا
تسليماخدا و فرشتگان بر پيامبر(ص) درود مىفرستند. اى
كسانى كه ايمان آوردهايد، شما نيز بر او درود فرستيد و او
را كاملا فرمان بريد.
در بيان فضيلت صلوات بر پيامبر(ص) و آل او روايات
فراوانى وارد شده است كه به دو روايت اشاره مىكنيم:
1- امام رضا(ع) فرمود: من لم يقدر عن ما يكفر به ذنوبه
فليكثر من الصلاة على محمد و آلهكسى كه نمىتواند گناهان
خويش را با توبه و انابه و تحمل رنج عبادت محو كند بايد
بسيار بر محمد و آل او صلوات بفرستد.
2- ما فى الميزان شئ اثقل من الصلاة على محمد و آل
محمدچيزى به اندازه صلوات بر محمد و آل او در ترازوى اعمال
سنگينى نمىكند.
صلوات در چهار مورد حكم ويژهاى پيدا مىكند:
الف. در تشهد نماز واجب است.
ب. هنگام ذكر نام پيامبر(ص).
در اين صورت هر چند واجب نيست ولى در مورد ترك آن دو
حديث نبوى تكاندهنده وجود دارد:
1- البخيل حقا من ذكرت عنده فلم يصل علىحقيقتا بخيل
كسى است كه مرا پيش او ياد كنند و بر من صلوات نفرستد.
كسى كه نمىتواند گناهان خويش را با توبه و انابهو
تحمل رنج عبادت محو كند بايد بسيار بر محمدو آل او صلوات
بفرستد.
2- كسى كه به هنگام ياد شدن از من صلوات را فراموش كند
خداوند او را در پيدا كردن راه بهشت دچار اشتباه مىكند.
ج. در روز مبعثيكى از آداب ويژه، بسيار صلوات فرستادن
است.
د. در دو خطبه نماز جمعه
در هر دو خطبه بايد بر محمد و آل او عليهم السلام درود
فرستاد.
ه. در سجده سهو
براى اين سجده چند ذكر وارد شده كه انجام يكى از آنها
واجب است. بيشتر اين ذكرها شامل صلوات است مانند: «بسم
الله و بالله و صلى الله على محمد و آل محمد» و «بسم الله
و بالله اللهم صل على محمد و آل محمد»
محترم شمردن خون، مال و آبروى گواهىدهنده به رسالت
كسى كه بعد از شهادت به يگانگى خداوند سبحان، به رسالت
پيامبر(ص) گواهى دهد خون، مال و آبروى او محترم مىگردد و
احكام ازدواج و ... در حق او جارى مىشود.
در حديث آمده: به حقنت الدماء و عليه جرت المناكح و
المواريثبا گفتن شهادتين خونها محترم شمرده مىشود و بر
پايه آن احكام ازدواج و ارث جارى مىگردد.
كشتن دشنام دهنده پيامبر
همه فقيهان اسلام بر اين عقيدهاند كه بايد دشنامدهنده
پيامبر(ص) را كشت.
تعمير قبر پيامبر(ص)
علامه مجلسى(ره) در اين باره در كتاب شريف بحارالانوار
رواياتى را برشمرده كه گوياى استحباب تعمير قبر پيامبر(ص)
و قبور امامان(ع) است.
نامگذارى به اسم پيامبر(ص)
آن حضرت خود فرموده است: بورك لبيت فيه محمد و مجلس فيه
محمد و رفقة فيه محمدخانه يا مجلس و گروهى كه در آن
محمدنام وجود دارد مبارك است.
ابى رافع مىگويد: از پيامبر شنيدم اگر نام فرزند را
محمد نهاديد با او بدرفتارى ننماييد، اذيتش نكنيد و او را
نزنيد.
امام صادق(ع) به كسى كه نام فرزندش را محمد نهاده بود
فرمود: او را فحش نده، نزن و به او بدى نكن.
دوست داشتن عترت پيامبر(ص)
قرآن مىفرمايد: قل لا اسالكم عليه اجرا الا المودة فى
القربىاى پيامبر، بگو از شما پاداشى جز دوستى خويشاوندانم
نمىخواهم پيامبر(ص) فرمود: الزموا مودتنا اهل البيت7
فانه من لقى الله و هو يودنا دخل الجنة بشفاعتنا و الذى
نفسى بيده لا ينفع عبدا عمله الا بمعرفة حقناهمواره به اهل
بيت محبت ورزيد. چه آنكه اگر كسى خداوند را ملاقات كند در
حالى كه ما را دوست مىدارد با شفاعت ما به بهشت رود.
سوگند به كسى كه جانم در دست اوست هيچ بندهاى از عمل خويش
سود نمىبرد مگر با شناختن حق ما.
نيازردن نوادگان پيامبر(ص)
پيامبر(ص) فرمود: به خدا سوگند نسبتبه كسى كه ذريهام
را بيازارد شفاعت نمىكنم.
نظر انداختن به فرزندان و نوادگان پيامبر(ص)النظر الى
ذرية النبى(ص) عبادةنظر انداختن به ذريه پيامبر(ص) عبادت
است.
والامقامترين فرزندان و نوادگان اهل بيت عصمت و
طهارت(ع) هستند كه وظايف امت نسبتبه آنها آشكار است. بعد
از ايشان بايد به سادات بزرگوار احترام گذاشت و روايت فوق
اينان را نيز شامل است. در روايتى مىخوانيم:
النظر الى جميع ذرية النبى عبادة ما لم يفارقوا منهاجه
و لم يتلوثوا بالمعاصىنظر افكندن به تمام ذريه پيامبر(ص)
عبادت است تا آن زمان كه از راه آن حضرت(ص) جدا نشده و به
معاصى آلوده نشوند.
قرائتسوره محمد
پيامبر(ص) فرمود: كسى كه سوره محمد(ص) را قرائت كند
خداى سبحان او را از نهرهاى بهشتسيراب خواهد كرد.
امام صادق(ع) فرمود: كسى كه سوره محمد(ص) را قرائت كند
هيچگاه در دين او شك درنيايد و همواره از شرك و كفر محفوظ
ماند تا اينكه مرگش فرا رسد. و زمانى كه مرد خداوند هزار
فرشته در قبر او مىگمارد كه درود فرستند و ثواب درودشان
براى او باشد و وى را تشييع كنند تا در ايستگاه ايمنى و
رحمت، نزد خدا نگاهش دارند. سپس او در امان خداوند سبحان و
پناه محمد(ص) قرار مىگيرد.
نماز پيامبر(ص)
كسى از امام رضا(ع) در باره نماز جعفر طيار پرسيد حضرت
فرمود چرا غافلى از نماز حضرت رسول(ص)! بعد فرمود: دو ركعت
نماز بجاى مىآورى و در هر ركعتى يك بار سوره حمد و پانزده
بار سوره انا انزلناه مىخوانى و در ركوع و بعد از سر
برداشتن از آن، و در هر دو سجده و بعد از سر برداشتن از هر
كدام پانزده بار سوره انا انزلناه را قرائت مىكنى. از
نماز كه فارغ شدى ميان تو و خداوند گناهى نمىماند مگر
اينكه آمرزيده و حاجتتبرآورده مىشود.
نماز در روضه شريف
مستحب است ميان منبر و قبر پيامبر(ص) نماز گذارده شود.
نماز مبعث
دو نوع نماز براى اين روز وارد شده است:
الف: دوازده ركعت نماز دو ركعتى كه در هر ركعتحمد و يك
سوره آسان قرائت مىگردد. ميان هر دو ركعت نماز دعاى خاصى
دارد كه ابتداى آن اين است: الحمدلله الذى لم يتخذ ولدا
...
ب: دوازده ركعت نماز كه در هر ركعتحمد و سوره قرائت
مىگردد و بعد از هر دو ركعتبه صورت زير عمل مىكند:
1- سوره حمد و سوره توحيد و سوره قل اعوذ و برب الفلق و
سوره قبل اعوذ برب الناس (چهار بار)
2- لا اله الا الله و الله اكبر و سبحان الله و
الحمدلله و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم (چهار
بار)
3- الله الله ربى لا اشرك به شيئا (چهار بار)
4- لا اشرك بربى احدا (چهار بار)
نماز روز ميلاد
يكى از آداب روز ميلاد پيامبر(ص) (هفدهم ربيعالاول)
خواندن نمازى است كه دو ركعت دارد و در هر ركعتبعد از حمد
ده بار سوره انا انزلناه و ده بار سوره توحيد خوانده
مىشود.
وداع با قبر پيامبر(ص)
مستحب است كسى كه مىخواهد از مدينه بيرون رود با قبر
نبى9 وداع كند و مستحب است در وداع چنين بگويد:
صلى الله عليك السلام عليك لا جعله الله آخر تسليمى
عليك: خداوند بر تو درود فرستد. سلام بر تو! اميدواريم
خداوند اين سلام را آخرين عرض ارادت ما بر تو قرار ندهد.
(وداع با پيامبر(ص) كيفيتخاصى دارد.)